در کجای دین از قبیل قرآن روایت حدیث و... بر گرفتن مالیات بر ارث اشاره شده ؟لطفا با ذکر منبع قید شود ؟
اگر حدیث و روایتی و آیه ای نیست بر اساس کدام اصل و الگو معصومین از مردم مالیاتی چیز ی را می گیرند که هر سال برای آن مالیاتی دریافت کرده اند ؟و دوباره آن را اخذ می کنند ؟
این عین ظلم هست یا خیر ؟ اگر نیست چرا ؟
در دوره کدام یک از معصومین یا پیامبر مالیات بر ارث دریافت می شده ؟
اگر رهبر یا قانونگذار دینی خود به صلاح خود این قانون را گذاشته که از اسلام الگو برداری نکرده پس از کدام فرقه یا مذهب این کار قانون استخراج شده ؟
اگر باید مالیات بر ارث به زور گرفته شود و همچنین با اندکی توهین و طعنه انگار که مال دولت بوده و مردم آن را غصب کرده اند و باید دوباره پس بدهند و همچنین در صورت عدم پرداخت چند روزه با جریمه مواجه می شودند بفرمائید منبع این عمل در دین اسلام توسط کدام معصوم یا پیامبر انجام گرفته است و اگر ما از پیامبر و معصومین الگو برداری نمی کنیم چرا ادعای شیعه حضرت علی بودن را می کنیم ؟ یعنی حضرت علی اینگونه که روحانیون دینی هستند بوده اند و حق خوری یکی از اعمال هر روزه ایشان بوده است یا خیر . در ضمن بو سوال بدون هیچ گونه تعصب جواب داده شود چون فکر می کنم که یا ما دین را بازیچه خود کرده ایم یا ائمه اطهار در حق مردم ظلم می کرده اند و اگر ظلم نمی کرده اند این چه ظلمی است که به مردم روا می شود ؟ با تشکر از شما

از نظر شرعی ارث خمس ندارد. در قرآن و روايات نيز چيزي كه دلالت بر آن كند ،به طور خصوص نداريم. اما ماليات نه يك مساله ديني، بلكه حكومتي و برگرفته از قانون دولت ها در تمام دنياست. با نگاهي به ماليات هايي كه دولت در كشورهاي ديگر از مردم اخذ
مي كند، مي توان گفت كه ميزان مشاركت مردم در اين امر در كشور ما بسيار ناچيز است. ماليات يك عرف حكومتي در تمام دنياست كه براي تامين بخشي از درآمد دولت در تمام دنيا مورد استفاده قرار مي گيرد. حال هر دولتي با در نظر گرفتن مصالح عمومي بر آنچه كه به نظر او درآمد زاست، ماليات مي بندد و از مردم اخذ مي كند. دولت همان گونه که از سایر درآمدها مالیات
می گیرد، با اجازه قانون مدون در مجلس و تایید شده در شورای نگهبان می تواند از ارث مالیات بگیرد.
حتي اگر اين مساله را در نظر نگيريم و آن را برخاسته از دولت ندانيم ،باز از جهت اسلامي بودن آن مشكلي وجود ندارد.
دولت اسلامي مي تواند بنا به صلاحديد خود و در بعضي موارد، قوانيني را كه به صلاح اكثر افراد جامعه است، وضع كند. به اين احكام، احكام ثانويه گفته مي شود. چنين احكامي صرفا نبايد مخالف اسلام باشد و گرنه ممكن است در قرآن و روايات هم نيامده باشد. اين مساله در زمان ائمه نيز سابقه داشته و چيز جديدي نيست. مي دانيم كه موارد زكات در قرآن آمده و مشخص است اما حضرت علي (ع) در دوران حكومت خود بنابر مصالحي بر اسب ها كه جزو موارد زكات نيستند، زكات وضع كردند.(1) مي بينيد كه از اين طريق هم مي توان پرداخت ماليات گرچه ماليات بر ارث را عملي درست و صحيح دانست.
تذكر دو نكته مهم است:
1. اينكه كارمندان دولت بعضا به صورت نامناسبي با ارباب رجوع برخورد مي كنند، امر تازه اي نيست . بايد از كنار چنين افرادي با بزرگواري عبور كرد و آن را به حساب دين نگذاشت.
2. توهين به قشري كه تمام سعي خود را در راه تبليغ دين صرف مي نمايد و با كم ترين امكانات و با سختي بسيار مشغول هدايت مردم است- هرچند مي دانيم كه نقايصي هم در كار است و بي اشكال نيستيم- درست نيست . به دور از انصاف مي باشد. سعي كنيد در نگرش خود تجديد نظر كرده و سره و ناسره را يكي نكنيد.

پي نوشت:
1. عاملي، شيخ حر، وسایل الشیعه، موسسه آل البيت، قم،1409 ه.ق، ج‏9، ص 78.