1سال است بایکی از هم کلاسی های دانشگاه ام رابطه دارم و قصدازدواج داریم من در گذشته خطاهای زیادی انجام دادم که با آمدن او به زندگی ام ازته دل توبه کردم و تمام گذشته ام را برایش گفتم.اما اوبا وجوداینکه میداند توبه کرده ام هرازچندگاهی میگویدنمیتوانم گذشته ات را فراموش کنم.بااوکخ حرف میزنم بهترمیشوداماجندروز بعد دوباره شروع میکند.واقعا به او علاقه دارم.موقعیت ازدواج نیز داریم اما او میگوبداکر شکم برطرف شود ازدواج میکنیم به او کمی حق میدهم اما من عوض شده ام و تمیدانم جطور به او بگویم که بعدازازدواج نیز برسر توبه ام هستم؟توروخدا نگویید ازدواج نکنید کمکم کنید تا متقاعدش کنم.خواهش میکنم.دیگر از هرروز گریه کردن خسته شدم
@@@@پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
از نامه شما بر می آید که پذیرای هیچ حرف مخالفی نیستید. صرفاً به راه های وصال ایشان می اندیشید. از این رو با صراحت درخواست کردید: «تو رو خدا نگویید ازدواج نکنید. کمکم کنید تا متقاعدش کنم.»
با این وصف توجه شما را به نکات ذیل جلب می نمایم:
فرض بگیرید امروز یا فردا، با او بدون کوچک ترین دردسری و فرض موافقت خانواده شما و او ازدواج کنید. آیا فکر می کنید ازدواج موفقی خواهید داشت ؟ قطعاً خواهید گفت: بله حتما این طور خواهد شد . مگر قراره چه اتفاقی غیر از این بیفته؟ معلومه که با وصلت می توانیم بهشت آن دنیا رو در همین دنیا به تجربه بنشینیم.
تجربه نشان می دهد که بر خلاف تصور اولیه شما،با ازدواج با ایشان مشکل چندانی از مشکلات شما حل نمی شود. ناآرامی و تشویش خاطر اکنون درون تان ریشه دارد. زیرا سادگی بلکه نادانی زجر دهنده ای که انجام داده ای این است که همه خطاها و اشتباهات و گناه هایی را که انجام داده ای، برای او گفته ای!
دختر ساده !مگر در کتاب دینی دوره دبیرستان تحت عنوان « کتمان گناه » نخوانده بودی: هرگز خطاها و گناهان تان را پیش کسی جز خدا اعتراف نکنید ؟ مگر در درس « دوستی » روایت از امیر المؤمنین علیه السلام نخوانده بودید : هرگز گناهان خود را برای صمیمی ترین دوست خود که به اصطلاح محرم اسرار شما است نیز نگویید ، زیرا احتمال این است که دوست روزی دشمن شود ؟
ممکن است از یادت رفته باشد و فورا بگویی، نه. ولی برو کتاب دین و زندگی سال اول و سوم را مجددا نگاه کن. سفارش های دینی را در کتاب دین و زندگی برای به کار بستن در زندگی برای تان نوشته اند. از همین الان که شور و اشتیاق رسیدن به همسر در وجودش است . به خاطر آن خطاها در ازدواج با شما دو دل است، فردا بعد از ازدواج آن هنگام که آتش شهوت فرو کش می کند، به خود می آید با چه کسی ازدواج کرده است. احساس شکست، افسردگی و ناراحتی و بعد ناسازگاری وجودش را فرا می گیرد.
پس از گذشت چند ماه از ازدواج شما بار دیگر شاهد حالاتی خواهید بود که ریشه اش عشق نابهنجار شما است. آن موقع هم پسر و هم شما احساس می کنید که باید به فکر دیگری باشید تا به ساحل آرامش دست یابید و آن چیزی جز جدایی و طلاق نخواهد بود .
بسیاری از زن و شوهر هایی که خواهان طلاق هستند ، روزی عاشق سینه چاک همدیگر بوده و فکر می کردند با ازدواج با این دختر یا آن پسر به همه آرزوهای خود دست خواهند یافت یا نیمه دیگر خود را پیدا خواهند کرد .
چه کنیم که متأسفانه خواهان وصال ايشان به هر قيمتي هستيد. عدم ثبات هيجاني و ساير اختلالات احتمالي شما موجب می شود که نصیحت های دلسوزانه ما که کوله باری از تجربه را با خود دارد، احتمالا در شما تأثیر نداشته باشد. به عنوان یک کارشناس دلسوز به شما می گویم : به جای آن در آینده نه چندان دور زانوهای غم را در بغل گیری و گریه کنی و کسی هم دلش برای تو نسوزد ،زیرا خواهند گفت : مقصر خودت هستی ، الان برو در گوشه ای خلوت بنشین. به دور از مسایل عاطفی و عاشقی برای آینده خود بیندیش. به پیشنهادی که در ذیل می آید فکر کن و به آن عمل نما.قطعا به نفع شما است:
1- در گام نخست از همه گناهان و خطاهای گذشته ،هم چنین از اظهار و اعتراف به گناه پیش آن پسر یا احیانا کسی دیگر توبه کن . با خدا عهد و پیمان ببند که راه بندگی و پرهیزگاری را در پیش بگیری .
2- دختری می تواند در ازدواجش موفق باشد که سنگین و متین و صاحب شخصیت دینی و اجتماعی باشد. دختری که خود را خیلی مشتاق طرف مقابل و خواستگار نشان میدهد، ضعف برای او تلقی می شود. در آینده به همین خاطر سر کوفت می خورد. وقار و متانت خود را حفظ کن. هیچ گونه عکس العملی که بیانگر عشق و اشتیاق حتمی شما به وصلت با پسر باشد،نشان نده. تا آن که اگر خودش تمایل دارد، پا پیش بگذارد و اقدام کند . اگر اقدام نکرد، عفت و عزت نفس خود را نگه دار. هم چنان به توبه و عهد و پیمانت با خدا وفادار باش تا کسی بهتر از او نصیبت شود.
3- هرگز و تحت هیچ شرایطی، چه پیش از ازدواج و چه بعد از ازدواج خطاها و گناهان خود را برای هیچ کس اظهار نکن. اگر ارتباطی با پسری داشتی یا کار خطای دیگری انجام دادی، سادگی نکن. نگو صداقت اقتضا می کند هر کاری کردم، برای همسر یا خواستگارم بگویم . این صداقت نیست، سادگی بلکه حماقت و بازی با سرنوشت است . موظفیم دروغ نگوییم،ولی مکلف نیستیم همه راست ها و هر آن چه را می دانیم بگوییم.
اگر به راهنمائی بیش تری نیاز داشتید ،با شماره09640 بخش مشاوره تماس بگیرید.






