سلام لطفاچند آیه و حدیث در مورد خویشتنداری بنویسید .
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
خويشتن داري غالبا درباره كنترل خشم و غضب و همچنين كنترل شهوت و هواهاي نفساني به كار مي رود . در آيات و روايات توصيه فراواني به كنترل غضب و بهره مندي از حلم و بردباري و كنترل شهوت و بهره مندي از عفت و پاكدامني شده است . به عنوان نمونه به برخي از آيات و روايات اشاره مي شود:
در آیات متعددي از قرآن به حلم وخویشتن داری سفارش شده است، چنان كه يكي از آيات قرآن در توصيف متقیان مي فرمايد:
« ِ وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ ؛ (1) خشم خود را فرو مىبرند و از خطاى مردم درمىگذرند...»
چنان كه در تفسير نمونه آمده «كظم» در لغت به معناى بستن سر مشكى است كه از آب پر شده باشد.به طور كنايه در مورد كسانى كه از خشم و غضب پر مىشوند و از اعمال آن خوددارى مىنمايند به كار مي رود.
« غيظ» به معناى شدت غضب و حالت برافروختگى و هيجان فوق العاده روحى است، كه بعد از مشاهده ناملايمات به انسان دست مىدهد.
حالت خشم و غضب از خطرناك ترين حالات است . اگر رها شود، در شكل جنون و ديوانگى و از دست دادن هر نوع كنترل اعصاب خود نمايى مىكند. بسيارى از جنايات و تصميم هاى خطرناكى كه انسان يك عمر بايد كفاره و جريمه آن را بپردازد، در چنين حالى انجام مىشود.در آيه فوق دومين صفت برجسته پرهيزكاران را فرو بردن خشم معرفى كرده است. (2)
همچنين در يكي ديگر از آيات مي خوانيم :
«وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميم؛(3)
هرگز نيكى و بدى يكسان نيست. بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است».
این آیه به یکی از آثار درخشان حلم و خویشتن داری اشاره کرده و دستور می دهد که با برخورد نیک و ابراز محبت و عکس العمل نیکو در برابر ناملایمات، زندگی را برای خود آرام کنید، زیرا در این صورت دشمنی ها و کینه ها به دوستی تبدیل شده، شعله های فتنه ها خاموش گشته و جامعه به همسویی و مهر و محبت و برادری سوق داده می شود.
گفتار و رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامان (علیهم السلام)پر از سفارش و تاکید به حلم و نرمش و خویشتن داری در برابر حوادث تلخ است.
امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: «« كَمَالُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ وَ كَمَالُ الْحِلْمِ كَثْرَةُ الِاحْتِمَالِ وَ الْكَظْم ؛ (4)
کمال و درجه عالی علم، داشتن حلم است. کمال حلم بستگی به تحمل بسیار و فزونی فرونشاندن خشم دارد».
نیز فرمود: « إِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِأَدَبِكَ فَزَيِّنْهُ بِالْحِلْم ؛ (5)
به خاطر ادبی که داری، ارزیابی می شوی، پس آن را با حلم و بردباري زينت ده».
همچنين فرمود: « الْحِلْمُ يُطْفِئُ نَارَ الْغَضَبِ وَ الْحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحْرَاقَهُ ؛(6)
خصلت حلم، آتش خشم را خاموش می کند، ولی تندی و خشونت شعله های آتش را برمی افروزد».
درباره كنترل شهوت نيز آيات متعددي دلالت بر لزوم خويشتن داري دارد . در يكي از آيات خداوند متعال مي فرمايد:
« قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ ؛(7)
به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند. اين براى آنان پاكيزهتر است .خداوند از آنچه انجام مىدهيد، آگاه است» .
در روايات نيز تأكيد بسياري بر لزوم خويشتن داري در اين امور شده، در روايتي از حضرت علي (ع)مي خوانيم:
« نَزِّهُوا أَنْفُسَكُمْ عَنْ دَنَسِ اللَّذَّاتِ وَ تَبِعَاتِ الشَّهَوَات ؛(8)
خويشتن را از آلودگى لذّات پليد و عوارض بد شهوات منزّه و پاك نگاهداريد.»
در جاي ديگر حضرت مي فرمايد:« لَا يَكُونَنَّ أَفْضَلُ مَا نِلْتَ مِنْ دُنْيَاكَ بُلُوغَ لَذَّةٍ وَ شِفَاءَ غَيْظٍ وَ لْيَكُنْ إِحْيَاءَ حَقٍّ وَ إِمَاتَةَ بَاطِل ؛(9)
نكند كه بالاترين چيزى كه مي خواهى از دنياى خود بدان دست يابى، رسيدن به لذّتى يا فرو نشاندن خشمى باشد، بلكه بايد لذّت تو در زنده كردن حق يا ميراندن باطل باشد.»
همچنين حضرت مي فرمايد:« ضَابِطُ نَفْسِهِ عَنْ دَوَاعِي اللَّذَّاتِ مَالِكٌ مُهْمِلُهَا هَالِك ؛(10)
كسى كه نفس خود را در مقابل انگيزههاى لذائذ نگاه مي دارد، مالك تمايلات خويشتن است . آن كس كه نفس سركش را در راه نيل به لذائذ آزاد مي گذارد، در معرض نابودى و هلاكت است.»
پي نوشت ها:
1. آل عمران(3) آيه 103.
2. آيت الله مكارم شيرازى ، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج3، ص 97.
3. فصلت(41) آيه 34.
4. آمدي، غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات، 1366ش، ص 420.
5. همان، ص 247.
6. همان، ص 287.
7. نور(24) آيه 30.
8. غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات، 1366ش، ص 240.
9. همان، ص69.
10. همان، ص 238.






