کودک چه دلبستگی وباوری در رابطه با دین دارد
آیا قبل از آموزش به کودک خودش حس دلبستگی به دین را حس میکند
باور او نسبت به دین چیست
نقش والدین در رابطه با این موضوع چیست
کودک از چه سنی این دلبستگی را حس میکند
این باور چگونه تقویت میشود
آموزش های مناسب در این زمینه چیست
و..............................
@@@برادر گرامی! با سپاس و تشکر از ارتباط تان با مرکز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. از دیدگاه قرآن، همه نوازادان با فطرتی خدایی به عرصه گیتی پا می گذارند . در وجود خویش، اعتقاد به موجودی برتر را احساس می کنند. آنان در سالهای تحول جسمی و فکری خود، با توجه به محدودیتهای شناختی، بینشی خام و ساده از این مفهوم اساسی به دست می آورند؛ بینشی که خود را در پرسشهای مربوط به خداوند، آفرینش، نیروهای معنوی چون فرشتگان و مفاهیمی ماورائی مانند بهشت و جهنم و دیگر مفاهیم دینی نشان می دهد.
2. هر كودكي با فطرت خدايي و خداجويي به دنيا مي آيد .با قرار گرفتن در يك محيط اجتماعي و خانوادگي مذهبي بر شدت آن افزوده مي شود. كودكان در سير تحولي رشد خود، حدود 4 سالگي، به مرحله نسبي درك مفهومها مي رسند . از توانايي عملكرد نمادي و خلاقيت ذهني گسترده تري برخوردار مي شوند. در همين سنين(4-7) است كه بارش ذهني و موج سؤالات آن ها زبانه مي كشد و والدين و مربيان راغافلگير مي سازند.
در رابطه با پیدایش حس مذهبی و مفاهیم دینی در ذهن کودکان، بررسیهای روانشناسان نشان می دهد كه پیدایش حس مذهبی مربوط به ماه های قبل از چهار سالگی است حتی در برخی از كودكان از حدود سنین دو - سه سالگی هم دیده شده است. به همراه رشد و افزایش سن، این احساس علنی می شود، آن چنان كه در شش سالگی می توان نمودهای مذهبی و علاقه به انجام دادن رفتار را در كودك دید. مذهب در سنین مختلف برای كودكان معانی مختلف دارد، ولی دنیای آن ها از حدود شش سالگی دنیای عشق و محبت، احترام به خدا، ستایش و نیایش او، احساس شرمساری در صورت تخلف از دستور خداست حتی این امر در قیافه او هم پیدا است. از حدود هشت سالگی به بعد شوق مذهبی او بیش تر،و به مسائل دینی علاقهمندتر میشود.
3. همه کودکان بر پایه فطرت خویش، دین را می پذیرند . از خردسالی، به قدرت و نیروی والا که می تواند نیازهای آنان را بر طرف کند، توجه دارند. بنابراین یکی از اساسی ترین ویژگیهایی که می تواند در آموزش معارف دینی به ما کمک کند، تمایلات فطری کودک است. زیر بنای بسیاری از رفتارهای آدمی عناصری است که انسان، سایههای آن را با خود به دنیا می آورد. در فرهنگ اسلام کودک باور به دین و مسائل اساسی آن، همچون اعتقاد به خداوند را با خود به دنیا می آورد. آیه سی سوره روم به همین نکته اشاره دارد.
علاقه کودک به دین و خدا آموختنی نیست. این علاقه در درون کودک می جوشد . در سالهای پس از بلوغ شکوفا می شود. در حقیقت در آموزشهای خویش تنها وظیفه حفظ و حراست و تقویت این تمایلات را بر دوش داریم . در پی پرورش درست آن هاییم. لازم نیست که کودک را به پذیرش خدا وادار کنیم، بلکه باید باور فطری به خدا را در او حفظ و شکوفا کنیم. برای دست یافتن به این هدف، باید با برشمردن آثار رحمت الهی و نعمتهای خداوندی و آکنده ساختن قلب و اندیشه کودک از آن ها، وجود او را از عشق پروردگار سرشار کنیم.
4. در آموزههای زندگی ساز اسلام، آشنا کردن کودکان با مفاهیم دینی و جنبههای رفتاری آن و نیز راهنمایی او به سوی خداوند، از وظایف پدر و مادر شمرده شده است. این مهم، ممکن است در هیاهوی زندگی مادی به فراموشی سپرده شود یا به گمان این که فرزند همه این مسائل را در مدرسه یا از رسانههای جمعی خواهد آموخت، از برنامههای اصلی خانواده حذف شود؛ در حالی که خانه می بایست نخستین و مهم ترین پایگاه فراگیری دین و انس با آن باشد. پدر و مادر خواسته یا ناخواسته، کانون توجه فرزند خویشاند . چند و چون اهتمام آنان به برنامههای دینی، تأثیری مستقیم در علاقمندی کودک به این گونه برنامهها خواهد داشت. امام سجاد(ع) در شمارش حقوق فرزند بر پدر و مادر، یکی از مهم ترین مسائل را توجه به دین آموزی کودکان دانسته است. (1)
5. آموزش و تربیت مفاهیم دینی به کودکان از یک اصولی تبعیت می کند. این اصول عبارتنداز:
الف) سهولت:
طبق اين اصل از سخت گيري و خشونت نسبت به کودک بايد پرهيز نمود ،چرا که آسان گيري کودک را علاقه مند و سخت گيري او را به اصل دين بدبين مي کند.
ب) تدريج:
همان طور که خداوند آيات و احکام را تدريجاً نازل فرمود، در آموزش به کودکان نيز اصل تدريج بايد رعايت شود تا کودک متناسب با رشد و شکوفايي استعدادش مطالب را درک کند.
ج) مداومت و استمرار:
آموزش در اسلام امري مستمر و مداوم است. اهميت آموزش به کودک از سويي و طولاني بودن دوره ساختار ذهني و رواني کودکي از سوي ديگر استمرار و مداومت در آموزش را مي طلبد. بايد به موازات رشد عقلي و تحول رواني کودک مفاهيم اعتقادي را به وي انتقال داد و از شتاب و فشار پرهيز نمود.
د) آگاهي بخشي:
هدف تعليم بايد رشد فکري و يادگيري کودک باشد که بر اساس تفکر و فعاليت فکري، سودمندتر از تکرار و مرور آن است.
و) تفاوت هاي فردي:
در آموزش کودکان نمي توان به طور يکسان عمل کرد . بايد متناسب با ويژگي هاي شناختي عاطفي، انگيزش و سوابق خانوادگي از روش هاي گوناگون و موثر استفاده کرد، برخي با شعر، بعضي با داستان و برخي با پرسش و پاسخ بهتر درک مي کنند. برخي زودتر و بعضي ديرتر. پس بايد تفاوت هاي فردي را در نظر داشت.
6. برای مطالعه بیش تر کتابهای زیر معرفی می شود:
- کلیدهای آموختن به کودکان درباره خدا، ایریس یاب، ترجمه: مسعود حاجی زاده ، ناشر: صابرین، کتاب های دانه 1387
- خدا به تصور کودکان: شکل گیری فهم دینی در کودکان، حسین اسکندری، ناشر: منادی تربیت، 1386
- آموزش مفاهیم دینی همگام با روانشناسی رشد، ناصر باهنر، ناشر: سازمان تبلیغات اسلامی، 1380
- خدا در زندگی کودکان، ابراهیم اخوی، ناشر: انتشارات موسسه امام خمینی(ره) 1389
پینوشت:
1- تحف العقول، حراني، ابومحمد الحسن بن علي بن الحسين بن شعبه، بيروت: مؤسسةالاعلمي، ۱۳۹۴ق. ص189.






