خداوند انسان را از روی رحمتش افرید وسپس اورا برای رسیدن به کمال وجودی خود هدایت کرد.یعنی راه را به او نشان دادوهمه امکانات لازم برای رسیدن به هدف را هم در اختیارش گذاشت.هدف نهایی وکمال انسان رارسیدن به خودش قرار داده است.حالا که هدف انسان رسیدن به خداست بهشت وجهنم برای چه قرار داده شده است؟ایا کسی که برای رسیدن به بهشت تلاش وبندگی خدا را میکند دچار شرک نشده است؟وشرک هم از گناهانی است که بخشیده نخواهد شد.درحقیقت اوبرای رسیدن به لذت ونعمت دارد تلاش میکند نه برای بندگی خدا.یعنی باز هم دارد بندگی خود را میکند.دراین صورت کسی که برای رسیدن به بهشت تلاش میکند ایابه خاطرشرکش دچار عذاب خواهد شد؟پس چراخداوند ما رابرای رسیدن به بهشت ترغیب میکند؟اصلا مگر میشود انسان کاری را برای غیر خود انجام دهد؟انسان ذاتا اینطورافریده شده است.حتی اگربندگی خدا را میکند یا برای بهشت وجهنم است یابرای رسیدن به لذت وسعادتی که دررسیدن به خدا میبیند.پس تکلیف توحید چه میشود؟در این صورت انسان هر کاری که انجام میدهد چون برای نفس خود است پس شرک محسوب میشود.اگر اینطور است چرا خداوند انسان را به توحید دعوت کرده است؟ایا امکان دارد انسان کاری را انجام دهد ودر ان کارهیچ چیزی برای خودش نخواهد؟ایاچنین قدرتی در انسان وجود دارد؟منظور از توحیدی که اسلام به ان دعوت میکند چیست وچگونه میتوان به ان رسید؟شاید بگویید که انسان پس از مدتی عبادت وبندگی ومجاهده کم کم میتواند از خود بگذرد ودیگر چیزی برای خود نخواهدوجز خدا نبیند همانند انچه که عارفان به ان میرسند.اما باز هم مجبور است تا ان موقع برای خودش تلاش کند.یعنی در ابتدا چاره ای جز شرک ندارد.دراینصورت یعنی مجبور به گناه کردن است؟ایا برای این گناهان عذاب خواهد شد؟

پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
به چند نكته توجه نمایيد:
1. شرك به خداوند كه در قرآن از بزرگ ترين گناهان شمرده شده، تعريف خاصي دارد و آن هم به معناي شريك قرار دادن براي خداوند مي باشد (1) كه اقسامي دارد، مثل: شرك در خلقت، شرك در تدبير عالم و شرك در عبادت. (2) خداوند هر سه قسم آن را رد مي كند. (3) اما طبق هيچ كدام از اين اقسام، عبادت كردن خداوند به انگيزه رسيدن به بهشت و يا دور ماندن از جهنم، شرك محسوب نمي شود؛ بلكه در ميزان اخلاص عبادت تأثيرگذار است.
2. اخلاص و خلوص در عبادت نيز از مقامات تدريجي و داراي مراتب مي باشد كه نمي شود مرز دقيقي بين اخلاص و عدم اخلاص قرار داد. اگرچه اميال و اغراض نفساني، نظير طمع رسيدن به نعمت هاي بهشتي و يا دور ماندن از عذاب جهنم با درجات بالاي اخلاص كه ويژه احرار و آزادگان مي باشد، ناسازگار است، اما به چند دليل با اصل اخلاص و ايمان سازگار و نيكو مي باشد:
اول: انجام اطاعت و دوري از معصيت به طمع رسيدن به بهشت و دور ماندن از جهنم زماني رخ مي دهد كه انسان به وجود چنين بهشت و جهنمي اعتقاد قوي و راسخ داشته باشد. همين اعتقاد مبني است بر اعتقاد و باور به خداوند متعال و صادق دانستن او در وعده ها و وعيدها. از این رو، طمع بهشت فرع بر اعتقاد راسخ به خداوند و عالم آخرت مي باشد كه قطعاً مورد رضايت خداوند مي باشد.
دوم: مشوق اصلي انسان به سوي بهشت و نعمت هاي آن، خداوند متعال مي باشد كه به انسان در مقابل انجام طاعت و بندگي، وعده هاي فراوان رسيدن به لذت هاي بهشتي داده است و نشان مي دهد كه انجام عبادت به طمع رسيدن به بهشت خواسته خداوند متعال مي باشد و انجام آن، اطاعت است و عبادت. بنابراین، حتي با اين قصد نفساني نيز اطاعت انسان با اخلاص سازگار است.
سوم: انسان داراي مراتب مختلفي است كه از همين مرتبه نازل جسماني و مادي شروع مي شود و به مراتب بالاتر نفساني و روحاني و در نهايت، به مراتب تجرد تام و تقرب كامل به معبود خود و خالق هستي مي رسد. انسان در تمام اين مراحل فقط خود را مي خواهد؛ حتي در بالاترين مراتب هستي كه مرتبه قرب الي الله مي باشد و هواهاي نفساني و مادي در آن راه ندارد، باز هم انسان به دنبال لذت ارتباط و اتصال با خدا است. از این رو، خودخواهي ذاتاً بد نيست و هر خودخواهي گناه نيست؛ بلكه ارزش بودن و ضد ارزش بودن آن بستگي دارد به اين كه انسان كدام بعد از وجود خود را مي خواهد و خواسته كدام بعد خود را در نظر دارد. در نگاه دقيق، همه انسان ها اعم از معصوم و غير معصوم، مؤمن و غير مؤمن، مخلص و غير مخلص، هر كدام در هر مرتبه اي كه هستند، چه در بالاترين درجات اخلاص و چه در نازل ترين درجات مادي، همگي خود را مي خواهند و به دنبال كمال خود هستند. خداوند ذات انسان را به همين صورت خلق نموده است كه هميشه دنبال رسيدن به بالاترين لذتي كه درك مي كند باشد؛ اما انسان ها بسته به رشد و كمالي كه دارند، درك بالاتري از لذت حقيقي و ناب پيدا مي كنند. بنابراین، هر چه بالاتر مي روند، به نعمت هاي و لذت هاي پایين تر براي رسيدن به لذت ماندگارتر بي توجه مي شوند. از این رو، عارفان و واصلان و معصومان نيز چون بالاترين لذت ها را كه همان لذت مناجات و ارتباط و اتصال تام به خداوند متعال مي باشد، درك نموده اند، در بهشت نيز به دنبال همان لذت مي گردند.
با این بیان، مشخص است که انجام عبادت به طمع بهشت اگر چه برای انسان های کامل و واصل زشت و ناپسند می باشد و به نوعی تنزل از مرتبه بالای وجودی آن ها می باشد، اما همین عمل برای انسان های دیگر که هنوز به چنین مراتب بالایی نرسیده اند، نه تنها گناه نیست، بلکه مشوقی است برای ایجاد حرکت به سوی خدا و عیناً در مسیر رسیدن به خدا می باشد و در راستای رسیدن به تکامل و رشد می باشد. پس خداوند انسان را به صورت کلی برای رسیدن به آن ترغیب می کند و به همین دلیل، تلاش برای رسیدن به آن، اطاعت از خداوند می باشد، نه شرک نسبت به او.
چهارم: بر اساس آیات قرآن، انسان چه بخواهد و چه نخواهد و خواه اطاعت خداوند را انجام دهد و خواه معصیت ورزد، در هر صورت، حرکتی تدریجی به سوی خداوند متعال دارد و به هر حال، به سوی خدا در حال حرکت است؛ «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه؛ (4) هان اى انسان! تو در راه پروردگارت تلاش مى‏كنى و بالأخره او را ديدار خواهى كرد». برای توضیح بیش تر شایان توجه است که انسان در زندگی عادی خود و با انجام اعمال و کردار خود دائماً به سوی اسما و صفات الهی حرکت می کند؛ با این تفاوت که اگر مسیر هدایت الهی را انتخاب نماید، به سوی اسما و صفات جمالیه و رحمانیه خدا حرکت نموده است که در قالب بهشت نمود و ظهور پیدا می کند و در صورت حرکت در مسیر گناه و معصیت و نافرمانی، به طرف اسما و صفات جلالیه و غضبیه خداوند حرکت می نماید که در قالب جهنم نمود و ظهور پیدا می کند. البته هر کدام نیر درجات و مراتبی دارد.

پی نوشت ها:
1. رضا مهیار، فرهنگ أبجدی عربي - فارسي، ص 78، انتشارات اسلامی، چاپ اول،1410ق.
2. سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج ‏4، ص 21، دار الکتب الاسلامیه، بی تا.
3. نساء (4)، آيه 48.
4. انشقاق (84)، آیه 6.