آيا حكومت مجاز است به نام اسلام برای تمامی اتباع خود چه غير مسلمان و چه برخي از مسلمانان كه كه اعتنايي به اين حكم ندارند، نوع پوشش خاصی(حجاب) را تحميل نمايد؟
آيا ميتوان فردي را به جهت عدم رعايت عقيده ما از وطن خويش راند؟
شيوه برخورد با اين مسئله(حجاب)در زمان حكومت رسول خدا و اميرالمومنين چگونه بوده است؟

پرسش 1:
حكومت اسلامي و قوانين اجتماعي
1- آيا حكومت مجاز است به نام اسلام براي تمامي اتباع خود چه غير مسلمان و چه برخي از مسلمانان كه كه اعتنايي به اين حكم ندارند، نوع پوشش خاصي (حجاب) را تحميل نمايد؟ آيا مي توان فردي را به جهت عدم رعايت عقيده ما از وطن خويش راند؟
پاسخ:
####پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز.
بله، حکومت اسلامي حق دارد برخي ازچيزهاي را اجباري نمايد و اجباري و عدم اجباري يک چيز، به قوانين يک جامعه بر مي گردد و رعايت قانون بر همه افراد - حتي اقليت هاي مذهبي - لازم است. حجاب از جمله آن مسائل است که حکومت مي تواند آن را اجباري نمايد؛ زيرا حجاب هم جنبه شرعي دارد و هم جنبه قانوني و اجتماعي. از اين رو، جمهوري اسلامي حجاب را اجباري و الزامي نموده است؛ اما الزام حجاب در کشور ايران، به دليل قانون کشور است،‌ نه اين که فرد بايد مسلمان باشد يا احکام اسلام را عمل کند؛ بلکه از اين جهت که حجاب پديده‌اي اجتماعي است و ربطي به دين دار بودن يا نبودن ندارد. اگر حجاب تنها يک مسئله فردي بود، مسيحي يا يهودي و يا اقليت هاي مذهبي ديگر، هيچ الزامي براي انجام آن نداشتند؛ همان گونه که هيچ کس مسيحي يا يهودي را اجبار به روزه گرفتن يا نماز خواندن نمي‌کند؛ زيرا فقط يک مسئله فردي است؛ اما چون حجاب مسأله اجتماعي است، رعايت آن بر غير مسلمان نيز لازم است؛ همان طور که تأسيس مراکز مشروب‌ فروشي براي غير مسلمان نيز جايز نيست؛ هرچند در دين آنان اشکال نداشته باشد. اصولاً کارهاي خلاف و منکري که آشکارا و در منظر مردم رخ مي‌دهد، در حکومت اسلامي از انجام آن ها جلوگيري مي‌شود؛ ولي کارهايي که جنبه علني ندارد و در جامعه تأثير منفي ايجاد نمي‌کند، حالت اجباري ندارد؛ مثلاً در جامعه اسلامي، مسيحي يا يهودي مي‌توانند در خانه خود روزه نگير ند، نماز نخوانند و... ؛ اما به صورت علني و در خيابان و در منظر عام، حق ندارند در ماه رمضان روزه بخورند. حجاب نيز چنين است. اگر درون خانه در برابر با نامحرم، حجاب را رعايت نکنند، آنان را مجبور به حجاب نمي‌کنند؛ ولي در مجامع عمومي و کوچه و خيابان که در منظر ديگران است، بايد حجاب را رعايت کنند. عدم اجباري بودن حجاب موجب نمي گردد که حجاب بيش تر رعايت شود؛ زيرا برخي پايبند قانون و ارزش هاي جامعه نيستند. اگر آزادي به آن ها داده شد، به حرمت شکني مي پر دازند و دستورات دين را در همه عرصه ها، از جمله حجاب رعايت نمي کنند. البته ما هم باور داريم که براي گسترش فر هنگ حجاب بايد کار هاي فرهنگي نيز صورت گيرد؛ اما اين امر براي جلوگيري از بدحجاب کافي نيست. افزون بر آن، در جمهوري اسلامي قانون اسلام اجرا و اکثريت يا قريب به اتفاق جمعيت آن را مسلمانان تشکيل مي دهند و آنان خواستار اجراي قوانين اسلام هستند. بر اين اساس، بايد دراين کشور قوانين اسلامي رعايت شود که يکي از آن قوانين، حجاب اسلامي مي باشد. از همه مهم تر اين که:
اگر چه انسان فطرتاً آزاد آفريده شده و از هر گونه محدوديت و اجباري گريزان مي باشد، اما به دليل عاقل بودن، خود درک مي کند که بايد براي بهتر زيستن و جلب منافع طولاني مدت خود، بخشي از آزادي هاي خويش را محدود کند؛ به بيان ديگر، در بسياري از موارد عقل انسان در زندگي شخصي خود به جهت بسياري از شناخت ها و معرفت هايي که از درون خود و از محيط اطراف خويش و ساير انسان ها دارد و به دست مي آورد، حکم مي کند که لازم است بخشي از آزادي ها براي رسيدن به اهداف متعالي انساني محدود شوند؛ مثلاً عقل حکم مي کند که براي داشتن جامعه اي سالم و پويا نبايد آزادي هاي شخصي افراد به گونه اي باشد که سلامت ديگران را به خطر بيندازد. منافع طولاني مدت افراد اقتضا مي کند که بخشي از آزادي هاي فعلي آن ها محدود شود. براي محقق شدن اين هدف، اجبار خود و ديگران به محدوديت ها را مي پذيرد و لازم مي داند. بنابراين، مي توان نتيجه گرفت که اتفاقاً در بسياري از موارد انسان به دليل باورهاي دروني و عقلي و درک حقيقت برخي از امور، خود را مجبور به داشتن محدوديت هايي نظير حجاب مي کند.
براي آگاهي بيش تر، به کتاب "مسأله حجاب" اثر شهيد مطهري مراجعه نماييد.

پرسش 2:
2. شيوه برخورد با اين مسئله (حجاب) در زمان حكومت رسول خدا و امير المومنين چگونه بوده است؟
پاسخ:
####
گرچه دقيقاً معلوم نيست که در زمان رسول خدا وعلي (ع) حجاب چگونه بوده و با بدحجاب ها چگونه برخورد مي شده است، اما آنچه از لحن آيات و روايات استفاده مي شود، اين است که در آن زمان رعايت حجاب لازم بوده است؛ زيرا حجاب از واجبات الهي بود. بايد واجبات و حدود و احکام الهي در عصر رسول خدا و علي (ع) بيش تر رعايت مي‌شد؛ چون که بر امام و حاکم است که به اين مسائل اهميت دهد.
«آنچه پروردگار بر عهده امام گذارده است... زنده کردن سنت‌ها و اجراي احکام الهي است». (1)
در جاي ديگر، يکي از وظايف مهم حاکم و رهبر، امر به معروف و نهي از منکر و اقامه حدود الهي بيان شده است. (2) بي حجابي، از منکرات اسلام است که بايد از آن نهي شود. در صورت وجود چنين مسئله اي، حضرت رسول (ص) و علي (ع) اين وظيفه را بهتر انجام مي دادند. افزون بر اين، در عصر آنان رعايت پوشش مورد توجه توده مَردم، اعم از مسلمان و غير مسلمان بود. مانند اين عصر بي حجابي و بدحجابي رايج نبود. ازسوي ديگر، در سوره احزاب دستور کلي در باره حجاب آمده است که همگان ملزم به رعايت آن بودند: اي پيامبر! به همسران و دختران خويش و بانوان با ايمان بگو که روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حريت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگيرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است». (3)
پيامبر (ص) و علي (ع) علاوه بر تأکيدهايي که بر رعايت حجاب داشته اند، با ارائه دستور العمل هايي، جامعه اسلامي را به سوي تهذيب و پاکي، رهنمون گشته اند؛ مثلاً روزي اسما که خواهر زن پيامبر بود، با جامه بدن نما و نازکي به خانه پيامبر آمد. پيامبر، روي خود را از او برگرداند و فرمود: «اي اسما، وقتي زن به حد بلوغ رسيد، نبايد جايي از بدن و اندامش ديده شود؛ مگر صورت و دست ها». (4)

پي‌نوشت ‌ها:
1. فيض الاسلام، نهج البلاغه، ص 302، خطبه 105، تهران، چاپ آفتاب.
2. بحار الانوار، ج 93، ص 41.
3. احزاب (33)، آيه 95.
4. سنن ابي داود، ج 2، ص 383، بي نام.