برخی اوقات بیش می اید که ما نماز رو از روی جبر میخوانیم
یعنی اینکه ما نماز رو صرفابه خاطردستوراتی که خدا برای مسلمانان قرار داده
میخوانیم از روی خلوص نیت نمیخوانیم چرا خدانماز رو نگذاشت در مواقعی که خودمان احساس میکنیم باید به خدا نزدیک بشیم بخوانیم؟

واقعیتی است که اقبال انسان به انجام طاعات کم و زیاد می شود .گاهی مواقع ،انسان موقع نماز بانشاط است . از روی میل و رغبت به سوی نماز می رود اما گاهی مواقع بی میل است . صرفا به جهت امر الهی آن را انجام می دهد. امیر مؤمنان فرمود:
«إنّ للقلوب إقبالاً و إدباراً فإذا أقبلت فاحملوها على النوافل و إذا أدبرت فاقتصروا بها على الفرائض؛
برای دل انسان ها دو حالت وجود دارد ، نشاط و روی آوردن(به انجام طاعات) و حالت پشت کردن و فرار(از انجام عبادات )، پس آن گاه که نشاط دارند ،آن را بر انجام مستحبّات وا دارید. آن گاه که پشت کرده و بی‌نشاط است، به انجام واجبات قناعت کنید».(1)
انجام واجبات در هر دو صورت برای رشد و تعالی انسان مفید است حتی در صورتی که از روی بی میلی انجام شود. از ان جائی که همین عمل مقدم کردن امر الهی بر هوای نفس می باشد، در تعالی انسان مفید است. اما در عین حال بسیاری از نمازهای مستحب وجود دارند که زمان آن ها موسع بوده و می توان آن ها را به زمانی که رغبت بیش تری برای خواندن هست، موکول نمود حتی غالب نمازهای واجب زمان شان نسبت به اوقات شبانه روز وسیع است، مثلا چند ساعت و تنها نماز صبح محدود به حدود یک ساعت و نیم می باشد. اما در مورد نمازهای واجب که خداوند زمان خاصی را برای خواندن نماز تعیین نموده است، می توان به چند نکته توجه کرد:
1.وقتی پزشکی برای درمان و بهبودی مریضی، مصرف داروئی در اندازه‌های معین و زمان‌های خاصی توصیه می‌کند، عقل حکم می‌کند که طبق نظر پزشک، دارو مصرف شود . مریض نمی‌تواند مقدار کم تر یا بیش تر از دارو را در زمان‌های دلخواه خود مصرف نماید و گرنه بیماری او نه تنها بهبود نخواهد یافت، بلکه تشدید می‌شود. در مورد نمازهای واجب نیز چنین اسرار و حکمت هائی وجود دارد که رعایت آن جهت رشد و تعالی و هدایت انسان لازم و مفید است .مثلا برخاستن از خواب هنگام بین الطلوعین جهت نماز صبح هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ جسمانی برکات و آثاری دارد که در سایر اوقات نیست .
2. همین که انسان اوقات مشخصی را در طول روز و شب برای نماز در نظر داشته باشد، به زندگی و حیات مؤمنانه او نظم و ترتیب یکسانی می دهد که داشتن آن برای رشد و تعالی بسیار لازم و ضروری است.
3.طبع انسان به گونه ای است که اگر انتخاب زمان نماز به او واگذار شود، با تاخیر انداختن و زیاد کردن فاصله بین نمازها و سپس کم تر نمودن آن به تدریج به سمت فراموشی نماز حرکت می کند . انسان را از برکات ضروری ترین پایه های دین محروم می کند .
4.یکی از مراتب خلوص نیت همین است که انسان عبادتی را فقط به جهت دستور خداوند انجام دهد . اگر چه فعلا میل و رغبتی به انجام آن ندارد . همین سختی در پرورش روح تعبد و بندگی در انسان تاثیرگذار می باشد.
می توانید به کتاب «حکمت عبادات» تألیف استاد جوادی آملی و کتاب گرانسنگ «آداب الصلوه» و «اسرار الصلوه» که هر دو از یادگارهای عرفانی امام خمینی می باشند، مراجعه فرمائید.
پی‌نوشت:
1.سید رضی ، نهج البلاغه، حکمت 312، بی جا ، بی تا.