با سلام
در اين سوره زنان شوهردار براي مردان حرام شده اند به غير از زناني كه در جنگ مالك شده اند ( زنان اسير يا كنيزان ) كه با مراجعه به تاريخ اسلام و فتح ايران و ساير فتوحات سپاه اسلام شاهد اسارت زنان و دختران سرزمين هاي فتح شده مي باشيم كه به عنوان كنيز و غنايم جنگي بين سپاهيان تقسيم مي شدند كه اين مورد با شعار اسلام به عنوان منادي حق و حقيقت و انسانيت در تضاد مي باشد و اين مي تواند مجوزي براي هر كشور اسلامي كه كشور ديگري را اشغال كرد زنان و دختران اسير آن كشورهارا مورد تجاوز قرار دهند .لطفا براي بر طرف شدن اين شبهه توضيحات كامل ارسال نماييد.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اين حکم، مربوط با کافران حربي است. وقتي قبيله و عشيره اي، همگي اعم از زن و مرد و بزرگ و کوچک، به جنگ با اسلام قيام کردند، مسلمانان بايد از کيان خود دفاع کنند و با آنان بجنگند و تا زماني که شکست آنان قطعي نشده، دشمن را بکشند و اگر قبل از شکست قطعی، دشمن پيشنهاد مصالحه داد، امام بر اساس توافق با آنان رفتار مي کند و وقتي شکست آنان قطعي شد، دشمن را به اسارت بگيرند و دشمناني که در جنگ شکست مي خورند و تسليم مي شوند، امام مسلمانان با رعايت مصلحت جامعه اسلامي در مورد آنان، اعم از مرد و زن و کوچک و بزرگ، تصميم مي گيرد.
بنابراين، کافراني که براي نابودي کشور اسلامي اقدام کرده بودند، بعد از شکست قطعي به اسارت درآمده و به صلاحديد امام به منت یا در قبال فدیه آزاد می گشتنند یا به بردگي گرفته مي شدند و زنان که همراه آنان بودند نیز به عنوان کنيز به ملکيت مجاهدان در مي آمدند و همچنان که رزمنده مسلمان مالک برده مرد مي شد و مي توانست او را بفروشد يا به کار بگيرد، مالک زن هم مي شد و اگر مي خواست، می توانست از او بهره جنسي ببرد و چون ملک خودش بود، ديگر احتياج به عقد نداشت.
این حکم فقط مربوط به جنگ با کافرانی است که علیه اسلام و جامعه اسلامی شمشیر کشیده و برای به نابودی کشاندن اسلام هجوم آورده باشند.
مسلمانان حق ندارند ابتدائاً و بدون تبلیغ و دعوت و بدون این که مورد هجوم واقع شوند و برای تحمیل اسلام یا کشورگشایی، به سرزمینی حمله کرده و مردان جنگی آنان را بکشند و بقیه را - اعم از زن یا مرد - به بردگی بگیرند.
اجازه به بردگی گرفتن، فقط در مورد مردان و زنانی است که به کشور اسلامی هجوم آورده و در صدد نابودی اسلام و مسلمانان هستند و این اجازه هم فقط مربوط به کسانی است که در میدان نبرد حضور دارند و آن هم در صورتی است که امام مسلمانان به بردگی گرفتن اسیران را جایز بداند و اجازه دهد.
البته برده گرفتن شرکت کنندگان در جنگ را اسلام باب نکرد، بلکه قانون عمومي آن زمان بود و اسلام هم مخالفت فوري و دفعي با آن را مناسب نديد؛ بلکه به مبارزه تدريجي با آن پرداخت و ضمن پذيرفتن اصل آن، زمينه هاي ورود بندگان به جامعه اسلامي و آزاد شدن و ايمان آوردن آنان را ايجاد کرد.
خلاصه کسي که براي هدم و نابودي گروهي اقدام کرد، با اين اقدام خود به آن گروه اجازه داده اگر بتوانند او را هدم و نابود کنند و اگر آنان بر وي غلبه کردند و به جاي کشتن او، وي را به بردگي گرفتند و مالک همه منافع او شدند، اين نه تنها ظلم نيست، بلکه مقابله به مثل با او و عکس العمل رفتار ظالمانه خودش است و اين رفتار با ستمگر متجاوز، نزد هيچ کس ناپسند نبوده و نکشتن و به بردگي گرفتنش، خدمتي به اوست زيرا برده بودن بخصوص اگر مالک، مسلمان معتقد و پاي بند باشد ، در معرض نجات دنيا و آخرت قرار دادن فرد است.
البته اين حکم اسلام به تبع شرايط حاکم در آن زمان و به صلاحديد حاکم اسلامي در آن عصرها بود، اما حالا که برده داري و به بردگي گرفتن انسان ها در جهان ممنوع شده، معلوم است که اسلام به اين قانون متمايل تر است و رهبر جامعه اسلامي هم مصلحتي براي به بردگي گرفتن اسيران نمي بيند؛ به خصوص که چهره اسلام را زشت جلوه مي دهد و اسلام و رهبر جامعه اسلامي براي پيمان ها و میثاق های معقول و ارزشمند جهاني، ارزش قائل است و داعيه دار چنين پيمان ها و ميثاق هايي است.
مطالبی که شما نوشته اید، از جمله حرمت داشتن انسان ها و آزاد بودن در ازدواج و انتخاب همسر و باطل بودن ازدواج اجباری و...، همگی به جای خود صحیح است و مربوط به انسان هایی است که بر موازین انسانی پای فشرده باشند؛ اما ظالمان متجاوزی که برای به بردگی گرفتن انسان ها هجوم آورده اند، حرمتی ندارند و باید با آنان به شدت برخورد کرد و آن ها را کشت و تسلیم شدگانشان ر اعم از زن و مرد، اگر امام مسلمان ها مصلحت بداند و پیمان منع بردگی وجود نداشته باشد، بلکه بردگی گرفتن مرسوم باشد، به بردگی گرفت تا دیگر کسی جرأت حمله به کشور اسلامی و مردم مسلمان را در سر نپروراند.
البته برده و غلام و کنیز اگر مسلمان هم شوند، صرف مسلمان شدن سبب آزاد شدن آن ها نمی شود.
این که نوشته اید: "این منطقی نیست که با شمشیر سعی در مسلمان کردن یک نفر کنی. اگر نشد، بکشیدش. زنش را به اسارت ببرید و بگویید اگر مسلمان شوی، می توانی ازدواج کنی؛ وگرنه تا آخر عمرت باید کنیز بمانی و اسیر باشی... به دور از تعصبات مذهبی، این کار خلاف اصول انسانی است"، کاملاً درست است و اسلام به هیچ وجه اجازه نداده دین را به کسی تحمیل کنیم و در صورت نپذیرفتن، او را کشته و زن و مالش را تصاحب کنیم. اگر شما از این موارد سراغ دارید، به ما هم اطلاع دهید. البته ممکن است افرادی که مدعی مسلمانی هستند، گاهی به ظلم چنین کاری بکنند، ولی خدا به چنین ظالمانی وعده عذاب شدید داده و به هیچ وجه چنین کارهای غیر انسانی ای را اجازه نداده است.
خلاصه آن كه: اسلام اسارت زن را به منزله طلاق و جدايي او از همسرش تلقي مي كند.
آيا به نظر شما عاقلانه است زني كه بدون هيچ دليلي به جنگ مسلمانان آمده و براي نابودي آنان تلاش كرده و از هيچ ضربه دريغ نمي ورزد، ما با احترام او را به شوهر كافرش تحويل دهيم تا دوباره نقشه ضربه زدن به اسلام را بكشند؟ آيا اين زمينه اي نمي شود تا دشمنان از زنان براي ضربه زدن به ا سلام و مسلمانان استفاده كنند؟
پس، اسلام اسارت زن را به منزله طلاق و جدايي او از همسرش تلقي مي كند و همين امر، باعث مي شد كه غالب اين زنان اسلام را اختيار كرده و در كنار همسران دوم و مسلمان خود به زندگي ادامه دهند.






