با سلام خدمت شما
من یک دختر 22 ساله ام. اما با این وجود من هیچ چیز نمی دانم. یعنی الان به نقطه ای رسیدم که فهمیدم هیچ هیچ هیچ نمی دانم در مورد همه چیز. قبلا اصلا فکر این نبودم و خودم و رفتار اطرافیانم با من بگونه ای بود که همیشه فکر می کردم که خیلی می دانم.
اما لان باید بگویم که من هیچ نمی دانم نه در مورد دین،نه آداب اجتماعی، نه هیچ چیز دیگر. مثل کودکی هستم که تازه متولد شده و می خواهد تازه با کنجکاوی شروع به یادگیری کند.خیلی ناراحتم چون که وضعیت من مثل یک علف هرز است چون فقط بزرگ شده و نه چیزی می دونه ن هاینکه برای خانواده و اطرافیان فایده ای دارد. من جز ضرر چیز دیگری نیستم. شاید اگه تا الان هستم و روی پا ایستادم فقط به خاطر سر سوزن اطلاعاتی است که از کتاب های دینی مدرسه دارم که اون ها هم با گذشت زمان فرسوده شده اند. متاسفانه رشته ام ریاضی بود و الان هم کامپیوتر و بنابراین تا الان دانشی را کسب کرده ام که سود نمی بخشد و مرا در زندگی یاری نمی دهد. یعنی اینکه دروس ریاضیات و کامپیوتر و رفتن به کلاس زبان ، دروسی هستند که برای درست زیستن اصلا کمک نمی کنند .
من بلد نیستم زندگی کنم و موقعیت هایی بوده که من همه چیز داشتم اما بلد نبوده ام زندگی کنم و الان نیز همین طور است.
توی درس دین و زندگی دوم دبیرستان ( شاید هم اول دبیرستان) درسی داشتیم که چندین عامل رو نام برده بود برای کشف راه درست زندگی .
و من هم می خواهم که راه درست زندگی رو کشف کنم.و مطمئنم که دلیل همه تنبلی هایم تا الان همین کمبود اطلاعات من بوده و ندانستن راه زندگی. لطفا من رو راهنمایی کنید. من اون قدر هیچ چیز نمی دانم که هر کاری میخواهم انجام بدهم احساس می کنم که روی زمین لغزنده دارم راه می روم و هر لحظه امکان لیز خوردن من هست و همه چیز با شک و تردید و ندانستن و استرس انجام میشه.
فقط یک چیز رو خوب میدانم که باید طوری زندگی کنم که این دنیا در راستای آن دنیا باشه . جوری زندگی کنم که طبق سخن امام علی فکر کنم که برای همیشه می خواهم در این دنیا زندگی کنم و همین که هر لحظه ممکن است از این دنیا بروم. راه سختی است.لطفا مرا راهنمایی کنید.
در ضمن برای رهایی از افکار منفی باید چه کرد؟ برای دوری از وسوسه های شیطان باید چه کرد؟
کتابی می خواهم که در مورد شیوه زندگی امامان توضیح داده باشد.
راه سخت و مشکلی است اما لطفا به من بگویید که چه کار باید بکنم و چگونه در این راه گام بردارم .
راستی من فقط یک بچه مسلمانم همین.
چگونه می توان با مراجع تقلید در ارتباط بود؟
ما را در دعای خیرتان فرانوش نکنید

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب چند نکته تقدیم می داریم:
1. متأسفانه نگرش منفی شما به خود و دنیای پیرامونتان به حدی است که باعث شده شما فقط به نیمه خالی لیوان توجه کنید و از دیدن نیمه پر آن غافل بمانید. مسلّماً در شما قابلیت­ها، توانایی ها، نقاط مثبت، خوبی ها و مهارت هایی وجود دارد ولی از آن جا که آن ها را بی ارزش کرده اید، انگار هیچ هستند و وجود خارجی ندارند، در حالی که اصلاً این گونه نیست. درست است که اطلاعات شما در زمینه مفاهیم دینی کم است ولی این باعث نمی شود که شما همه داشته­های مثبت خود را هیچ بپندارید و آن ها را نادیده انگارید.
اگر اطلاعات شما در زمینه مفاهیم دینی اندک است، شما می توانید با کمی همت و تلاش، دانش خود را در این زمینه افزایش دهید. بسیاری از انسان­ها را می شناسم که در سن میان سالی و حتی پیری با دین اسلام آشنا شده­اند و از همان سنین با دانش افزایی، خود را در زمره عالمان دین قرار داده­اند و هرگز ناامید نشده­اند. پس چگونه است که شما در این سن، کار را سخت جلوه می دهید.
2. این که می فرمایید: « من هیچ چیز نمی دانم؛ یعنی الان به نقطه ای رسیدم که فهمیدم هیچ هیچ هیچ نمی دانم»؛ این خود مستلزم علم و شناخت است؛ یعنی این که شما الان به مرحله ای از رشد رسیده اید که متوجه شده اید چیزی نمی دانید و دانسته های شما در مقابل ندانسته های شما بسیار اندک است. این مقدار آگاهی و دانش، خیلی می تواند مهم باشد و انگیزه انسان را برای کسب دانش بالا ببرد. خیلی از انسان­ها هنوز به این مرحله از شناخت نرسیده اند و دچار یک نوع جهل مرکّب می باشند؛ یعنی از ندانستن خود آگاهی ندارند و در عوض فکر می کنند چیزهایی می دانند. بنابراین قدر این شناخت و علم خود را بدانید و سعی کنید از این شناخت خود در مسیر دانش افزایی و علم آموزی و طی نمودن مسیر کمال و ترقی استفاده کنید و نگذارید افکار منفی تمام صفحات ذهنتان را پر کند و شما را از مسیر پیشرفت و ترقی باز دارد.
آن کس كه نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند ونداند که نداند در جهل مرکّب ابد الدهر بماند
3. اگر چه رشته تحصیلی شما مستقیماً مرتبط با مسائل دینی نمی باشد و برای درست زیستن نمی تواند شما را یاری کند، اما می توانید در کنار رشته تحصیلی خود، مطالعاتتان را در زمینه علوم دینی و اصول و راه و رسم زندگی افزایش دهید و از رشته تحصیلی خود برای شغل آینده و کمک به همنوعان و همین طور تبلیغ معارف بلند دینی و الهی استفاده کنید. به یقین کسی که در علوم کامپیوتر سررشته دارد و یا زبان خارجی بلد است، بهتر می تواند از دانش خود در راه ترویج اسلام ناب قدم بردارد، با این وصف نباید از رشته تحصیلی خود گله مند و ناراحت باشید، بلکه باید در کنار پیگیری جدی و مستمر رشته تحصیلی خود، اطلاعاتتان را در زمینه علوم دینی افزایش دهید.
4. پیشنهاد ما این است: الان که به این شناخت مهم دست پیدا کرده اید و می دانید که نمی دانید، از فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را بکنید و مطالعات خود را در زمینه علوم دینی و اصول و راه و رسم زندگی، افزایش دهید. مسلّماً اگر تنبلی را کنار بگذارید و امروز و فردا نکنید با مقداری مطالعه، شیوه درست زندگی را خواهید یافت و این چیز بسیار شاقّ و راه سخت و مشکلی نیست بلکه با مقداری مطالعه و یا گوش دادن به سخنرانی علما و افراد آگاه از دین، حاصل می گردد. مهم این است که انسان به دانسته های خود عمل کند وگرنه صرف دانستن، هیچ ثمره ای برای انسان ندارد و چه بسا ممکن است مورد مؤاخذه شدید هم قرار گیرد، چون در این حالت مثل عالم بدون عمل می ماند.
5. این که متوجه شده اید اطلاعات شما در زمینه مباحث دینی اندک است، مطلب درست و در جای خود ارزشمند و قابل ستایش است ولی هیچ گاه نباید به بزرگ نمایی این حالت بپردازید به طوری که امیدتان را ناامید گرداند و شما را از حرکت و تکاپو باز دارد و به فردی ناامید و افسرده و منزوی مبدّل نماید و احساس حقارت و خود کم بینی را در شما تقویت کند. علم به این مطلب زمانی ارزش دارد که به شما امید و انگیزه داده و به حرکت و پویایی وادارد و باعث شود که از فرصت های زندگی نهایت استفاده را برای دانش افزایی و عمل به دانسته های خود به کار ببرید. در غیر این صورت به صورت افکار منفی و وسواس گونه ظاهر می شود و همانند خوره به جانتان می افتد و حرکت رو به رشد شما را فلج می سازد و در نهایت موجب نابودی تان می گردد.
6. برای ارتباط با مراجع تقلید، می توانید به سایت آنان مراجعه و یا کتاب های آنان را مطالعه کنید و از دانش آن ها بهرمند گردید. در ضمن می توانید برای آشنایی با معارف اسلامی، کتاب های بزرگانی مثل شهید مطهری و آیة الله مصباح یزدی و آیة الله جوادی آملی و... را مطالعه کنید.
7. برای رهایی از وسوسه های شیطان، همواره به خدا پناه ببرید و با انجام دستورهای الهی، مقابله عملی با وسوسه های شیطان داشته باشید.
8. در زمینه شیوه زندگی امامان و معصومان کتاب های بسیاری نوشته شده است که از باب نمونه به چند تا از آن ها اشاره می کنیم:
-سیره چهارده معصوم (ع)، پدیدآورنده: محمد محمدی اشتهاردی، ناشر: مطهر، 1385
-پیشوایان معصوم (ع): زندگینامه چهارده معصوم (ع)، پدیدآورنده: سیدمحسن خرازی، ناشر: مسجد مقدس جمکران، 1387
-زندگانی چهارده معصوم (ع)، پدیدآورنده: شیخ عباس قمی، منصور کریمیان، ناشر: اشرفی،1386
9. برای مقابله با افكار منفی مى‏توانيد از دستورهاى زير بهره‏گيريد تا به تدريج از شر آن رهايى يابيد:
الف) تلقين يكى از راه‏هاى مبارزه با افكار منفى است. می توانید اين جمله را با خود تلقين كنيد و هر روز يا شب‏ها قبل از خواب آن را ده بار تكرار كنيد: «من به خوبي مي‏توانم اين افكار را از خود دور كنم».
ب) هرگاه فكر مزاحم به سراغ شما آمد، وسط افكار به خود بگوييد: «بس است ديگر» و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و خود را به کار دیگری مشغول كنيد و با ايجاد حواس‏پرتى، از آن افكار مزاحم خلاصی یابید.
ج) هميشه روى صفحه اى از كاغذ موضوع های مختلف علمى و غيرعلمى را يادداشت شده داشته باشيد تا بتوانيد اگر افكار مزاحم به سراغتان آمد، موضوع و مسئله اى جايگزين داشته باشيد كه با اختيار خودتان در آن باره بيانديشيد.
د) اگر احساس مى كنيد نمى توانيد يا در عمل نتوانستيد موضوع های جايگزين را به جاى افكار منفی خود قرار دهيد، كش نازكى را دور مچ دست خود ببنديد و هرگاه بدون اختيار افكار منفی به سراغتان آمد، آن كش را بكشيد و رها كنيد تا با احساس دردى كه روى مچ دستتان ايجاد مى شود، از آن فضاى روانى بيرون آیيد؛ ناخودآگاه موضوع ذهنى تان عوض خواهد شد.