دختری 23 ساله هستم مدت دو سال است که عقد کرده ام اما از همان قبل از عقد هم همیشه دوست داشتم همسرم از من بلند تر باشد اما متاسفانه شرایط طوری شد که من و همسرم هم قد هستیم و این موضوع من را آزار میدهد و گاه در رابطه من با همسرم تاثیر منفی می گذارد لطفا راهنماییم کنید
با تشکر

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. یکی از تناسبات دختر و پسر در ازدواج، تناسب آن ها در زیبایی و وضعیت جسمانی است. اگر دختر و پسر در این معیار نیز با هم تناسب و همخوانی لازم را داشته باشند، در صورت تناسب آن ها در سایر معیارها و ملاک­های اساسی ازدواج، زندگی آن ها قرین خوشبختی و شادکامی بیش تری خواهد شد.
2. تناسب قدِ دختر و پسر در ازدواج، بخشی از تناسب زیبایی آن ها تلقی می گردد که ما به طور معمول، توصیه می کنیم که دختر و پسری که قصد ازدواج دارند، با هم تناسب قدی هم داشته باشند. تناسب در قد، به این معنا است که قد آقا مقداری از قد خانم بلندتر باشد. این مقدار تفاوت از آن جا که به طور متوسط قد خانم­ها از قد آقایان کوتاه­تر است، کاملاً نرمال و طبیعی است؛ ولی اگر قد آقا بیش از 15سانتیمنتر بلندتر از خانم باشد و یا قد خانم بلندتر از آقا باشد، این مقدار تفاوت طبیعی نمی باشد و در حالت طبیعی، چنین فاصله و تفاوت قدی توصیه نمی شود. علت آن این است که اگر قد دختر از قد پسر خیلی کوتاه­تر باشد و یا بر عکس قد دختر از پسر بلندتر باشد، زمینه تمسخر آن ها در جامعه به وجود می آید و این موضوع می تواند بر زندگی آن ها اثر منفی داشته باشد. از سوی دیگر، اگر قد پسر از قد دختر کوتاه­تر باشد، مقداری جنبه اقتدار و تکیه­گاهی مرد برای زن خدشه دار می شود.
3. اگر چه بهتر بود قد شما مقداری از قد شوهرتان کوتاه تر می بود، ولی با یکسان بودن قد شما، تناسب شما در این زمینه از حالت طبیعی خیلی فاصله ندارید. به همین جهت، این موضوع نمی تواند چندان تأثیری بر زندگی شما بگذارد و یا این که زمینه تمسخر شما را در اجتماع به وجود بیاورد، مگر این که خودتان با حساسیت­های افراط گونه، این موضوع کاملاً جزئی و بی اهمیت را به بحران تبدیل کنید و آرامش خود را برهم زنید و زندگی خود را با ناملایماتی همراه سازید.
4. تناسب قدی به آن معنایی که گفتیم، بخش کوچکی از تناسبات دختر و پسر می باشد و به خودی خود تأثیر بسیار اندکی در شادکامی و خوشبختی ازدواج دارد و اصولاً جزء معیارهای دسته سوم و چهارم ازدواج به حساب می آید كه شرط كمال ازدواج هستند و براي بهتر و كامل‏تر شدن زندگي اند و بيش تر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارند. بنابراین، تا معیارهای دسته اول و اساسی مراعات نگردد، نوبت به معیارهای دیگر نمی رسد و طبیعتاً اگر شما با پسری که قد او بلندتر از شما بود ازدواج می کردید، ولی در معیارهای اساسی ازدواج با هم تناسب و همخوانی لازم را نداشتید، در زندگی روی خوش نمی دیدید و ازدواج شما با شکست مواجه می گردد.
5. به نظر ما شما نباید به این موضوع، اهمیت دهید و اجازه دهید که زندگی شما را دست خوش تغییر و تحول قرار دهد و شما را آزار دهد؛ چرا که اهمیت دادن به این موضوع بسیار جزئی و بی اهمیت، باعث می شود که شما از بسیاری از نکات مثبت و جنبه­های روشن زندگی و شوهر خود غافل گردید و به تدریج با تمرکز ذهنی به این موضوع، تمام زندگی خود را تیره و تاریک بپندارید. شما باید به جای تمرکز به نقاط منفی و تاریک زندگی، به داشته­ها و به نقاط مثبت توجه کنید تا از زندگی لذت ببرید. این را بدانید که کمال مطلق و چیز بی عیب و نقص در این کره خاکی و زندگی دنیایی وجود ندارد؛ بلکه انسان­ها و دیگر اشیا در کنار هزاران نکته مثبت، از برخی کمبودها نیز برخوردارند. بنابراین، بهتر است شما شناخت خود را اصلاح کنید و نگرش خود را به زندگی تغییر دهید و بیش تر نکات مثبت زندگی خود را ببینید و بر آن تأکید داشته باشید.
6. به صورت طبیعی، انسان وقتی ازدواج می کند، باید تمام عشق و علاقه­اش را خرج همسر و خانواده­اش کند و با مثبت اندیشی و تقویت آن، از توجه به نقاط منفی به شدت بپرهیزد تا زندگی آرام و بی حاشیه ای را در پیش گیرد و به آرامش که هدف ازدواج است، برسد. اصولاً در زمان خواستگاری به دختر و پسر توصیه می شود که در زمینه همسرگزینی، دقت و اهتمام ویژه­ای داشته باشند و چشمان خود را کاملاً باز کنند؛ ولی بعد از ازدواج توصیه می گردد که زن و شوهر چشمان خود را برهم نهند و از دیدن نقاط منفی و عیوب همسر خود، پرهیز کند. این شیوه رفتاری یقیناً در تداوم زندگی و آرامش زندگی زن و شوهر تأثیر شگرفی دارد. مسلماً وقتی شما با شوهرتان با وجود یکسان بودن قدتان، با او ازدواج کرد­ه­اید، جنبه­های مثبت و مهم دیگری را در او مشاهده کرده­اید. بهتر است همچنان به آن نکات مهم تمرکز کنید و اجازه ندهید در هیچ شرایطی مسئله به این کوچکی در زندگی و تعامل شما با شوهرتان تأثیر منفی داشته باشد. پرداختن به این موضوع، باعث شکل گیری افکار منفی و مزاحم در ذهن شما و شدت و افزایش یافتن آن می گردد که موجب نشخوار دائمی ذهنی و افکار وسواس گونه می گردد. بنابراین، لازم است با این گونه افکار منفی مقابله کنید تا از آسیب­های آن در امان بمانید.
7. توصیه می شود برگه­ای همراه خود داشته باشید و نکات مثبت زندگی و نکات مثبت شوهرتان را در آن یادداشت کنید و روزی چند بار آن را ملاحظه کرده و آن را بخوانید.
8. مرتب به خودتان تلقين کنید که می توانید در برابر افكار منفی و مزاحم و بي‏ارزش كه اصلاً هيچ فايده‏اي هم ندارند، مقاومت كنید. خيلي راحت به خودتان بگوييد: اين افكار نه تنها به من كمكي نمي‏كند، بلكه مضر هم هست؛ اين‏ها هيچ سودي براي من ندارند؛ تازه كلي هم به ضررم تمام مي‏شوند. نبايد به آن‏ها اجازه ورود بدهید و باید با تمام قدرت با آن‏ها مقابله كنيد. این کار باعث می شود که افکار منفی، همان ابتداي كار ضعيف ‏شوند و با كمي تمرين پيشرفت‏هاي بيش‏تري هم مي‏كنيد.
9. هر گاه اين افكار به سراغتان آمد و متوجه شديد، سریعاً وسط افكار به خود بگوييد: «بس است ديگر». بدين وسيله، رشته افكار منفی و مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر بروید.