مثلا بعضی از دعا ها وجود دارن که گفته میشه اگه اینا رو بخونیم به انگار 110تا اسیر ازاد کردیم مگه میشه با خوندن 2 خط ایه به اندازه اون بدبختی که کلی پول جمع کرده و رفته 4 نفرو ازاد کرده ثواب کرد؟پس عدالت چی؟؟؟؟؟
الان سوره های قران 114 تا است اگه یه زمانی 1 سوره ازش کم شده باشه چی؟کی میدونه>؟پس چطوریه که میگن قران دست نخورده؟؟؟؟؟

پرسش: تناقض در دین شرح 1. مثلا بعضی از دعا ها وجود دارن که گفته میشه اگه اینا رو بخونیم به انگار 110تا اسیر ازاد کردیم مگه میشه با خوندن 2 خط ایه به اندازه اون بدبختی که کلی پول جمع کرده و رفته 4 نفرو ازاد کرده ثواب کرد؟پس عدالت چی؟؟؟؟؟

پاسخ:
اگر در روایتی برای تلاوت سوره و دعایی ، ثوابی وعده داده شده که به نظر ما بزرگ است ،
اولا آن وعده هر چه باشد ،به نظر ما بزرگ است . برای خدا ، بزرگ نیست ،زیرا برای خدا همه چیز کوچک و حقیر است که جز خدا بزرگی نیست . بزرگی اگر هست ، جلوه اوست ؛
ثانیا وعده برای تلاوت حقیقی است ،یعنی تلاوتی که از روی عشق و باور و ایمان و پایبندی و عمل باشد.در این صورت ، وعده برای آن عمل پاداش بزرگی نیست، زیرا کلام و عملی که حاکی از باور و ایمان و اعتقاد به خدا باشد و به امر خدا صورت گیرد ، آن قدر بزرگ و ارزشمند است که چنین ثوابی برایش زیاد نباشد.
خداوند برای این که بزرگ شماری ها از ذهن ما بیرون رود ، می فرماید عمل خیر شما مانند بذر و دانه ای است که در زمین باور و اعتقاد حاصل خیز شما افکنده شده و از آن دانه ، هفت خوشه برآید که در هر خوشه صد دانه باشد . خدا برای هر کس که بخواهد ( و شایستگی و اخلاص لازم را داشته باشد )چندین برابر می کند:
مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في‏ كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ (1)
كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه، يكصد دانه باشد. خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، چند برابر مى‏كند.
پس چه بعدی دارد که برای خواندن سوره ای مثل اخلاص یا دعایی ، ثوابی عظیم قرار دهد ؟
وقتی کسی سوره توحید یا دعایی را با تمام وجودش می خواند و بدان باور دارد و وجودش توحیدی شده و در راستای آن دعا
زندگی اش را سامان می دهد، چه بعدی دارد که ثوابی عظیم به او عطا گردد؟
وقتی بشر به جایی می رسد که یک ضربت شمشیرش ثوابی معادل ثواب عبادت جن و انس دارد:
ضربه علی یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين (2)
وقتی عملی می تواند به چنین درجه ای از اخلاص برسد که آن را ارزشمند تر از عبادت همه جن و انس گرداند ، وعده های پاداش داده شده، زیاد نیست، به شرط آن که به درجاتی از اخلاص رسیده باشد.
وعده ها اجمالی است . قید و شرط آن ها در روایات دیگر به صراحت و بارها ذکر شده است.مثلا آیه شریفه می فرماید:
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين‏؛(3)
خدا فقط از باتقوایان می پذیرد.
آیه قید عامی را به همه عبادات و اعمال ما می زند و آن "رعایت تقوا " است. خدا در آیه با حصر "انما" اعلام می کند که فقط از
باتقوا ها می پذیرد ؛ بنا بر این اگر کسی تقوا سرلوحه اعمالش نباشد و به جای یک بار ،هزار بار سوره "یس" یا دعاهای مذکور را بخواند، دردی از او دوا نخواهد کرد.
وعده ها اجمالی است . با قید و شرط است . امیدزا می باشد . بنده را به سوی خدا جلب می کند . تا شرط حقیقی اش حاصل نشود ، قطعی نمی گردد ،ولی همین امید کافی است . عامل مهمی در جهت حرکت و رسیدن به صلاح و فلاح است. از این رو در روایات آمده که اگر بر انجام کاری بنا به روایتی ما وعده ثوابی داده باشیم و برای رسیدن به ثواب ،عمل را به جا آورید ، به ثواب
می رسید حتی اگر روایت به واقع از ما نباشد. امام صادق (ع) فرمود:
من بلغه عن النبي صلى الله عليه و آله شئ فيه الثواب ، ففعل ذلك طلب قول النبي صلى الله عليه و آله ، كان له ذلك الثواب ، وإن كان النبي صلى الله عليه وآله لم يقله. (4)
این اخلاص و باور و ایمان است ،زیرا به خاطر وعده پیامبر این کار را انجام می دهد، یعنی به نبوت پیامبر و به صداقت ایشان و به قیامت و حاکمیت مطلق خدا باور دارد که می خواهد این کار را انجام دهد تا به پاداش برسد . تا زمانی که این باور و اعتقاد را نقض نکرده و زیر پا ننهاده ، مؤمن است . شرط ثواب را دارد . اگر با گناهش عمل را نقض کرد ، ثوابی را که کسب کرده ، ضایع می نماید.
انجام عبادت و عمل صالح با خلوص ، جهاد اکبر است . بسیار سخت می باشد . سختی خالصانه به جا آوردن عمل ، از سختی قتال و جنگ در راه خدا و انفاق در راه خدا و صرف مال برای آزاد کردن بندگان کم تر نیست، بلکه بالاتر است.
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 261.
2. احمد رحمانی همدانی ، الإمام علي بن أبي طالب ،چ اول ، تهران ، المنیر ، 1417 ق ، ص 606.
3. مائده (5) آیه 27.
4. برقی ، محاسن ، تهران ، اسلامیه ، 1330 ش ،ج1 ، ص 25.

پرسش: 2. الان سوره های قران 114 تا است اگه یه زمانی 1 سوره ازش کم شده باشه چی؟کی میدونه>؟پس چطوریه که میگن قران دست نخورده؟؟؟؟؟

پاسخ:
قرآن اول بر قلب رسول خدا(ص) نازل شد و در آن حک گردید . بعد از زبان ایشان به گوش مردم مؤمن رسید . آن را به عنوان پیام هدایت بخش خدایشان ،شنیدند . به قلب خود سپردند . در قلب خود حافظ آن شدند، به طوری که از زمان رسول خدا(ص) تا به امروز همیشه در جامعه اسلامی هزاران نفر حافظ کل قرآن در سینه خود بوده اند.
در زمان رسول خدا افرادی به امر ایشان و افرادی برای استفاده خود به نوشتن قرآن همت گماشتند . بلافاصله بعد از وفات رسول خدا و قطع نزول وحی ، تمام آیات و سوره ها طبق رهنمودهای پیامبر در کتابی بین دو جلد مرتب و به جامعه ارائه شد . امکان کم و زیاد شدن در آن برای همیشه ریشه کن گردید.
از زمان رسول خدا با توجه به دستورها و رهنمودهای قرآن و پیامبر ، همه مسلمانان خود را موظف به حفظ تمامیت قرآن می دانستند. برای دفاع از این تمامیت و مقابله با کسانی که اراده دستبرد در قرآن داشتند ، جان به کف نهاده بودند.
با توجه به این حساسیت فوق العاده و وجود کل قرآن محفوظ از دستبرد و زیاده و تحریف در سینه هزاران انسان در هر زمان و وجود صدها و هزارها نسخه آن زمانی که تکثیر کتاب ها با نسخه برداری بود و بعد چاپ آن در تیراژهای ملیونی ،و با وجود هزاران نسخه قدیمی در موزه ها و با توجه به حساسیت فوق العاده مسلمانان به هیچ وجه امکان کم و زیاد در قرآن وجود نداشته و ندارد.
از طرف دیگر آوردن یک سوره که با کل قرآن همخوان و مشتمل بر حق مطلق باشد و همسطح با سوره های دیگر از لحاظ فصاحت و بلاغت ؛ از توان افراد بشر و مجموع آن ها خارج است، زیرا این کتاب را خدا به عنوان نشانه و علامت صداقت پیامبرش نازل کرده و فرموده این کتاب تجلی دهنده خودم است (1). مانند خدا که نظیر و مثل ندارد ، این کتاب و سوره هایش هم نظیر و مثل ندارد . بشر از آوردن نظیر و مثل آن عاجز است . نمی تواند یک سوره مثل سوره های قرآن بیاورد و به آن بیفزاید ،زیرا دست پخت بشر توان پهلو به پهلو شدن با صنع خدا را ندارد .
اگر روزی در جایی مطلبی به قرآن اضافه کنند ، اولا آن پیرایه به سان وصله ناچسب خود را نشان می دهد. ثانیا توسط مسلمانان افشاگری شده و نقشه شوم آنان ناکام می ماند.
البته علت اصلي سوال در ذهن برخي افراد آشنا نبودن و آگاهي نداشتن نسبت به حساسيت پيامبر(ص) و اهل بيت (ع) و مسلمانان نسبت به قرآن است. برخي مي پندارند احساس مسئوليت مسلمانان نسبت به قرآن در طول تاريخ مانند حساسيت مردم امروز نسبت به برخي كتاب هاست كه مثلا اگر كلمه ای از فلان كتاب كم و يا زياد شود، چه كسي متوجه مي شود ؟ بر فرض توجه شايد عكس العملي نشان ندهند و مردم با بي تفاوتي از كنار آن بگذرند ،در حالي كه اگر كمي با تاريخ آشنا باشيم، مي دانيم كه مسلمانان و در راس آن ها اهل بيت و علما از قرآن با تمام توان خود محافظت مي كردند، به طوري كه براي تغيير يك حرف آن شميشر مي كشيدند حتي حاضر به كشته شدن بودند . اگر مسلمانان درون خود اختلافاتي داشتند اما نسبت به حفظ قران همگي متفق بودند.
پی نوشت :
1. ابن ابی جمهور احسائی ، عوالی اللئالی ،چ اول ، قم ، سید الشهداء ، 1405 ق، ج 4 ، ص 116.