سلام،
من 1 دختره 27 ساله هستم، 2 سال با 1 پسر دوست بودم، هيچوقت دوستش نداشتم، امّا به خاطره لجبازی با جامعه باهاش دوست شده بودم، به خاطره اين دوستی هميشه ناراحت بودم، ميديدم مامانمم هم ناراحته. برنامه ي "سمت خدا" از تلويزيون باعث شد من تصميممو بگيرم و اين دوستی شيطانی رو تمومش کنم، خيلی خيلی خيلی گناه انجام داده بودم با اين پسره. خيلی خيلی خيلی پشيمونم الان، درست از اول سال نه باهاش حرف زدم نه پيامک نه قرار ، کلّا ولش کردم.
ميشه کمکم کنيد، کمکم کنيد خود مو از اين گناه پاک کنم، چه کاری بايد انجام بدم براي جبرانش؟ چه جور مطمئن بشم خدا منو بخشيده؟
هر کاری لازم باشه انجام ميدم، چون واقعاً در عذابم ازگناه هايی که کردم.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
آه و اندوه و حسرتی که از انجام گناه وجودتان را فرا گرفته ، نشان دهنده این حقیقت است که چراغ ایمان در وجودتان فروزان است. از وجدان بیدار و نفس لوامه و ملامتگر فعالی برخورداری. مهم تر از همه بازگو کننده این حقیقت است که خدا « دوست تان دارد» . مورد محبت و هدایت خاص خداوند قرار داری.می دونی چرا؟ چون اگر خدا دوستت نمی داشت، تو را رها می کرد . اگر تو را رها کرده بود، سوز درونی و حال خوش توبه و پشیمانی و ناراحتی درونی را به شما نمی داد.
آیا ندیده و نشنیده ای که چه بسا گناهکاران و جنایت پیشگان و مردان و زنان بدکاره ای بودند و هستند، که گناه کردن برای شان عادی شده ، از گناه و فساد و جنایت شان هیچ احساس شرمندگی و ناراحتی نمی کنند ، بلکه برخی ها احساس خوشحالی
می کنند ؟ این ها کسانی هستند که خدا رهای شان کرده و سایه رحمت خود را از سر این ها برداشته ، تا سر انجام آنان را به رسوایی بزرگ و عذاب سختی گرفتار سازد .(1) ولی به شما سوز و ناراحتی درونی داده است تا در صدد اصلاح خود باشید . به جای عشق های کاذب ، عشق حقیقی پیدا کنید . حال که نعمت بزرگ توبه نصیب شما شده، قدر بدان . از حال خوش سوز درونی بهره ببر . پس :
زنگ دل را زُدای تا یارت بدهد در حریم خود بارت
خدای مهربان درهای استغفار و توبه و بازگشت را همیشه به روی بندگانش باز گذاشته است.
توبه صفحه قلب را از آلودگی، پاک می کند. تیرگی را مبدّل به روشنایی می­سازد. کَرَم و لطف خداوند چنان وسیع و گسترده است که اگر فرعون و سایر طاغوت های تاریخ هم توبه می کردند،حق تعالی توبه آنان را می پذیرفت و از گناه آنان می گذشت.
توبه حقیقی چنان انسان را دگرگون می‌کند که گویی هیچ گناهی را مرتکب نشده است. امام محمد باقر (ع) می‌فرماید:‌ «التائب من الذّنب کمن لا ذنب له؛ (2) توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناه نکرده است».
امام صادق (ع) می‌فرماید: «هنگامی که بنده‌ای توبه نصوح (حقیقی) کرد، مواهب و نعمت‌های کم نظیر الهی را متوجه خود می‌سازد و اولین اثرش آن است که: «محبوب خدا » می‌شود. ... هر چه از گناهان که دو فرشته موکل بر او، برایش نوشته‌اند، از یادشان ببرد. به اعضای بدن، فرمان می‌دهد که گناهان او را پنهان کنید. به نقاط زمین و هر کجایی که گناهکار توبه کننده گناه کرده است، دستور می‌دهد که گناهان او را پنهان کنید و آثار آن را پاک می‌کند.پس توبه کننده در حالی خدا را در قیامت ملاقات می‌کند که هیچ چیزی به ضرر او و بر گناهانش گواهی و شهادت دهنده نیست و چیزی از آن آشکار نخواهد شد». (3)
آری ای دختر وارسته از گناه و شیطان و پیوسته به خدای رحمان !
بدان گناه هر چند بزرگ باشد، قابل توبه و بازگشت است. توبه از آن در درگاه الهى پذیرفته مى شود. آثار و برکات توبه در دنیا و آخرت نمایان مى گردد، به شرط آن که توبه حقیقى باشد. از عمق دل توبه کرده باشد. یعنی پشیمانی راستین از عملکرد گذشته و استغفار و طلب آمرزش از خداوند، تصمیم جدی بر ترک گناه در حال و آینده. زیرا خدای مهربان همه گنه کاران و کسانی را که با معصیت خدا به خودشان ستم روا داشته اند، به توبه و بازگشت از گناه دعوت کرده، سپس فرموده: خداوند تمام گناهان را می آمرزد:
« ان الله یغفر الذنوب جمیعاً».(4)
بنا بر این کسی که هر گناهی را مرتکب شده ، واجب و لازم است فوراً توبه کند و به سوی خداوند باز گردد تا خود را از منجلاب بدبختی نجات دهد.
مناسب می دانم جهت بیداری بیش تر و آرامش و اطمینان زیادتر که در صورت توبه حقیقی نه تنها خدا همه گناهانت را می بخشد و تو را می آمرزد ،بلکه تو را دوست خود بر می گزیند و «محبوب » خود قرار می دهد، داستان یک زن بدکاره را برای تان نقل کنم. داستان زنی به نام «شعوانه».
او زنی بود که صدا و آواز خوش و تحریک کننده و طرب ‌انگیزی داشت. در بصره مجلس فسق و فجوری بر پا نمی‌شد که «شعوانه» در آن حضور نداشته. او از این طریق ثروتی جمع کرده و کنیزانی خریده بود.
روزی با تعدادی از کنیزانش از کوچه ‌ای می‌گذشت. از خانه ‌ای که درش باز بود ،صدای گریه به گوشش رسید. به یکی از کنیزانش گفت :برو داخل خانه ببین چه خبر است. کنیز رفت و برنگشت. کنیز دومی را فرستاد و دستور داد که خبر بگیر و زود برگرد. کنیز دوم نیز برنگشت. سومی را با دستور مؤکد که زود برگردد فرستاد. کنیز سومی زود برگشت و به« شعوانه» گفت: گریه‌های گناهکاران است. آقایی صحبت می‌کند و آنان گریه می‌کنند. پرسید:پس فلانی و فلانی کجا رفتند، پاسخ داد: آن ها هم مجذوب صحبت‌های آن آقا شدند و در مجلسش نشسته‌اند.
شعوانه داخل خانه شد، تا ببیند چه خبر است . دید واعظی نشسته و جمعی دور او را گرفته‌اند. او از آثار و عواقب انواع گناهان، و از عذاب و آتش جهنم و سختی‌ها و رسوایی‌های قیامت صحبت می‌کند، چند لحظه‌ای گوش داد، خود نیز مجذوب و منقلب شد، حالش دگرگون گشت. حال خوش توبه از گناهان به او دست داد. با صدای بلند و شکسته گفت: آقا ! من خیلی گناه کرده ‌ام. گناهانم بی‌شمار است، اگر توبه کنم ،آیا خدا مرا هم می‌آمرزد؟
واعظ در حالی که آن زن را نمی‌شناخت گفت:آری، اگر توبه حقیقی و واقعی کنی و لباس ذلّت گناهان را از تنت بیرون نمایی و لباس عزّت و تقوا و طاعت خدا را بپوشی و به رحمت و آمرزش خداوند امیدوار باشی، خدا تو را می‌آمرزد، اگر چه گناهانت به اندازه گناهان زن بدکاره و هر جایی مشهور « شعوانه» باشد.
زن که صدای شیون و گریه اش بلندتر شده بود . گفت: ای شیخ ! زن بدکاره هر جایی منم ! آن بدبخت و سیه رویی که نامش را بردی ،یعنی شعوانه منم .
واعظ که از مثال خود جا خورده بود، بار دیگر گفت:اگر تصمیم جدی بگیری که دیگر به سوی گناهان گذشته و یا سایر گناهان نروی ، نه تنها خدا شما را می آمرزد، بلکه دوستت خواهد داشت و محبوب خدا می گردی، زیرا خداوند در قرآن می فرماید:
انّ الله یحب التوابین (5) ؛خداوند همواره توبه کنندگان را دوست خواهد داشت.
پس گناهت هر اندازه زیاد باشد، از لطف و آمرزش بی نهایت خدا که بیش تر نیست.
شعوانه پس از شنیدن کلمات امیدوار کننده واعظ، گریه‌کنان از آن ‌جا بیرون آمد.تحول روحی و انقلاب عظیمی در درونش ایجاد شده بود ، از همه گناهان کوچک و بزرگ دست کشید، کنیزها و برده‌هایش را آزاد کرد. به تلافی اعمال زشت گذشته‌اش به «عبادت» و کسب معرفت دینی مشغول شد، تا جایی که لاغر گشت. روزی به خود نگریست و گفت: آه .آه ، در دنیا به این نحو گداخته شدم، نمی‌دانم در آخرت حالم چگونه است.(6)
ای خواهری که از سادگی و بی توجهی به سرنوشت خویش پشیمانی و مهم تر از آن خود را در پیشگاه خداوند، شرمنده و خجالت زده می بینی، آیا می خواهی بدانی که سرانجام کار« شعوانه» به کجا کشید؟
او که خود را در پیشگاه خدا رو سیاه می دید و خویشتن را سزاوار سرزنش و عذاب الهی می‌دانست، ولی از لطف و رحمت پروردگار مأیوس نبود. نه تنها دیگر هیچ گناهی را مرتکب ‌نشد، بلکه سحرگاهان زمان خلوت کردنش با خدا بود. راز و نیاز و مناجات و اشک و گریه بسیار داشت. به نماز شب و خواندن نماز های پنجگانه در اول وقت پایبند بود.
سرانجام شعوانه یکی از اوتاد عظیم الشأن و واعظان و معلمان اخلاق گشت. درس اخلاق می گفت . شاگردان بسیاری داشت. شاگردان او تنها مردم عادی نبودند، بلکه زاهدان و عابدانی در درس اخلاق و مجلس موعظه او حاضر می‌شدند.
پس ای کسی که نسیم محبت خداوند شامل حالت شده ،راه بازگشت و پاک شدن برای همه باز است. ببین «شعوانه» با چه روحیه‌ای و چگونه توبه کرد؟
پیشنهاد می کنیم که کتاب« قلب سلیم » و گناهان کبیره را که هر دو اثر از شهید دستغیب است، مطالعه کنید.

پی نوشت‏ها:
1. آل عمران (3) ، آیه 178.
2. کلینی، اصول کافی، ج 4، شرح و ترجمه حاج سید جواد مصطفوی، ص 168، حدیث 10.
3. همان، ص 164.
4. زمر (39)، آیه 59.
5. بقره (2)آیه 222.
6. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، ص 534.انتشارات دهقان، چاپ هشتم .