سلام. دختر 23 ساله اي هستم 2 بار ناخواسته به زنا گرفتار شدم . احساس بدي دارم . حتي خواستم خودكشي كنم ولي نمي تونم مي ترسم . بي بند و بار نيستم . از خانواده ي بدي هم نيستم . نمازم به جاست روزه گرفتنم به جاست . پوششم به جاست ولي نمي دونم چرا نمي تونم بر شيطان غلبه كنم . احساس مي كنم گناهم نابخشودنيست و جايگاهم جهنمه . شهوتم زياده نمي تونم خودم كنترل كنم اگه مي شه كمكم كنيد تا به خدا نزديك تر بشم.. ايا گناهم بخشيده مي شه ؟؟؟؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید هچ راهی نیست کان را نیست پایان، غممخور
گناه هر چند بزرگ باشد، قابل توبه و بازگشت است. توبه از آن در درگاه الهى پذیرفته مى شود. آثار و برکات توبه در دنیا و آخرت نمایان مى گردد، به شرط آن که توبه حقیقى باشد. از عمق دل توبه کرده باشد. یعنی پشیمانی راستین از عملکرد گذشته و استغفار و طلب آمرزش از خداوند، تصمیم جدی بر ترک آن در حال و آینده. زیرا خدای مهربان همه گنه کاران و کسانی را که با معصیت خدا به خودشان ستم روا داشته اند، به توبه و بازگشت از گناه دعوت کرده، سپس فرموده: خداوند تمام گناهان را می آمرزد:« ان الله یغفر الذنوب جمیعاً»(1) لیکن جهت آگاهی از گناهی که انجام گرفته و ضرورت توبه فوری و واقعی از گناه لازم است توضیح در مورد گناه انجام گرفته داده شود.
زنا از گناهان کبیره است. آثار و عواقب بسیار خطرناک دنیوی و اخروی به دنبال دارد. گناه و کیفر زنا از نظر قرآن کریم آن قدر سنگین و شدید است که می فرماید: «و لا تقربوا الزّنا انّه کان فاحشة و ساء سبیلاً ؛ (2)حتی به زنا نزدیک نشوید که کار بسیار زشت و بد مسیر و راهی است! ».
امام صادق (ع) می فرماید:
زنا شش اثر سوء دارد: سه اثرش در دنیا ظاهر می شود، و سه اثر آن در آخرت گریبانگیر فرد می گردد. اما آثار دنیوی زنا عبارت است از:
1. آبرو و حیثیت فرد را می برد؛
2. رزق و روزی را کم می کند؛
3. مرگ را نزدیک می کند.
اما آثار اخروی آن عبارت است از :
4. خشم و غضب پروردگار را به دنبال دارد؛
5. در عالم برزخ و قیامت از او حسابرسی سختی به عمل می آید. ( یعنی بر اساس عدالت با او رفتار می شود نه بر پایه عفو و رحمت )
6. ورودش در آتش جهنم قطعی و یقینی و ماندگاریش همیشگی است. (3)
بنا بر این کسی که مرتکب زنا و یا هر گناهی شده ، واجب و لازم است فوراً توبه کند و به سوی خداوند باز گردد تا خود را از منجلاب بدبختی نجات دهد.
هر دردی دوا و درمانی دارد، داروی گناهان استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است. توبه موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگی پاک و تیرگی را مبدّل به روشنایی می سازد. توبه زناکار، پشیمانى از گناه و عزم و ارداه جدّی بر ترک آن برای همیشه و سعى در استغفار مىباشد.
نوشته ای : احساس مي كنم گناهم نابخشودني است و جايگاهم جهنمه ... گناهم بخشيده مي شه ؟
بله اگر توبه حقیقی کنی ،خدای مهربان تو را خواهد بخشید . مناسب می دانم جهت بیداری و آرامش بیش تر داستان یک زن بدکاره را برای تان نقل کنم. داستان زنی به نام «شعوانه».
او زنی بود که صدا و آواز خوش و تحریک کننده و طرب انگیزی داشت. در بصره مجلس فسق و فجوری بر پا نمیشد که «شعوانه» در آن حضور نداشته. او از این طریق ثروتی جمع کرده و کنیزانی خریده بود.
روزی با تعدادی از کنیزانش از کوچه ای میگذشت. از خانه ای که درش باز بود ،صدای گریه به گوشش رسید. به یکی از کنیزانش گفت :برو داخل این خانه ببین چه خبر است. کنیز رفت و برنگشت. کنیز دومی را فرستاد و دستور داد که خبر بگیر و زود برگرد. کنیز دوم نیز برنگشت. سومی را با دستور مؤکد که زود برگردد . کنیز سومی زود برگشت و به« شعوانه» گفت: گریههای گناهکاران است. آقایی صحبت میکند و آنان گریه میکنند. پرسید:پس فلانی و فلانی کجا رفتند، پاسخ داد: آن ها هم مجذوب صحبتهای آن آقا شدند و در مجلسش نشستهاند.
شعوانه داخل خانه شد، تا ببیند چه خبر است . دید واعظی نشسته و جمعی دور او را گرفتهاند. او از آثار و عواقب انواع گناهان، و از عذاب و آتش جهنم و سختیها و رسواییهای قیامت صحبت میکند، چند لحظهای گوش داد، خود نیز مجذوب شد، حالش دگرگون گشت. حال خوش توبه از گناهان به او دست داد. با صدای بلند و شکسته گفت: آقا ! آقا ! من خیلی گناه کرده ام. گناهانم بیشمار است، اگر توبه کنم ،آیا خدا مرا هم میآمرزد؟
واعظ در حالی که آن زن را نمیشناخت گفت:آری، اگر توبه حقیقی و واقعی کنی و لباس ذلّت گناهان را از تنت بیرون نمایی و لباس عزّت و تقوا و طاعت خدا را بپوشی و به رحمت و آمرزش خداوند امیدوار باشی، خدا تو را میآمرزد، اگر چه گناهانت به اندازه گناهان آن زن بدکاره و هر جایی مشهور یعنی « شعوانه» باشد.
زن که صدای گریه اش بلندتر شده بود . گفت: ای شیخ ! آن زن بدکاره هر جایی منم ! آن بد بخت و سیه رویی که نامش را بردی یعنی شعوانه منم .
واعظ که از مثال خود جا خورده بود، بار دیگر گفت:اگر تصمیم جدی بگیری که دیگر به سوی گناهان گذشته و یا سایر گناهان نروی ، نه تنها خدا شما را می آمرزد، بلکه دوستت خواهد داشت و محبوب خدا می گردی، زیرا خداوند در قرآن می فرماید:
انّ الله یحب التوابین (4) ؛خداوند همواره توبه کنند گان را دوست خواهد داشت.
پس گناهت هر اندازه زیاد باشد، از لطف و آمرزش بی نهایت خدا که بیش تر نیست؛ خدایی که میگوید: «(ای پیامبر!) به بندگان من بگو: ای کسانی که( با گناه ) بر خود ظلم روا داشتید و فرمان های خدا را پاس نداشتید و زیاده روی نمودید، از رحمت خداوند نومید نشوید که در صورت توبه حقیقی ، خدا همه گناهان را میآمرزد».(5)
شعوانه پس از شنیدن کلمات امیدوار کننده واعظ، گریهکنان از آن جا بیرون آمد.تحول روحی و انقلابی عظیمی درونش ایجاد شده بود ، از همه گناهان کوچک و بزرگ دست کشید، کنیزها و بردههایش را آزاد کرد. به تلافی اعمال زشت گذشتهاش به «عبادت» و کسب معرفت مشغول شد، تا جایی که لاغر گشت. روزی به خود نگریست و گفت: آه .آه ، در دنیا به این نحو گداخته شدم، نمیدانم در آخرت حالم چگونه است.(6)
ای خواهری که از ساده لوحی و بی توجهی به سرنوشت خویش پشیمانی و مهم تر از آن خود را در پیشگاه خداوند
، شرمنده و خجالت زده می بینی، آیا می خواهی بدانی که سرانجام کار« شعوانه» به کجا کشید؟
او که خود را در پیشگاه خدا رو سیاه می دید و خویشتن را سزاوار سرزنش و عذاب الهی میدانست، ولی از لطف و رحمت پروردگار مأیوس نبود. نه تنها دیگر هیچ گناهی را مرتکب نشد، بلکه سحرگاهان زمان خلوت کردنش با خدا بود. راز و نیاز و مناجات و اشک و گریه بسیار داشت. به نماز شب و خواندن نماز های پنجگانه در اول وقت پایبند بود.
سرانجام شعوانه یکی از اوتاد عظیم الشأن و واعظان و معلمان اخلاق گشت. درس اخلاق می گفت . شاگردان بسیاری داشت. شاگردان او تنها مردم عادی نبودند، بلکه زاهدان و عابدانی در درس اخلاق و مجلس موعظه او حاضر میشدند.
راه بازگشت و پاک شدن برای همه باز است. ببین «شعوانه» با چه روحیهای و چگونه توبه کرد؟پیشنهاد می کنیم که کتاب
« قلب سلیم » و گناهان کبیره که هر دو اثر از شهید دستغیب است، مطالعه کنید.
کسی که از غفلت بیدار شده و از گناه پشیمان گشته، با خدا این گونه مناجات میکند:
«ای خدای من! امیدواریام به لطف و رحمتت هرگز قطع نمیشود، اگر چه بسیار گناه کردهام، چنان که ترس و خوفم از مکافات گناهانم هرگز از بین رفتنی نیست، اگرچه یکسره در اطاعت تو باشم. خدایا! اگر کیفرم بدهی، به عدالت رفتار کردهای، چه آن که گناهکارم و اگر عفوم نمایی و رسواییم را بپوشانی، به بردباری و بخشش خویش با من رفتار نمودهای.
ای خدایی که از هر چیز و هر کس امیدم ناامید شود، از تو ناامید نمیشوم».
کسی- به ویژه جوانی- که با اخلاص کامل و معرفت به خدا و شناخت کارکردهای خود به سوی خدا رفته باشد، خدا او را می پذیرد،می آمرزد ،محبوب و دوست خودش قرار می دهد.
ای خواهر چه پنداشته ای ؟آیا خیال کرده ای در کار خدا استثنا وجود دارد؟ برخی گناهکاران را میبخشد و گناهان آنان را پوشیده میدارد امّا شما را نمیبخشد و میگوید برو!؟
تا زمانی که این فکر و سوء ظن نسبت به خدا را درونت عوض نکرده و به خدا حسن ظن پیدا نکرده و او را آمرزنده و مهربان نیافته باشی، امید نجات نخواهی داشت.
بعد از اصلاح فکر و دوری از ناامیدی، باید با قاطعیت وارد میدان جهاد اکبر شوی.به خویشتن داری و دورشدن ازگناه و پاکسازی خود بپردازی تا آمرزیده شوی و دوست و محبوب خدا گردی.
عمل زشت خود را با هیچ کس جز خدا در میان نگذار،حتی اگر پسر زناکار چنین ادعایی کرد، تکذیب کن و بگو: به خاطر انتقامجویی از من این حرف ها را می زند یا در صورت آمدن خواستگار و ازدواج کردن، راز خود را افشا نکن. یک وقتی خام نشو و نگو: اگر نگویم ،خیانت است .نه خیانت نیست.بیان گناه ،خود گناه مجدد است.
پی نوشتها:
1. زمر (39)، آیه 59.
2. اسراء (17) آیه 32.
3. العلامه المجلسی، بحارالانوار، مؤسسه آل البیت، قم ، 1404 ه ق ، ج 76، ص 22، حدیث 17.
4. بقره (2)آیه 222.
5. زمر(39)آیه53.
6. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، ص 534.انتشارات دهقان، چاپ هشتم .






