از کجا بفهمیم آنهایی که مدعی این هستند که امام زمانند دروغ می گویند؟
می گویید علایم ظهور را ندارند
من می گویم در تمام علایم ظهور امکان بدا هست(در احادیث می باشد)
بعد می گویید خب چهار تا سوال علمی بپرس ببین می تونه جواب بده؟
می گویم شاید بتونه جواب بده ولی در زندان ومن ازش که نپرسیدم.
بعد شما می گویید خب اگر قدرت داشت بیرون می آمد از زندان
من می گویم خب موسی ابن جعفر علیه السلام هم در زندان بودند و لی به اختیار خودشان بیرون نمی آمدند
می گویید بگو معجزه ارائه دهد
می گویم در یک آیه قرآن هم داریم که از پیامبر معجزه خواستند و پیامبر ارائه معجزه ندادند شاید این فرد هم همین طور باشد
والسلام
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
به چند نكته توجه نمایید:
1. مهم ترين ملاك شناسایي امام زمان(ع)، علایمي است كه در خود حضرت است، مثل داشتن علم و قدرت و اعجاز الهي و داشتن ولايت تكويني برعالم هستي و ... . اما علایم ظهور ايشان كه در روايات بيان شده است، معرف شرايط و زمان ظهور حضرت است، نه ملاك معرفي خود امام زمان (ع). البته اين علایم در اين حد كاربرد دارد كه اگر كسي قبل از تحقق اين نشانه ها، ادعاي امامت كند، ملاك كاذب بودن او باشد.
2. علایم ظهور حضرت كه در روايات بيان شده اند، دو دسته اند: گروهي علایم حتمي و قطعي هستند و گروهي علایم غير حتمي.(1) اين امكان هست كه با تغيير شرايط و يا هر دليل ديگر، خداوند بدون تحقق علایم غير حتمي، امر ظهور حضرت را محقق سازد كه سخن شما مبني بر امكان حاصل شدن بدا ناظر به همين علایم است؛ اما در مورد علایم حتمي، چنين احتمالي نيست و روايات گوياي اين است كه اين علایم حتماً در آستانه ظهور و در بستر ظهور حضرت اتفاق مي افتند كه اجمالاً به برخی از اين نشانه های حتمی اشاره می شود:
- خروج سفیانی به عنوان مردي از نسل ابوسفيان در منطقه شام قبل از ظهور حضرت.
- خروج یمانی به عنوان سرداري كه از يمن قيام مي كند و مردم را به حق و عدل دعوت مي كند.
- قتل نفس زکیه كه به عنوان فردي پاكباخته، مخلصانه در راه امام (ع) مي كوشد و در آستانه ظهور حضرت مظلومانه به قتل مي رسد.
- صیحه آسمانی يا همان صدایي كه در آستانه ظهورحضرت مهدي (عج) از آسمان همه مردم كره زمين آن را مي شنوند و محتواي آن دعوت به حق و حمايت و بيعت با حضرت مي باشد.
- کسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر يا اول همان ماه كه بر خلاف روال عادي است. (2)
3. با وجود اين همه مدعيان دروغين كه در طول تاريخ آمدند و رفتند و حتي گاهي چند نفر با هم مدعي مي شوند امام زمان هستند، روند عاقلانه در تشخيص امام زمان اين است كه انسان به حرف هيچ كس اعتنا نكند تا زماني كه براي او اثبات شود و اين عاقلانه نيست كه هر كس از هر گوشه اي و با هر شرايطي ادعا نمود، انسان زندگي خود را رها كند و مدتي به دنبال او بيفتد تا وقتي كه كاذب بودن فرد مدعي روشن شود و اتفاقاً يكي از فلسفه هاي اين كه ائمه (ع)علایم حتمي ظهور را بيان كردند، براي جلوگيري از چنين حركات غير عاقلانه بود. در منظر قرآن كريم نيز اين گونه رفتارها كه پيروي از ظن و گمان در راه كشف حقيقت محسوب مي شود، نهي شده است. (3)
4. از همان ادله اي كه اصل وجود امام و لزوم قرار دادن امام از جانب خداوند براي هدايت و جلوگيري از گمراه شدن امت را اثبات مي كند، به دست مي آيد كه بر خداوند لازم است هر گاه آخرين وصي و امام معصوم خود را براي هدايت جامعه و جهان مي فرستد، به گونه اي باشد كه همه انسان هاي منتظر و مؤمن به حضرت او را به درستي بشناسند و ادله و حجت هاي گويایي براي اثبات حقانيت خود ارائه دهد، نظير معجزه و كرامات كه از ساير ائمه نيز شاهد بوديم.
5. پيامبر اسلام (ص) هر كجا كه لازم بود و براي هدايت جامعه مفيد بود، از خود معجزه و كرامت نشان مي داد؛ اما زماني كه حضرت با ارائه معجزات فراوان نظير قرآن و معجزات ديگر، حقانيت خود را به همه اثبات نمود و با وجود قرآن كه معجزه جاويد حضرت بود، ديگر حجت بر همه تمام شد، ديگر ارائه معجزه براي فردي كه حق را شناخته، ولي از روي لجاجت نمي خواهد بپذيرد و صرفاً مي خواهد با درخواست معجزه جديد با پيامبر خدا بازي كند و او را به تمسخر بگيرد، حكيمانه نيست.
6. اما در مورد فردي كه شما به عنوان مدعي امامت به آن اشاره كرديد، اگر چه آزمودن قدرت علمي و احاطه و اشراف علمي امام، يکي از نشانه هاي او محسوب مي شود، ولي اولاً: اين تشخيص براي كسي حاصل مي شود كه خود به گونه ای قدرت و اشراف علمي در مورد سؤال خود داشته باشد تا بتواند درستي پاسخ فرد مقابل را درك كند. ثانياً: اين افراد مدعي كه اكنون در زندان به سر مي برند، از ابتدا كه در زندان نبودند. حد اقل مدتي را با داشتن اين ادعا آزادانه زندگي كردند كه اگر مي توانستند، قدرت و اشراف علمي خود را در محافل علمي اثبات مي كردند؛ همان طور كه همه امامان معصوم در دوران حيات خود اين گونه عمل كردند و اتفاقاً چون حقانيت خود را به ديگران اثبات مي كردند و همه عالمان و بزرگان و انديشمندان به حقانيت آن ها معترف مي شدند، حكومت مجبور مي شد آن ها را با زندان از جامعه و دسترس ديگران دور كند. در حالي كه همه اين افراد مدعي، حتي قدرت دفاع از عقاید خرافي خود را در دادگاه هم نداشتند تا چه رسد به اثبات حقانيت خود.
7. اما در مورد سؤال اصلي شما كه فرموديد: چگونه مدعيان دروغين را بشناسيم؟ در واقع برگشت اين سؤال به اين پرسش اساسي است كه چگونه امام زمان را حقيقتاً بشناسيم تا در شناخت او از بين مدعيان دچار اشتباه نشويم؟ در پاسخ اين پرسش به نكته جالبي كه امير مؤمنان، حضرت علي (ع) در هنگام جنگ جمل بيان فرمودند، اشاره مي كنيم. شیخ مفید در کتاب امالی نقل می کند: حارث به حضرت علی (ع ) عرض کرد: کاش زنگار از دل های ما بزدایی و در این موضوع (قضیه طلحه و زبیر در جنگ جمل ) و این که گروهی فکر می کردند حق با آن دو است، ما را از بینش لازم برخوردار سازی. امام فرمود: دچار شبهه شده ای. دین خدا با موقعیت اشخاص شناخته نمی شود؛ بلکه با معیار و نشانه حق شناخته میگردد. پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسي؛ «فاعرف الحق تعرف اهله». (4) از اين نكته حضرت به خوبي به دست مي آيد كه بالاترين وظيفه هر فرد در مسير اطاعت و پيروي از راه حق، شناخت خود حق و ويژگي ها و آثار آن مي باشد. بنابراین، قبل از شناخت فردي كه منصب امامت بر عهده او قرار دارد، لازم است خود اين منصب و جايگاه را بشناسيم و بدانيم كه فردي كه به عنوان امام زمان از جانب خداوند متعال برگزيده مي شود، بايد چه ويژگي ها و شرايط و خصایصي داشته باشد و به عبارت ديگر، معرفت خود را نسبت به امام زمان افزايش دهيم. در اين صورت، انسان در تشخيص مصداق دچار فريب و اشتباه نخواهد شد. در اين زمينه و در باره مسائل مربوط به امام زمان (ع)مي توانيد از منابع زير كمك بگيريد:
- امام مهدی (ع) از ولادت تا ظهور، سید محمد کاظم قزوینی.
- مو عودنامه، مجتبی تو نه ای.
- دادگستر جهان، ابراهيم اميني.
- نويد امن و امان، لطف اللّه صافي گلپايگاني.
- خورشيد مغرب، محمدرضا حكيمي.
- قيام و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ، شهيد مرتضي مطهري.
- مهدی انقلابی بزرگ، ناصر مکارم شیرازی.
پي نوشت ها:
1. مهدويت پيش از ظهور، ص 40، نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها.
2. مجله حوزه، ويژه امام زمان (عج)، شماره 70ـ 71، ص 224-262؛ مجتبی تونه ای، موعودنامه، ص 731-732، انتشارات مشهور، قم1388.
3. یونس (10)، آیه 36.
4. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 3، ص 1237، دارالحديث، بي تا.






