سلام خدا قبل از ما طایفه اجنه را آفرید.شیطان از جنس جن است.حال سوال من این است آیا موجوداتی که ما را وسوسه میکنند همان اجنه هستند یا از نسل شیطانند .آیا نسل شیطان با نسل اجنه فرق میکند ؟شیطان یک جن است آیا عمل وسوسه را خودش انجام میدهد یا فرزندان یا یارانی هم داردکه به او کمک میکند ایا نام شیطان ابلیس است ؟
ایا در آخرزمان دوباره مثل زمان حضرت سلیمان اجنه مرئی میشوند وباعث اذیت انسان میشوند آیا این از نشانهای حتمی ظهور است چگونه می توان از این امتحان اللهی در آخر زمان در امان ماند.ایا در این زمان هم اجنه میتوانند دیده شوند وکسی را اذیت کنند ویا اورا تسخیر کنند اصلا آ«ها در کجا قرار دارند خواهشمندم توضیح خوب و مفصلی درباره همه ی ابعاد آن بدهید
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
پاسخ در چند محور بیان می شود:
مطلق جن وسوسه گر نیست، بلکه وسوسه کار ابلیس است که از نوع جنیان و رییس شیاطین است، ولی در کارهای وسوسه برانگیز تنها عمل نمی کند،زیرا شیطان در گمراهی بشر تنها نیست، بلکه یارانی دارد:
شیطان و دارو دستهاش شما را از محلى مىبینند که آن ها را نمىبینید.(1)
آیا او و ذریهاش را دوست مىگیرید، حالآن که آن ها دشمن اند ؟!(2)
یاران و همکارن ابلیس، فقط جنیان نیستند، بلکه در آیات از برخی انسان ها به عنوان شیطان نام برده شده است. بر این اساس رفیقی که انسان را به سوی گناه می کشاند،از یاران شیطان است.
شیطان (چه جنی و چه انسی) با انواع حیلهها و القاها و زینت دادنها به گناه ، ترغیب میکند. شیطان، علّت کامل گناه نیست، به این معنا که غرائز نفسانی در وجود انسان، باعث و علّت گناه است. شیطان هم با ترفندهای خود به آن کمک میکند. بنابراین، اگر شیطان هم خلق نمیشد، انسان به وسیله غریزی که در وجودش هست، گناه میکرد. اگر شیطان نبود، انسان، کم تر گناه میکرد، چون تحریکات شیطانی نبود.(3)
پیروان شیطان از نوع انسان و جنیان لشکر شیطانند. شیطان به کمک آن ها می تواند همزمان همه مردم را وسوسه و اغوا کند.
امام صادق(ع) فرمود:
«وقتی آیهای مربوط به استغفار نازل شد، ابلیس بالای کوهی در مکه رفت . با صدای بلند فریاد کشید و سران لشکرش را جمع کرد، گفتند: چه شده است که ما را فرا خواندی؟ ابلیس گفت: فلان آیه نازل شده که پشت مرا میلرزاند و مایة نجات بشر است، چه کسی میتواند با آن مقابله کند؟ یکی از شیاطین بزرگ گفت: من میتوانم . نقشهام چنین است و چنان. ابلیس طرح او را نپسندید، دیگری برخاست و طرح خود را ارائه داد .باز مقبول نیفتاد. در این حال «وسواس خنّاس» از جا برخاست و گفت: من از عهدة برمیآیم، ابلیس گفت: از چه راه؟ گفت: آدمیان را با وعدهها و آرزوها سرگرم میکنم تا آلودة گناه شوند. هنگامی که گناه کردند ،توبه را از یادشان میبرم. ابلیس گفت: تو میتوانی از عهدة این کار برآیی، نقشه بسیار ماهرانه است. این مأموریت را تا قیامت به او سپرد».(4)
لشکر شیطان پیروان و همکاران اوست که نقشهها را طبق دستور شیطان برای فریب آدمیان به کار میبندند.
غیر از وسوسه شیطان و عوامل جنی و انسی او عوامل دیگر نیز برای گمراهی انسان ها وجود دارد. شیطان به عنوان یک عامل انحراف در مسیر زندگی انسان ها چه وجود داشت و چه نداشت، انسان به عنوان یک موجود صاحب اختیار می توانست هر راهی را، چه خیر و سعادت و چه شر و شقاوت انتخاب کند، زیرا تنها عامل گرایش انسان به سمت بدی ها و انحرافات و گناه وسوسه ،شیطان نیست ،بلکه شیطان در نقش محرک و تقویت کننده میل ها و گرایش های نادرست درونی عمل کرده، انسان را به ورطة گناه و انحراف می اندازد.
نسل شیطان گرچه همانند او از نوع جن اند، ولی همه جنیان از نسل شیطان نیستند . میان جنیان مذاهب و فرقه های مختلف وجود دارد.
برخی شیعه و مسلمان اند. از آیات معلوم میشود که جنیان مؤمن و کافر دارند:
«وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِکَ کُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا؛(5)
از میان ما برخى درستکارند .برخى غیر آن . ما فرقههایى گوناگونیم». در جای دیگر قرآن از قول جن نقل کرده :
«وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِکَ تَحَرَّوْا رَشَدًا؛(6)
از میان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند. پس کسانى که به فرمانند، آنان در جستجوى راه درستند».
این جمله را احتمالاً به این منظور گفتند که مبادا وجود ابلیس در میان طایفة جن، این توهم را برای عدهای به وجود آورد که طبیعت جن بر شر و فساد و شیطنت است و هرگز نور هدایت به قلب او نمییابد. مؤمنان جن با این سخن روشن میسازند که اصل اختیار و آزادی اراده بر آن ها نیز حاکم است. افرادی صالح و غیر صالح هر دو در جمع آنان وجود دارد، بنابر این زمینههای هدایت در وجود آن ها فراهم میباشد. (7) معلوم می شود که نسل ابلیس با سایر جن ها فرق دارند.همه جنیان اهل وسوسه و عناد با انسان نیستند .
اين كه در زمان حضرت سليمان(ع) جنيان داراي نمود خارجي براي همگان بودند، ثابت نيست؛
اگرچه در خدمت سليمان(ع) بودند، اما به آن معنا كه تمامي مردم آن ها را مشاهده مي كردند،و یا سبب اذیت مردم بوده اند ، ثابت نيست؛ در باره این مطلب كه در آخر الزمان جنيان داراي نمود خارجي باشند و آشكار گردند و سبب اذیت مردم شوند ، چيزي نيافتيم. اگر چنین چیزی صحت داشته باشد ، از نشانه های حتمی ظهور نخواهد بود،به خصوص آن که دلیل خاصی بر این مطلب در دست نیست .
گرچه در باره محل زندگی و سایر جزییات زندگی جن اطلاع زیاد در دست نیست، ولی در برخی روایات در بارة نحوة زندگی آنان مطالبی آمده است : روزی رسول خدا در جایی با اصحاب نشسته بود که گرد و غباری از دور پدیدار شد و به سوی حضرت آمد تا نزدیک او رسید .
شخصی از میان غبار بر حضرت سلام کرد و عرض نمود : فرستاده ای از سوی قوم خود هستم که مؤمن هستیم،ولی عدهای از اقوام دیگر از جنیان بر ما ظلم کرده، کسی را همراه ما بفرستید تا میان ما داوری کند و ما را از ستم آنان نجات دهد،
حضرت از اسم او پرسید و از قوم و قبیله او سؤال کرد، او خود را «عرفطه» معرفی کرد و نام و قبیله خود را نیز گفت:
بعد حضرت خطاب به امیر المؤمنین فرمود: همراه او برو و میان آن ها قضاوت کن،
حضرت همراه او رفت و بر اساس حقبین جنیان قضاوت نمود و برگشت.(8)
سید حیدر آملی در باره نحوه زندگی جنیان گفته : چون عنصر هوا بر جنیان غالب است، غذای آنان چیزهای است که هوا آن را حمل می کند، از قبیل بو. در روایات آمده : به استخوانهایی که گوشت آن ها را می خورید، دندان نزنید . آن را برای جن بگذارید که خداوند رزق آنان را در آن ها قرار داده است.
برخی عارفان دیده اند جنیان می آمده و استخوان ها را بوییده و بر می گشتند.(9)
ممکن است در این باره بین مردم قصهها و افسانههای بسیاری مطرح باشد، ولی از آموزههای وحیانی به دست میآید: جن تحت تسخیر آدمی در میآید و انسان میتواند از او کار بکشد حتى افراد سرکش آن ها را به زنجیر و بند بکشد. از این رو در قرآن آمده که جنیان تحت تسخیر حضرت سلیمان بودند و او از آن ها کار میکشید.(10) برخی شیطانهای جنی برای جناب سلیمان غواصی و کارهای سنگین انجام میدادند که در توان آدمی نبوده است.(11)
از آموزههای قرآن به دست میآید که جن تحت تسخیر آدمی در می آید . به اذن الهی، جنیان مؤمن برای پیامبران و امامان مسخر میشدند و برای آن ها خدمت میکردند . نیز ممکن است برخی صالحان صاحب ولایت و معنویت جنیان را تحت تسخیر درآورند.(12)
پینوشتها:
1. اعراف(7) آیه 27.
2.کهف(18) آیه 5.
3. سید محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، نشر جامعه مدرسین ، قم، بی تا، با ترجمه فارسى، ج 8، ص 50.
4. ناصر مکارم، تفسیر نمونه ،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا ، ج 27، ص 476.
5. جن (72) آیه 11.
6. همان، آیه 14.
7. تفسیر نمونه، ج 25، ص 175،
8. سید حیدر آملی، تفسیر المحیط الاعظم،نشر وزارت ارشاد اسلامی 1416ق. ج 2، ص 104 (پاورقی)
9. همان، ص 103.
10. نمل (27) آیه 17 و انبیا (21) آیه 82.
11. ص (38) آیه 37.
12. محمد تقی مصباح، معارف قرآن،مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1380ش. ص 312.






