پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
شاید منظورتان این باشد که آیا فرزند مولود زنا سرانجام به صورت الزامی زنا کار و فاسد یا جهنمی خواهد شد؟
در پاسخ اجمالی و سر بسته می گوییم: خیر، به هیچ وجه چنین تصور و توهمی درست نیست. فرزندان حاصل از زنا مانند سایر فرزندان، انسانند. از زمینه و قدرت رشد و ترقی و کمال و توان پرواز به سمت هدف آفرینش و قرب الهی برخوردارند.
جهان ما عالم تأثیر و تأثر است . همان گونه که اعمال و اخلاق و عقاید انسان برسرنوشت او تأثیر می گذارد. سرنوشت چیزی جز بازتاب آن نیست. همان گونه که قانون تأثیر و تأثر میان طبیعت و نظام تکوین از یک سو و انسان از دیگر سو وجود دارد، عملکرد انسان ها نیز در هدایت و ضلالت، در خوشبختی و بد بختی یکدیگر مؤثر است، ولی در میان موجودات خاکی، انسان از ساختار و ویژگی خاصی برخوردار است .
مکانیزم وجود آدمی به صورتی است که می تواند در مقابل عواملی در دنیا مقاومت کرده و از آن ها متأثر نگردد، بلکه جلوی روند تأثیرگذاری آن ها را بگیرد. به دلیل وجود آگاهی، انتخاب، آزادی و اراده در آدمی، وی می تواند به رغم قرار گرفتن در یک فشار مستقیم از عوامل مادی و فرامادی، مقاومت کرده و روند اثرگذاری آن ها را خنثی نماید.
مولود از زنا اگر چه زمینه گرایش به سمت زنا و کارهای فساد را از طریق وراثت را با خود همراه دارد، ولی به دلیل انسان بودن و به جهت آن که از هنگام آفرینش از نیروی درونی اختیار و قدرت انتخابگری برخوردار است، می تواند با رشد و تعمیق آگاهی و قدرت انتخاب راه درست رستگاری، سر افرازی و خوشبختی را برگزیند. برخلاف جریانی و اقتضائاتی حرکت نماید که پدر و مادر، برای او به وجود آورده اند. این گونه افراد اگر چه برای مقابله با جریان انحرافی که پدر و مادر ایجاد کرده اند مقاومت زیادی می خواهند و سختی های نسبتا زیادتری فرا روی آن ها قرار دارد، ولی خداوند متعال به دلیل وجود فشارها، اجر و ثواب کسی را که برخلاف روند عمومی خویش به سوی صلاح و اصلاح تغییر جهت داده ،دو چندان خواهد کرد.
فرد مولود زنا اگر چه به دلیل اثرگذاری گناه آلود والدین خویش زمینه گرایش او به سوی گناه بیش تر است، لیکن قدرت تعقل و تفکر، اراده ، اختیار، آزادی عمل و انتخابگری گرفته نشده، با تکیه بر ودیعه ها و هدیه های الهی می تواند راه کمال و خوشبختی و راه نزدیک شدن به خدا و قرب الهی را بپیماید حتی به مقام مقربین نایل گردد.
بر اساس «عدالت خدا» از هر کس به مقدار توانایی ها و امکانات او انتظار هست و بازخواست می شود. حسابرسی از فرد با استعداد و دارای امکانات خانوادگی ممتاز به طور حتم با حسابرسی از فردی که در خانواده ضعیف و یا ناهنجار به دنیا آمده ،تفاوت دارد. بنابراین اگر فرزند نامشروع به مقدار توانایی و امکانات خودش حق پذیر باشد،اهل نجات خواهد بود. می تواند با استفاده از نیروهای اختیار و آگاهی خود حتی مدارج عالی را طی کند. اما با مشکلات بیش تر که در این صورت از پاداش بیش تری نیز نزد خداوند بهره مند خواهد بود.
بنابراین در جایی که شرایط مسابقه و میدان عمل و نوع تکلیف برای انسان ها یکسان نیست، خداوند فرموده است:
لایکلف الله نفسا الا وسعها؛ (1) هیچ کس را جز به اندازه توان او تکلیف نمی کنیم.
کاملاً روشن است که توان و بهره مندی انسان ها در شرایط نامساوی، نامساوی خواهد بود. خداوند نیز بر اساس شرایط و با توجه به عنصر اختیار در وجود هر انسان بر او تکلیف می کند تا در میدان مسابقه تکلیف برای رسیدن به مقام قرب الهی به تلاش و کوشش بپردازد. بر اساس تفاوت ها است که جزا و پاداش می دهد.
بنا براین فرزندان نامشروع , مانند فرزندان طبیعى و قانونى در انتخاب راه سعادت و یا شقاوت آزادند. مـى تـوانند با اراده و اختیار خود راه تقوا و فضیلت را برگزیده , جزء گروه رستگاران و اهل بهشت گردند . ایـن طـور نـیست که شریر و جانى بالفطره آفریده شده باشند و به هیچ وجه نتوانند خود را از چـنـگـال ناپاکى و گناه رهایى بخشند ; حضرت صادق علیه السلام فرمود:
ان ولـد الزنا یستعمل ان عمل خیرا جزى به و آن عمل شرا جزى به ؛(2)
فرزند نامشروع از راه تـربـیـت بـه کـار و انـجام وظیفه سوق داده مى شود. اگر اعمالش نیکو و خیر بود ,پاداش خوب داده مى شود. اگر کار زشت و ناپسند انجام داد , کیفر نافرمانى خود را خواهد دید.

پی‌نوشت‌ها:
1. بقره (2) آیه286‌.
2. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق ،ج20 ،ص442