به غیر از مقامات و کرامات چشم برزخی و طی الارض دیگه چه مقام هایی وجود دارد که انسان می تونه بهش برسه؟ خلاصه در مورد علم غیب مطلب می خواستم که چه جوری میشه بهش رسید؟ اگه شخصی گناه زیاد داشته باشه می تونه به این درجات برسه؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
خداوند بشر را برای رسیدن به بندگی و عبودیت خلق کرده است:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ؛ (1)
من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)!
اگر بنده خدا شدی، خداوند بندگانش را بالا می برد و قدرت تصرف در جهان می دهد.
اگر بنده خدا شدی و به درجات بالای بندگی رسیدی، خداوند حقیقت بینی و تعبیر و تأویل احادیث (دیدن چهره واقعی انسان ها و واقعه ها) ، طی الارض، تصرف در جهان (مثل آوردن تخت بلقیس از یمن به فلسطین در چشم به هم زدنی توسط آصف بن برخیا ) و ... را به تو خواهد داد.
بنده کسی است که دنبال مقامات ظاهری و دنیایی نیست، بلکه فقط رضای خدا را می طلبد.
کسی که این مقصدها را طلب کند ، گر چه با ریاضت و مخالفت با نفس و ...(مثل ریاضت های مرتاضان هندی) می تواند به قدرت تصرف در جهان برسد ، ولی این معامله و دنیا طلبی است، نه بندگی و عبودیت.
کرامت عالمان ربانی و بندگان خاص خدا ، عطای خداست، نه کسب و مقصد و مقصود خودشان ،زیرا عبادت فقط با خلوص محقق
می شود . هدف بودن مقامات با خلوص سازگار نیست. غایت بندگان خدا از بندگی، رسیدن به مقامات نبوده و نیست. اگر عبادتی برای رسیدن به مقامات باشد، دیگر عبادت نیست.
در روایتی آمده :
العبودية جوهر كنهها الربوبية؛(2)
عبادت گوهری است که باطن آن ربوبیت است.
در روایتی دیگر آمده که خداوند فرموده :
عبدي أطعني أجعلك مثلي أقول للشيء كن فيكون، وتقول للشيء كن فيكون؛ (3)
بنده ام مطیع من باش تا تو را مانند خود سازم. به هر چه امر کنم ، می شود و تو هم به هر چه امر کنی، بشود.
ان لله عبادا أطاعوه فيما أراد فأطاعهم فيما أرادوا، يقولون للشئ كن فيكون ؛(4)
خدا را بندگانی است که مطیع اراده اویند. خدا هم مطیع آنان شده و اراده آنان را محقق می سازد، به نحوی که به هر چه اراده کنند، می گویند: باش، پس می شود.
پس مقامات بندگان خدا بی نهایت است، مانند مقامات خدا . فقط با بندگی می توان بدان ها رسید. بندگی یعنی فقط رضای خدا طلبیدن ،نه برای رسیدن به مقامی کار کردن.
پی نوشت ها:
1. ذاریات (51) آیه 56.
2. امام صادق ، مصباح‏الشريعة ، بیروت، اعلمی، 1400 ق، ص 7.
3. شیخ حر عاملی ، الجواهر السنیه ، نجف، النعمان، 1384 ق، ص 361.
4. همان.