من 28 سالمه. 2 ساله ازدواج كردم. شكر خدا زندگي بسيار خوبي دارم. ولي 5 سال براي اين زندگي با پدر و مادرم جنگيدم و تو اين مدت از نظر روحي خيلي اذيت شدم و سرانجام تنها دليل رضايت پدرم جلوگيري از ديوانه شدن من بود! پدر و مادرم بسيار خوب و مهربان در همه زمينه ها ، تحصيلكرده و از همه نظر بهترين بودند ولي با ازدواج من با شوهرم به دلايل متعدد مخالفت شديد داشتند(مثلا من خواستگاران زيادي داشتم و از نظر آنها بهتر از شوهرم در همه زمينه ها مي تونست باشه)به هر حال ما زندگي شيرين و سرشار از عشق با رضايت اجباري خانواده من شروع كرديم و بعد از مدت كوتاهي پدر و مادرم فهميدند كه اشتباه بزرگي كردند كه اين همه سال ما رو معطل كردند. من تا قبل از اين 5 سال رابطه خيلي خوبي با خدا داشتم (نمي خوام تعريف كنم چون الان ديگه نيستم و واقعا ناراحتم) فقط اينقدر بگم نماز شبم و اكثر ادعيه ها و روزه هاي مستحبي ام هم ترك نمي شد!اما تو اين مدت اينقدر اذيت شدم كه اصلا حس و حال نماز واجب هم نداشتم. البته من هميشه همه واجباتم رو انجام دادم ولي ديگه اون لذت خاص معنوي رو از دست دادم.(مثلا براي نماز نيت ميكنم و وقتي به خودم ميام دارم سلام ميدم) هر روزم رو با شادي خاصي شروع ميكردم از نماز شب واقعا لذت مي بردم ولي مي خوام بگم الان خيلي كم نماز شب مي خونم و اون هم توجه لازم رو ندارم. كارشناسان و رابطين محترم لطفا منو راهنمايي كنيد الان كه تو زندگي ام همه چيز به لطف خدا دارم چرا لذت 7 سال قبلم از زندگي،از نمازم، از دعاهام و... نمي برم؟ ضمنا اينقدر اعصابم ضعيف شده كه به شوهرم كه مرد بسيار خوبيه بعضي مواقع گير ميدم به شدت عصبي مي شم و گريه مي كنم و تحمل كوچكترين حرف، كوچكترين مشكل عادي و سطحي ترين مسائل رو ندارم...خيلي سخته من كه از نظر اجتماعي و شخصيتي آدم فهميده اي هستم ولي تو خونه سر مسائل كوچك به شدت ناراحت و عصبي مي شم و كنترلم رو از دست مي دم وقتي به خودم ميام تا چقدر كارهام غير منطقي بوده!لطفا منو راهنمايي كنيد تا دوباره به سمت خدا اون طوري كه قبلا بودم برم، از زنگي ام لذت ببرم و بتونم ناراحتي و برخوردهام رو كنترل كنم...با تشكر از برنامه بسيار خوبتون!
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
زندگی همیشه با مُردگی همراه است. در کنار هر راحتی و لذتی، سختی و مرارت و تلخی وجود دارد. در کنار هر نوشی، نیشی یا به تعبیر قرآن با هر « عُسری، یُسری» همراه است. غم و غصه ،ناراحتی و ناآرامی کم و بیش برای همه آدم ها وجود دارد. پس تنها شما نیستی که از برخی مشکلات رنج می برید.حسرت حالات و لذات معنوی و آرامش روحی هفت سال پیش خود را
می خوری . یعنی آن موقع که هنوز مجرد بودی. نه زندگی و شوهر داشتی که فکر آن ها در سرت باشد. نه نگاه و ذهنیتت نسبت به پدر و مادر به خصوص پدر نگاه الان بود . از این رو وقتی مفاتیح دست می گرفتی دعا بخونی یا به سمت سجاده می رفتی تا به نماز بایستی، دغدغه و ناراحتی هیچ چیزی را نداشتی. فارغ البال از هر چیز تنها به خدا، مهربونی ها،عظمت و قدرتش فکر
می کردی . آرزو می کردی آن قدر به خدا نزدیک بشی و رضایت او را جلب کنی که تو را دوست خود برگزیند، تو را با بنده های خوب و اولیائش ، همراه و همنشین کند .
از این رو وقتی به نماز می ایستادی یا به دعا و مناجات مشغول می شدی، حسی به شما دست می داد که انگار خدا را با چشم باطن می بینی. اما الان دیگر آن حال خوش معنوی را نداری. می دونی چرا؟ چون دیگر فراغت قلبی آن ایام را نداری. گوشه ای از دلت به زندگی، به شوهر، به آینده زندگی ، به بچه و.... مشغول شده،گوشه دیگر دلت را غبار آزردگی های مخالفت خانواده ات با ازدواج تان اشغال کرده و گوشه دیگر آن را... راه چاره چیست ؟
حقیقت امروز را بپذیری ، نگرانی فردا را از خود دور کنی. امروزت را دریابی.
درهای آهنین را روی گذشته و آینده محکم ببندید. دیروز و فردا را در امروز مداخله ندهید.
مشکل اساسی اضطراب و استرس و افسردگی پنهان و آشکاری است که در شما هست و دارد روان تان را به فرسایش
می برد. اگر از نماز و دعا لذت نمی بری،اگر حضور قلب در نماز نداری ،اگر حواس پرتی داری، اگر گاهی در ذهنیات، توهمات یا افکار بی حاصل خود غرق می شوی، همگی برای اضطراب و افسردگی است. باید اول این را درمان کنی.برای درمان دو کار باید انجام دهی :
گام اول زدودن و پاک ساختن فضای ذهن از خاطرات تلخ گذشته و گام دوم نهراسیدن و در اندیشه فردا نبودن است.
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي أَنْتَ فِيهِ ؛
قلبت را از غم و اندوه گذشته آکنده مساز که تو را از آینده باز می دارد .(1)
و : لا تشعر قلبك الهم على ما فات فيشغلك [عن الاستعداد] عما هو آت؛
تشویش روزی را که نیامده است، بر امروزت میافزای. (2) دور کردن نگرانی ها از خود به قدری در سلامت و آرامش روح و روان مؤثر است که حضرت این مطلب را در وصیت نامه اش قرار داده و فرموده است: نگرانی های سال را بر نگرانی امروزت اضافه نکن چه آن که برای امروز مشکلات خودش کافی است. (3)
هر چه آن دوران و آن خاطرات تلخ و مخالفت های بی جا را به خاطر بیاوری، زندگی برایت تلخ تر می شود. اضطراب و ناراحتی و افسردگی شما زیادتر خواهد شد. از لذت روحی دعا و نماز و تلاوت قرآن دورتر و محروم تر خواهی شد. مهم آن نیست که برای مؤمن چه ناراحتی و مشکلی پیش می آید، مهم آن است که آن را چگونه مدیریت می کند . راه چاره این است به تدریج خاطرات تلخ را فراموش کنی. یکباره نمی توانی. باید مدت ها تمرین کنی.
برای تحقق این هدف توصیه های زیر را در برنامه روزانه و هفتگی زندگی ات قرار بده:
1-رفت و آمد و رابطه محبت آمیزت را با پدر و مادرت زیاد تر کن. هر وقت به آن ها می رسی، آنان را در بغل بگیر. دست یا صورت شان را ببوس. این کار کدورت ها و غم و غصه ها را به تدریج از دل می برد. نشاط و شادی می آورد. امام باقر(ع)
می فرماید: أیّما رجل غضب علی ذی رحمٍ، فلیدن منه فلیمسّه، فانّ الرحم إذا مسّت سکنت؛(4)
وقتی دو خویشاوند همدیگر را در آغوش گرفتند، آتش خشم و غضب و غبار کدورت ها فرو می نشیند.
2- از تنهایی بپرهیز.
3- رفتن به مسافرت، میهمانی ، مجالس جشن و شادی ای که از نظر دینی مشروع باشد،حتما در برنامه زندگی تان قرار داشته باشد.
4- ورزش، تنفس عمیق و پیاده روی هر روز به ویژه هنگام صبح در برنامه کارتان وجود داشته باشد.
5- نگاه به سبزه، جنگل، کوه، آسمان آبی، ستارگان ،آب دریا،آبشار و هر آبی که جریان داشته باشد ،هم چنین نگاه به هر چیزی یا هر کسی که مورد علاقه است، آرامش می بخشد.
6- لباس های شاد بپوش. فرش زیر پایت ، پرده خانه، ظروف و وسایل زندگی ، کفش و دمپایه و هر چیزی که از آن استفاده
می کنی، باید شفاف و ملایم و خوشایند طبع شما باشد.
7- از پوشیدن لباس های تیره در منزل ، خوردن غذاهای تند مثل فلفل ، نگاه کردن به هر چیز و هر کسی که دوستش نداری پرهیز کن .
8- از حساسیت بیش از حد در هر زمینه بپرهیزید.
9- بیش تر با افراد خوش اخلاق معاشرت کنید.
10 - از موقعیتهایی که زمینه تندخویی در آن است، دوری کنید. در موقعیتهایی حضور یابید یا فیلم هایی را نگاه کنید که رفتار خشن و پرخاشگرانه در آن دیده نمیشود.
11- پیش از هر عملی در مورد پیامد آن تفکّر و اندیشه کنید و آن گاه اقدام نمایید. با تمرین این راهکار و به کارگیری آن در مورد تمام رفتارها، اندک اندک کنترل خویش را بر تمام رفتارها توسعه بخشید.
12 - از خواندن قرآن و در نوبتهای متعدد در طول 24 ساعت غفلت نورزید. قرآن به روح و روان انسان جلا می دهد . تیرگی ها و کدورت ها را از بین می برد .(5)درخشش معنویت و نور خدا را زیاد می کند، به گونه ای که برای اهل آسمان و فرشتگان نور افشانی می کند. (6) سبب رسیدن به آرامش درونی می گردد.
13- عبادتهای خود مانند نماز را در اول وقت به جا آورید که تأثیر بزرگی در رسیدن به آرامش و اطمینان خاطر دارد.
پی نوشت ها:
1.علامه المجلسي، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء، بيروت، 1404 ه.ق ، ج44 ، ص138.
2.عبد الواحد بن تميمي آمدي، غرر الحکم ، انتشارات دفتر تبلیغات ، قم ، 1366 ،ص 321.
3.«فَلَا تَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِكَ عَلَى هَمِّ يَوْمِكَ وَ كَفَاكَ كُلَّ يَوْمٍ مَا هُوَ فِيه ». الشيخ الصدوق،من لايحضره الفقيه، مؤسسه النشر الاسلامي، قم،1413 ه.ق، ج4 ، ص 384.
4.ثقه الاسلام كليني، الكافي، دار الكتب الاسلاميه، طهران، 1365 ه.ش ، ج2 ، ص302.
5.بحار الانوار ، ج74 ، ص174.
6.همان ، ج89، ص200.






