سلام. نظر به اینکه دوست داشتن یک صفت خوب و دوست نداشتن، فقدان یک صفت خوب یا به عبارت دیگر، یک نقص است، لازم است که خداوند فقط دوست داشته باشد، ولی خداوند بارها در قرآن، از عبارت «انّ الله لا یحب...» استفاده فرموده است، و از کسانی یاد می کند که خدا آنها را دوست ندارد(بقره:190،205و276، آل عمران:32، 57و 140، نساء:36، 107 و 148 وغیره) در واقع ظالمین، کافرین، متجاوزین، فاسد و امثالهم را دوست ندارد.

آیا این با صفت کمالی دوست داشتن خدا در تضاد نیست؟ آیا نباید تمام وجود خدا محبّت باشد؟

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
دوست داشتن يك صفت نسبي است كه ارزش و اعتبار آن ، با متعلق آن سنجيده مي شود ،يعني ابتدا بايد ديد شخص به چه چيزي علاقه دارد و بعد قضاوت كرد كه آيا خوب است يا بد،چنان كه تمام عقلا تمييزي و زيبايي را دوست داشته و از كثيفي و زشتي متنفرند .
كسي قائل نيست كه حب مطلقاً صفت كمال و خوب است ، تا گفته شود كه چرا خداوند همه را دوست ندارد؟
حب مطلق، نوعي تناقض گويي است، چرا كه با اين وجود انسان هم بايد زيبايي را مطلقاً دوست داشته باشد و هم زشتي را،خداوند هم بايد مطلقاً بهشت را دوست داشته باشد و هم جمنم را و حال آن كه بين حب مطلق زيبايي و زشتي و يا بهشت و جهنم تناقض است كه قابل جمع نيست يا اگر بنا باشد خداوند هم فاسد و كافر را دوست داشته باشد و هم غير فاسد و غير كافر را ، فلسفه بعثت پيامبران ، دين و اخلاق چه
مي شود ؟