چرا در حکومت های اسلامی در مقایسه با کشور های غربی ودمکراس درکل از نظر: سواد-علم -دانایی -بهداشت - سطح رفاه و... بسیار بالا تر از کشور های که حکومت اسلامی در آنها حاکم است وجود دارد ؟ درکل بهتر بگم از یک بچه 10 ساله هم این سوال رو بپرسم در جواب می گه که اونا (کشور های غربی) حتما راه رو درست رفتن!!چرا؟
لطفا دلیل منطقی بدید ...
منتظر جوابم......
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
اسلام همواره مسلمانان را به فراگیری علوم و فتح قلههای رفیع پیشرفت و ترقی فرا خوانده است. اسلام این قدرت را نیز داشت که تمدن سازی نموده و افکار عمومی را جذب نماید. بنا بر این علل عقب ماندگی مسلمانان اسلام نیست.
در صدر اسلام مسلمانان آن چنان پشیرفت نمودند که بخش وسیعی از جهانیان را تحت تأثیر تمدن و فرهنگ خود قرار دادند و همگان را به علم گرائی فرا خواندند و در فراگیری علوم مرزهای جغرافیای را نادیده گرفتند.
یکی از علل سرعت پیشرفت اسلام و مسلمانان این بود که در اخذ علوم و فنون و صنایع و هنرها تعصب نمیورزیدند و علم را در هر نقطه و در دست هر کس مییافتند، از آن بهره میگرفتند.
در احادیث نبوی، به این نکته توجه داده شده است که علم و حکمت را هر جا و در دست هر کس پیدا کردید ،آن را فرا گیرید. رسول اکرم فرمود: «کلِمَةُ الحِکمَة ضالةُ الموُمِنِ فَحَیثُ وَجَدَها فَهُوَ اَحَقُ بِها؛ همانا دانش راستین گمشده مومن است. هر جا آن را بیابد خودش به آن سزاوارتر است.»(1)
در نهج?البلاغه آمده : «الحِکمِةُ ضالةُ الموُمِنِ، فَخُذِ الحِکمَهَ وَ لَو مِن اَهلِ النًفاقِ ؛دانش راستین گمشده مؤمن است، پس آن را فراگیر و بیاموز گرچه از مردم منافق.»(2) از کلمات حضرت است: «خُذُوا الْحِکمَةَ وَ لَوْ مِنَ المُشرِکینَ ؛حکمت را بیاموزید گرچه از مشرکان. »(3)
در روایات اسلامی، ائمه اطهار از حضرت مسیح نقل کرده اند: «خُذُوا الحَقً مِنْ اَهْلِ الْباطِلِ وَ لا تَأْخُدُوا الْباطِلَ مِنْ اَهَلِ الحَقً وَ کونُوا نُقادَ الکلامِ؛ حق را (هر چند) از اهل باطل فرا گیرید اما باطل را (هر چند) از اهل حق فرا نگیرید، سخن سنج و حقیقت شناس باشید. » (4)
روایتها زمینه وسعت دید و بلند نظری و تعصب نداشتن مسلمانان را در فراگرفتن علوم و معارف از غیر مسلمانان فراهم کرد. از این رو مسلمانان اهمیت نمیدادند که علوم را از دست چه کسی میگیرند و به وسیلة چه اشخاصی ترجمه و نقل میشود و به دست آن ها میرسد، بلکه بر اساس آنچه از پیشوای عظیم الشأن خود آموخته بودند، خود را به دلیل این که اهل ایمانند ،صاحب و وارث اصلی حکمتهای جهان میدانستند. حکمت را نزد دیگران امری «عاریت» تصور میکردند.معتقد بودند که علم و ایمان نباید از یکدیگر جدا باشد؛ معتقد بودند که حکمت در محیط بی ایمانی غریب و بیگانه است. وطن حکمت قلب اهل ایمان است. بدیهی است که جمله: «کلِمَةُ الْحِکمَةِ ضالَهُ المؤمِنِ فَحَیثُ وَجدَها فَهُوَ اَحَقُ بِها» همه این معانی و مفاهیم را در بردارد. این بود که مسلمانان تمام همت و سعی شان این بود که بر علوم و معارف جهان دست یابند.
آری در آن روزی که اسلام و احکام قرآن عملا اجرا میگردید ،به خوبی نشان داد و اثبات کرد که چگونه میتواند از عقب افتاده ترین ملت ها نیرومندترین حکومتها و متمدن ترین ملت ها را به وجود آورد. روزی که مسلمانان در بغداد و اسپانیا بزرگ ترین دانشگاه ها را دارا بودند، جهالت و خرافات بر سراسر جهان مغرب(اروپا و آمریکا) حکومت میکرد حتی چندین قرن بعد از آن رجال و شخصیتهای علمی را که تازه در مغرب زمین ظهور کرده بودند، به جرم داشتن عقاید علمی زنده در آتش میسوزانیدند.در این جا مناسب است مقداری از نقش اسلام و مسلمانان در تمدن را از زبان دانشمندان مغرب برای شما بازگو کنیم.
1. دکتر گوستاولوبون، مستشرق و وزیر سابق فرانسوی مینویسد: کتاب های پزشکی محمد زکریا رازی در دانشکدههای پزشکی اروپا تا مدت زیادی جزء کتاب های درسی بود . کتاب های بوعلی به تمام زبان های دنیا ترجمه شد و تا مدت شش قرن اصول و مبانی طب شناخته میشد.
2. مسیو سدیو، مورخ مشهور فرانسوی مینویسد: ترقی تمدن امروز اروپا مرهون دانش هایی است که اسلام در سراسر شرق و غرب منتشر ساخت. حقیقتاً باید اعتراف کرد که مسلمانان استادان اولیه ملل اروپا بودند.
3. دنبورت میگوید: باید اعتراف کرد که علوم طبیعی، فلکی، فلسفه، ریاضیات که در قرن دهم اروپا را زنده نمود، از قرآن گرفته شده،بلکه اروپا رهین ملت اسلام است.
سیادت و پیشتازی تمدن و انقلابات علمی و صنعتی تا آن هنگام منحصراً در اختیار مسلمانان بود که فقط قرآن بر آن ها حکومت میکرد. علل عقب ماندگی مسلمانان را باید در عوامل دیگر جستجو کرد، نه در اسلام .
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیبی که هست، از مسلمانی ماست
عوامل عقب ماندگی مسلمانان را میتوان در موارد ذیل جستجو کرد:
1.برداشتهای انحرافی از آموزههای اسلام:
یکی از علل مهم عقب ماندگی مسلمانان در زمینههای مختلف به ویژه علم نظامی و ظلمت، برداشتهای انحرافی از آموزههای دینی است. برخی تصور کردهاند که دین با علم و تکنولوژی مخالف بوده و اصولاً دین مردم را به آخرت گرایی فراخوانده است. بر این اساس مسلمانان به جای پرداختن به علم و نوآوریهای تکنولوژی، به مسایل فردی پرداختند. این نگرش و رویکرد موجب شد که مسلمانان از قافله علم و تمدن و عقب بمانند، حال آن که اسلام- همان گونه که اشاره شد- نه تنها با علم و تکنولوژی و فنون نظامی مخالف نیست، بلکه همگان را به یادگیری علم فرا خوانده و برای یادگیری علوم، مرز جغرافیایی نشناخته (5) و از علم وحکمت به عنوان «گمشده مؤمنان» یاد کرده است.(6) از سوی دیگر یادگیری برخی از علوم را واجب شمرده است.(7) بهرهگیری از علوم بود که مسلمانان در صدر اسلام، به پیشرفتهای مهم علمی و تمدن دست یافتند.
2. ترک جهاد و عدم تلاش برای توانمندی نظامی مسلمانان
قرآن با نگاهی جامع مسلمانان را فرا خواند که از قوّت و قدرت نظامی برخوردار باشید و سلاحهای همسو با شرایط زمان را داشته باشید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکمْ؛ در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانایی دارید، از نیرو آماده سازید تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید.» (8) یکی از عوامل مهم عقب ماندگی مسلمانان ترک جهاد و کوشش علمی و عملی است.
اسلام مسلمانان را به فعالیت و جهاد در زمینههای مختلف فرا خواند،(9) ولی مسلمانان دستورها و آموزههای دینی را فراموش کردند و به تن پروری پرداختند. یکی از نویسندگان مینویسد: جهاد در صحنههای علمی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و نظامی به دست فراموشی سپرده شده ؛ حُبّ نفس و عشق به دنیا و راحتطلبی و کوته نگری و اغراض شخصی بر آنها چیره شده، تا آن جا که کشتگان شان به دست خود بیش از کشتگانی است که دشمن از آنها قربانی میگیرد (10)
3 . تلاشهای تخریبی دشمنان :
یکی از عوامل مهم عقب ماندگی مسلمانان، دشمنان اسلام و مسلمانان میباشند. قدرتهای بزرگ که تمدن و پیشرفتهای مسلمانان را بر نمیتابیدند، سعی کردند که با بهرهگیری از ابزار مختلف، عقب ماندگی را به مسلمانان دیکته کنند. متأسفانه سیاستهای استکبار با عدم خود باوری مسلمانان همسو شده و زمینه عقب ماندگی مسلمانان را افزایش داد. امروزه نیز استکبار جهانی پیشرفتهای ایران اسلامی را بر نمیتابد، از این رو سعی میکنند با بهرهگیری از اهرمهای مختلف نگذارد که ایران قلههای رفیع علم و تکنولوژی را فتح کند.
برای پیشرفت جهان اسلام و دست یابی به تمدن بزرگ اسلامی لازم است که مسلمانان به هویت اسلامی خویش برگشته ؛ دستورها و آموزههای دینی را در خصوص علوم نظامی، اقتصادی و... رعایت کنند. از سوی دیگر شجره طیبه خود باوری را تقویت نمایند. بدانند که اسلام با علم و صنعت مخالف نیست. در اسلام هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت مسلمانان لحاظ شده است.
4. حکومتهای وابسته در کشورهای اسلامی:
یکی از عوامل مهم عقب ماندگی مسلمانان حکومتها هستند که تحت تأثیر دشمنان خارجی قرار گرفته، موجب شدند که مسلمانان از پیشرفتهای علمی و صنعتی محروم شوند، زیرا برخی از حکومتهای جهان اسلام بقا و دوام خویش را در عقب ماندگی فرهنگی و تضعیف استعداد و قابلیتهای مسلمانان جستجو میکردند.
5. اختلافات و چند دستگیها ی مسلمانان
از سوی دیگر جنگهای داخلی جهان اسلام و جنگهای گروهی و فرقهای در کشورهای اسلامی نیز موجب شد که مسلمانان از پیشرفتهای علمی و صنعتی بی بهره شوند.
اکنون بسیاری از کشورهای اسلامی چون مالزی و ... از نظر اقتصادی جلوتر از برخی کشورهای مسیحی مانند شرق اروپا هستند .این امر تنها منوط به دین نیست، بلکه پیشرفت علمی و اقتصادی در گرو تلاش و برنامه ریزی و توجه به علوم است
پینوشتها:
1.علامة المجلسي، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي ، 1403 - 1983 م ، ج 2، ص 99.
2. نهج البلاغه ،حکمت 80.
3. بحار، ج 2، ص 97.
4. همان، ج 4، ص 96.
5 . همان، ج 1، ص 177؛محجة البیضاء، ج 1، ص 91.
6 . بحار الانوار، ج 1، ص 168.
7 . همان، ص 177؛ مستدرک الوسایل، ج 3، ص 174.
8 . انفال (8)، آیه 60؛مكارم شيرازى ناصر ،تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، تهران،1374 ش، ج 7 ،ص 220.
9 . تفسیر نمونه، ج 16، ص 350 - 351.
10. برای توضیح بیش تر به این کتابها مراجعه نمایید:
تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبون؛
تاریخ تمدن، ویل دورانت؛
تمدن اسلامی از زبان بیگانگان، محمد تقی صرفی؛
تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان؛
نقش مسلمانان در پیشرفت علوم؛
رمز عقب ماندگی ما، شکیب ارسلان؛
اسرار عقب ماندگی شرق، ناصر مکارم شیرازی؛
احیای تفکر اسلامی، شهید مطهری.






