اینکه چقدر سرنوشت واقعی ه !
ینی چقدر ممکنه چیزی به اسم تقدیر و یا آینده ی از پیش نوشته وجود داره!؟
مثلا" اینکه آیا واقعا" همسر...تعداد فرزندا...طول عمر...اتفاقات ناخواسته...اتفاقات یهویی...
چندتاشون از قبل تعیین شده که در آینده واسمون اتفاق بیفته؟!
اگه واقعا" چیزی به اسم سرنوشت و قسمت وجود داشته باشه،پس ما واسه
چی داریم الان زندگی میکنیم؟!
چرا کاری میخوایم پیدا نمیشه و میگیم قسمت نیس؟
یا اصن میخوایم یه مشهد بریم جور نمیشه میگیم آقا نطلبید!!! یا مثلا" قسمت نبود!؟!؟!
آیا واقعا" قسمت نمیخواد این اتفاقا بیفته یا ته دل ماها یه کم راضی نیست که میخوایم بند کنیم به قسمت!؟
+خیلی مهمه خواهش میکنم کمکم کنید.
منظور دقيق از تعبير قسمت و سرنوشت در همه چيز به خصوص در مورد همسر و تعداد فرزند و طول عمرو ... چيست؟ از آن جا كه مراد شما از سرنوشت همان است كه به قسمت تعبير مي شود ،به تبيين مساله مي پردازيم :
«قسمت» به معاني مختلفي به کار برده مي شود که اعتقاد به برخي از آن ها، موجه است . برخي ديگر ناموجه و بي دليل . قسمت به اين معنا که : «يک رويداد، معلول يک سري عوامل است که با تحقق عوامل، قطعاً آن رويداد به وقوع خواهد پيوست» ، کاملاً منطقي و صحيح است؛ مثلاً اگر کسي هر روز ورزش کند، عضلاتش قوي خواهد شد يا اگر در عبور از خيابان دقت نکند، تصادف رخ خواهد داد.
معني ديگر براي قسمت : «نقش فرد در حوادث کاملاً ناديده گرفته شده ، همه چيز به مقدرات واگذار گردد». اين برداشت نادرست است . توجيه خوبي براي اهمال و ناتواني ها است و با آموزه هاي ديني در تضاد است.
بنا بر اين مي توان گفت:
معناي صحيحي که براي قسمت وجود دارد ، قضا و قدر الهي است . اراده انسان در سرنوشت او مؤثر است. البته اراده انسان تنها عامل تعيين کننده رخدادهاي زندگي او نيست . بسياري از مردم در موارد زيادي از وقايع زندگي تعبير ميکنند که «قسمتش چنين بود» . از اين تعبير معمولاً معناي جبر برداشت ميشود، در حالي که «قسمت» به معناي «جبر» و سرنوشت حتمي گريزناپذير، نيست ؛ تنها معناي مقبولي که براي «قسمت» وجود دارد، قضا و قدر است که با اراده و اختيار انسان منافاتي ندارد.
بر اين اساس اگر منظور از وجود قسمت و تقدير و سرنوشت در ازدواج، اين است که در همسر گزيني، عقل و تدبير، تحقيق و مشورت، سپس گزينش همسر مطلوب، نقشي ندارد، بلکه به حکم جبر از ازل مقرر گشته که فلان دختر بايد همسر فلان پسر شود، سخني نادرست است. .
به عبارت روشن تر :
1. سرنوشت انسان متأثر از افکار و عقايد دروني و عملکردهاي خود، اطرافيان و جامعه است که در آن زندگي مي کند. سرنوشت چيزي جز بازتابِ تراوش دروني و بروني افراد و جامعه نيست که با ميل و اراده آن را انتخاب مي کند.
2. سرنوشت انسان تابع دو دسته عوامل تأثير گذار مادي و معنوي است که فرد يا جامعه به آن عوامل رو آورده، از آن ها بهره برده و زمينه تأثير گذاري آن ها را در سرنوشت فراهم ساخته اند.
خداوند از يک سو، انسان را صاحب اراده آفريده، به او عقل و درايت و قوّه فهم و تشخيص عنايت کرده تا خود انتخابگر راه زندگي و تعيين کننده مسير سرنوشتش باشد، از ديگر سو، دو گونه عوامل مادي و معنوي را تعيين کننده سرنوشت انسان قرار داده؛ يعني انسان، فهيم و صاحب اراده است که با اختيار خويش انواع عوامل مادي و معنوي را مي تواند به کار گيرد و سرنوشت خويش را بسازد.
حال به اختيار انسان است که از کدام دسته از عوامل با چه ميزاني و در چه وضعيتي بهره مي برد و سرنوشت خود را با انتخابش - از جمله انتخاب همسر و ازدواج ، چگونه مي سازد.
آن چه بين مردم به خصوص در ازدواج معروف است، قسمت به معناي عدم تأثير فرد در سرنوشت خود و تعيين همسر از قبل و سلب اختيار از انسان ميباشد ، که از نظر اسلام مردود است، چون خداوند به آدمي، اختيار و اراده داده است . در همه امور از جمله ازدواج، حق انتخاب و گزينش محفوظ ميباشد. شاهد آن روايات زيادي است که همگان را به دقت در انتخاب همسر فراخوانده و ضوابطي را در اين امر منظور داشتهاند. امام صادق(ع) ميفرمايد:
«زن همچون گردنبندي است که شخص آن را بر گردن خود آويزان ميکند، پس بنگر چه چيزي را بر گردن آويختهاي!». (1)
از رسول اکرم (ص) نقل شده: «فردي مناسب براي ازدواج را در نظر بگيريد و انتخاب کنيد، زيرا زنان تان فرزنداني شبيه خواهران و برادران خود متولد ميکنند». (2) اگر انسان اعم از زن و مرد در انتخاب همسر خود نقشي نداشته باشد، اين روايات معني ندارد.
ازدواج مانند امور ديگر، در قلمرو علم الهي است، يعني خداوند ميداند فلان شخص با چه کسي ازدواج خواهد کرد، چند فرزند خواهد داشت و یا چند سال عمر خواهد نمود ،ولي علم پرودگار اختيار را از او نميگيرد، زيرا علم الهي به عمل اختياري انسان تعلق گرفته است.
البته به يقين در همه امور عالم، علل ناشناخته اي هم وجود دارد كه بر ما پوشيده است . اراده خاص خداوند در موارد عديده اي هم جريان دارد، مثل طول عمر انسان ، اما به معناي حتميت و قطعيت در همه اين امور نيست . جدي ترين تقديرات الهي هم با
تلاش هاي مختلف خود انسان دگرگون مي شود . تلاش ها مي تواند تلاش هاي معنوي يا مادي و ظاهري باشد .
كسي كه تا سنين بالا هنوز ازدواج نكرده ، يقينا سرنوشت و قسمت او تاكنون همين بوده ؛ يعني عوامل مقدمه ساز رقم خوردن ازدواج براي او فراهم نشده ؛ خود او هم در قسمت تاثير گذار بوده است . چه بسا اگر به گونه ديگري رفتار مي نمود ، قسمتش اين نمي شد یا اگر با فرد خاصی ازدواج نموده و یا تعداد خاصی فرزند دارد و ... قطعا انتخاب و تصمیم خود او نیز در تقدیر تاثیر گذار بوده است . اگر در برابر انتخاب خواستگاران معيار ديگري داشت ،چه بسا فرد دیگری همسر او می شد یا اگر نگرش دیگری به فرزنددار شدن داشت، چه بسا تعداد فرزندان او متفاوت می شد.
همچنين در آينده به هر شكل و گونه اي رفتار نمايد ، قسمتش رقم مي خورد.چه در رفتن به زیارت و یا یافتن کار و یا ... اين حقيقت اختيار انسان در همه امور زندگي است ؛ در نتيجه به هيچ وجه نبايد از عوامل مقدمه ساز و تاثيرگذار در این امور غافل شد، بلکه لازم است با تلاش و پي گيري صحيح و معقول و حرکت جهت رسیدن به خواسته های خود زمینه های شکل گیری آن رخداد را فراهم نمائیم .سپس منتظر و تسلیم اراده خداوند باشیم. به انتظار قسمت و تقدیر نشستن بدون حرکت و تلاش بی فایده است . خداوند تقدیر هر کس را متناسب با تلاش و سعی او رقم می زند (3).
پينوشتها:
1. محمدي ري شهري ، ميزانالحکمه، ج 2، ص 1182 ، انتشارات دارالحديث ، 1416 ق .
2. همان، ص 1183 .
3.نجم(53) آیه 39






