باتوجه به این که تربیت انسانها درخانواده های یکسانی نیست ایابرای حسابرسی در قیامت معیاری است ؟
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
ما به حكم عقل و آيه"وَ تَمَّتْ كلَِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَ عَدْلًا(1) ؛ كلام پروردگارت، در صداقت و عدالت به حدّ كمال و تمام رسيد" به عدالت خدا ايمان داشته و بر اين باوريم مقتضاي عدالت آن است كه انتظار از هر كس مطابق امكانات و نعمت هايي باشد كه در اختيار او قرار مي گيرد ،چنان كه در قرآن آمده است: "ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيم؛(2)سپس در آن روز (همه شما) از نعمت هايى كه داشتهايد، بازپرسى خواهيد شد".
اگر فرزندي در خانواده عالم ، مؤمن و داراي توانمندي در زمينههاي علمي، تربيتي و مادي متولد شود، انتظار از او خيلي بيش تر از فرزندي است که در غير آن خانواده متولد گردد. انتظار از هر کسي مطابق توان و امکاناتي است که به او داده شده و مقتضاي عدالت آن است كه خداوند براي هر شخصي به اندازه توانمندي ها و نعمت هايي كه داده و به حق رفتار نمايد،چنانكه در قرآن مي فرمايد:
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ؛ (3)
زمين به نور پروردگارش روشن مىشود. كتاب را پيش رو مىگذارند. پيامبران و شهدا را مىآورند و بين مردم به حق داورى مىشود. به كسى ظلم نمىشود" شايد به همين دليل باشد که در آيات و روايات فراواني، از تكبر و بهتر دانستن خود نسبت به ديگران به شدت نهي شده است:
"وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُون؛(4)
بدانيد كه رسول اللَّه در بين شما است. بايد كه از او اطاعت كنيد. اگر شما را در بسيارى امور اطاعت كند ، به تنگ مىآييد ليكن خدا ايمان را محبوب شما كرد و در دل هاي تان زينت داد . كفر و فسوق و عصيان را مورد نفرت تان قرار داد اينان رشد يافتگانند".
انسانها داراي جوهر فطرت و عقل بوده و با توجه به فطرت و عقل دروني و دعوتهاي انبيا و صالحان، هيچ گاه يک فرد نميتواند در محکمة عدل الهي ادعا کند که در فساد و کفر و انحراف بدون اختيار بوده، تربيت خانوادگي و محيط اجتماعي او را به راه انحراف و فساد و کفر کشانده، توان و درک و فهم تغيير نداشته است.
نمونههاي تاريخي متعدد وجود دارد که خانواده و محيط اگر چه ميتواند نقش داشته باشد، اما سلب کننده اختيار نيست. در منزل فرعون ، آسيه زني ميشود که الگوي تمام مؤمنان در قرآن معرفي ميشود، اما داخل خانة نوح، فرزندي که از فرمان خدا و پيامبر سرپيچي ميکند يا حتي در درون يک خانواده، فرزندي مانند کميل بن زياد از ياران نزديک حضرت علي(ع) ميشود اما فرزندي ديگر (حارث بن زياد) قاتل فرزندان مسلم بن عقيل!
اگر کودکي در محيط خانوادگي و اجتماعي فاسد رشد کند و بزرگ شود و همرنگ محيط گردد، بخشي از گناه او به گردن پدر و مادر و گردانندگان اجتماع است، اما خود نيز كاملاً بيگناه و معذور نيست. ميتوانست با رجوع به فطرت و عقل خويش، انحراف را تشخيص داده و راه خود را تغيير دهد. حال اگر به خاطر هوا طلبي،ترس، تنبلي يا هر دليل ديگر اين کار را نکرده،مقصر و گناهکار است . بايد به اندازه گناه و تقصيري که کرده، مواخذه شود. خداوند هميشه از راههاي مختلف پيامهاي هدايتي خود را به انسان ميرساند .اجازه نميدهد آنان در جهل و گمراهي ناچارانه بمانند، بلکه راه را مينماياند و هشدار ميدهد. انسانها هستند که در نهايت با اختيار و انتخاب خود بر گمراهي و انحراف باقي ميمانند.
پی نوشت ها :
1.انعام(6)آیه 115 .
2.تكاثر (102)آيه 8.
3.زمر(39)آيه69.
4. حجرات(49)آيه 7.






