بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
ظاهرا هر يك از ائمه عليهمالسلام هنگام رحلت از دنيا، كتاب و نوشتهاي را به امام بعد تحويل ميدادند كه آنچه انسان تا ابد به آن نياز دارد در آن موجود و مقدرات آنها نيز در آن كتاب ذكر شده بود. اولا، نوشته كتاب چگونه بوده كه اين همه مطلب در آن گنجانده شده و ثانيا، چه لزومي داشته كه اين كتاب نزد حضرات معصومين عليهمالسلام بماند و چرا ايشان آنها را به خاطر نميسپردند؟
متشكرم
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
هر کدام از امامان از دو طریق حقایق را به امام بعد از خود منتقل می کردند:
یکی از راه باطنی که اسرار امامت به امام بعد انتقال می یافت.
دیگر از راه وصیت نامه مکتوب به عنوان نمونه. راوی می گوید:
نزد حضرت امام حسین علیه السلام نشسته بودم که علی بن حسین ( حضرت امام سجاد علیه السلام ) که در آن زمان کودک کوچکی بود، وارد شد. امام حسین او را به سوی خود خواند، محکم به سینه خود چسباند و بین دو چشمانش را بوسید. سپس فرمود:« پدرم فدای تو، چقدر خوش بویی! چقدر خوش اخلاقی!»
به امام عرض کردم:«اگر به شهادت برسید، چه کسی به امامت خواهد رسید؟»
فرمود:« همین پسرم، علی. او امام است و پدر امامان بعد از خودش.»(1 ) چه این حضرت امام حسین پیش از شهادتش در کربلا علی بن الحسین را فرا خواند . اسم اعظم و میراث انبیا را به او وصیت نمود . به او فرمود: مصحف ها و سلاحهایش نزد ام سلمه است.(2)
امام باقر علیه السلام فرمود:«روز عاشورا، امام پیش از اینکه عازم میدان شود، دختر بزرگ خود، فاطمه، را صدا زد. نامهای مهر شده به او داد و وصیتی شفاهی نمود. در آن زمان حضرت علی بن الحسین به بیماری مبتلا شده بود و کسی امید بهبود او را نداشت.
پس از شهادت امام و بازگشت خاندانش به مدینه، فاطمه نامه را به امام سجاد علیه السلام داد. قسم به خدا، اکنون آن نامه در دست ماست.»
راوی پرسید:« در آن نامه چیست؟»
امام باقر فرمود:«همه آنچه مردم تا آخر دنیا به آن نیاز دارند.»(3)
امام حسین (ع) به امامت حضرت ، وصیت نموده است. آن را به عنوان امانت به ام سلمه (یکى از همسران نیک رسول خدا ) داده که بعدا امام سجاد (ع) از او گرفته است. مـطـابـق روایات، هنگامى که امام حسین (ع) از مدینه به سوى مکه خارج شده بود،به کربلا آمد و به شهادت رسید، هنگام خروج از مدینه مقدارى کتاب و چیزهاى دیگر و وصیت خود را به ام سلمه سپرد و به او فرمود: هر گاه بزرگ تر فرزندم نزد تو آمد و این ها را درخواست نمود،به او بده و او امام بعد از من است.
بـعد از شهادت امام حسین (ع) تنها امام سجاد (ع) آن امانت ها را از ام سلمه طلبید و او آن ها را به امام داد . (4)
کتاب ها و نامه های ائمه که به امام بعد تحویل شده ، مختلف بوده است، مثلا در منابع روایی شیعه برای امامان(ع) ده ها کتاب و تألیفات بر شمرده اند. برخی از این کتاب ها توسط امام پیشین نگاشته شده، سپس به عنوان میراث امامت به امامان بعدی رسیده است.برخی میراث از سلسله پیامبران پیشین بوده ، بعضی با املای امامان(ع) توسط شاگردان نوشته،برخی توسط امامان(ع) برای هدایت افرادی خاص و یا درخواست عده ای نگاشته شده است.
کتاب هایی که با یکی از مناسب های مذکور، منتسب به امامان(ع) است، بسیار میباشد. اینک به برخی اشاره میشود:
1ـ "الجامعه" : کتابی است که درباره احکام حلال و حرام است،که پیامبر(ص) آن را املا نمود و علی(ع) به نگارش درآورد.(5)
2ـ "الجفر": مندرجات این کتاب حوادث کائنات است . امام علی(ع) آن را در پوست بُز یا گوسفند نگارش نمود. بدین جهت که بر پوست بُز (یعنی جفر) نوشته شد، آن را "جفر" خواندهاند.(6)
3ـ "کتاب علی" کتابی است به املای پیامبر(ص) و خط علی(ع) که در باره احکام شرعی و حلال و حرام است. این کتاب بارها مورد استشهاد امامان بعدی قرار گرفته بود.(7) برخی گفتهاند: این کتاب همان کتاب جامعه است.
4ـ "مصحف فاطمه": کتابی است که به نقلی با املای پیامبر(ص) و خط علی(ع) نگارش یافته است.(8)
به نقلی دیگر: بعد از رحلت پیامبر(ص) خداوند فرشته ای را فرستاد تا حزن و اندوه حضرت زهرا(س) را بکاهد. وی با آن بانوی بزرگ هم صحبت شد و حاصل آن را حضرت فاطمه(س) برای امام علی(ع) املا نمود. حضرت آن را به نگارش در آورد. مندرجات این کتاب اخبار از کائنات است.(9) بنابر این آنچه مبسوط بوده و همه اسرار عالم در آن درج بوده،مربوطه به کتاب های است که از آن به جفر و جامعه و مانند آن یاد می شود که رمز گونه و اسرار آمیز بوده ، از نحوه کتابت آن ها اطلاعی نداریم که چگونه این همه حقایق و اسرار هستی را در خود جای داده است. ولی برخی نامه های ائمه که برای امام بعد از خود می نگاشته، به گونه ی نبوده که همه مسایل در آن ها درج شده باشد تا این پرسش مطرح گردد که این همه مسایل چگونه در آن درج شده است ؟
این که آن ها چرا آن حقایق را در سینه حفظ نمی کرده اند؟ ممکن است اسرار ی داشته باشد که یکی این است که آنچه در آن نامه ها مکتوب بوده، هم در سینه امامان مکتوب بوده اند و هم در آن نامه ها که در وقت ضرورت به اصحاب خاص نشان می داده اند.
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج46، ص19 ،حدیث8.
2. علامه حلى، نگاهى بر زندگى دوازده امام ،نشر جامعه مدرسین ،قم، 1378 ش با ترجمه و پاورقى : محمد محمدى اشتهاردى.ص32 1
3. بحارالانوار، همان، ص 18،حدیث3.
4. همان ،حدیث5.
5. محمد بن یعقوب کلینی، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1388 ش؛کافی، ج 1، ص 239
6. حسن بن فروغ، بصائر الدرجات،نشر مکتبه ایت الله نجفی، قم، 1404 ق،ص 157 و 158؛ سید مرتضی عسکری، معالم المدرستین، نشر مجمع العلمی لاهلبیت تهران 1413 ق ، ج 2، ص 223.
7. محمد بن خالد برقی، محاسن، نشر مجمع العالمی لاهلبیت ، قم، 1413 ق، ص 193.
8. بصائر الدرجات ، ص 157 و 158.
9. کافی، ج 1، ص 240؛ بصائر الدرجات ، ص 153.






