با عرض سلام
يكي از شبهاتي كه وجود دارد اين است كه حسن الهياري كارشناس شبكه اهل بيت گفته اند :امام علي(ع)فرموده اند كه ايجاد حكومت اسلامي تنها بوسيله امامان و پيامبران صحيح است و در عصر غيبت هيچ كسي يا گروهي نميتوانند به نام اسلام حكومت تشكيل دهند و حكومت ايران هيچ توجيهي ندارد. پس حكومت ايران چگونه توجيح مي شود ؟ آيا چنين روايتي وجود دارد؟ آيا پاسخي وجود دارد؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
چنين روايتي از حضرت علي (ع) كه بيان كند تشكيل حكومت فقط توسط معصومان صحيح است، نيافتيم. گاهی در روایات اسلامی در موضوعات مختلف به روایاتی برخورد می کنیم که نه تنها ظاهر آن ها با روایات دیگر در تضاد است ، بلکه اگر بخواهیم طبق ظاهر و آن هم به صورت مطلق حکم کنیم ، با آیات قرآن نیز مخالف و در تضاد هستند.
در مورد قیام و تشکیل حکومت نیز روایات دو دسته اند، از جمله روایاتی است که ظاهرشان از قیام و تشکیل حکومت نهی می کند که با ظاهر آیات و روایات بسیار دیگری در تضادند ؛ زیرا هم در روایات دینی از برپایی عدالت و رفع ظلم و ستم سخن گفته و برآن تأکید شده ؛ هم در آیات الهی بر امر به معروف ، قیام در مقابل طاغوت ، اجرای احکام الهی و ... تأکید و دستور داده شده است.
اجرای بسیاری از احکام الهی نیاز به برپایی حکومت عدل و اسلامی دارد . لزوم تشکیل حکومت اسلامی امری مهم و آشکار است؛ زیرا که بخش عظیمی از قوانین اسلامی، برنامه هایی سیاسی اجتماعی است که جز در سایه تشکیلات و حکومت قابل اجرا نیست. چون این احکام دائمی است و در زمان غیبت هم لازم الاجرا است . هر گاه تشکیل حکومت امکان داشته باشد، به عنوان مقدمه اجرای احکام الهی ، واجب است به آن اقدام گردد. (1)
بر اساس این قاعده کلی که روایات مخالف با آیات را باید به کنار نهاد ،آن دسته از روایات نیز باید کنار نهاده شوند.
اما حدیث شناسان و عالمان دین غالباً در چنین مواردی آن روایات را کنار نمی گذارند، به خصوص آن که روایات متعدد و متکثر در آن زمینه باشد، بلکه سعی می کنند مقصود دقیق روایات را درک کرده و مصادیق آن را بشناساند.
بنا بر این آنچه در روایات به عنوان نهی از قیام پیش از قیام حضرت مهدی (عج) آمده، معنی و مفهوم خاصی دارد که نیاز به تحقیق جامع دارد. روشن است که احادیث در هر موضوعی، هم از حیث سند و راویان باید مورد بررسی قرار گیرند ؛هم از جهت محتوا و مضمون، در بحث قیام پیش از ظهور نیز چنین است . برخی از روایات این بخش غیر قابل اعتمادند. آن ها که معتبرند، هنگامی با دقت مورد بررسی قرار می گیرند، تنها قیام هایی را مردود می شمارد که رهبر آن مدعی مهدویت باشد و به عنوان قائم آل محمد (ص) قیام کند. (2)
ممکن است منظور قیام هایی باشند که هدف غیر الهی داشته باشد یا بدون تهیه مقدمات و اسباب لازم و قبل از فرا رسیدن زمان مناسب اقدام شود. اما اگر رهبر قیام نه به عنوان مهدویت و نه به منظور تأسیس حکومتی در برابر حاکمیت الله، بلکه به منظور دفاع از اسلام و قرآن و مبارزه با ظلم و استکبار و به قصد تأسیس حکومت اسلامی و اجرای کامل قوانین آسمانی قیام کرد و مقدمات نهضت را نیز پیش بینی نمود و مردم را به یاری طلبید، هم مطابق با آیات قرآن و هم مطابق با بسیاری از روایات دینی است.
روایات مذکور چنین نهضت و انقلابی را مردود نمی شمارد. پرچم چنین نهضتی را پرچم طاغوت نمی شمارد. تأسیس چنین حکومتی به منظور حاکمیت الله و در مسیر حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) و زمینه ساز آن می باشد. بنابر این احادیث مذکور مخالف چنین قیام و نهضتی نخواهد بود. (3)
احادیث مخالف قیام در اوضاعی صادر شده است که عده ای از علویان و یا حتی از عباسیان ، برای مقابله با حکومت اموی و با استفاده از جهل مردم، خود را به عنوان مهدی موعود که پیامبر (ص) وعده ظهور او را بشارت داده بود، قلمداد می کردند. از مردم برای خود به عنوان مهدی منتظر بیعت می گرفتند. در چنین اوضاعی ائمه (ع) با موضع گیری به جا جلوی سوء استفاده آنان را گرفتند. شاهد قضیه این است که «مهدی عباسی» که یکی از خلفای ظالم عباسی است ،به همین جهت لقب مهدی به خود داده و از مردم بیعت گرفت. نیز محمد بن عبدالله بن الحسن ، معروف به نفس زکیه، به نام مهدی موعود برای خود از مردم بیعت می گرفت. حتی از امام صادق (ع) خواست که به نام مهدی آل محمد (ص) با او بیعت کند و همراه او در جنگ با بنی امیه شرکت نماید!
وقتی امام صادق (ع) حاضر به بیعت با این عنوان نشد «عبدالله» پدر محمد، سخت عصبانی شد و به حضرت، سخنان ناروایی ابراز داشت. (4)
حضرت در این مناظره به عبدالله می فرماید:
نه پسر تو مهدی موعود است و نه الان وقت قیام است. اگر می خواهید برای خدا غضب کرده و امر به معروف و نهی از منکر نمایید ، پدر محمد، شیخ ما هستی و بفرمایید رهبری قیام را بر عهده بگیرید .ما نیز با شما بیعت می کنیم. (5)
این روایت دلیل بر این است که از نظر ائمه هر قیامی محکوم نبوده، بلکه امام (ع) برای شرکت در قیامی که برای امر به معروف و نهی از منکر باشد،اعلام همکاری نموده، این گونه قیام و انقلاب را امضا نموده و مشروع اعلام فرموده است.
غالب روایات نهی از قیام که برخی به آن استناد نموده اند، از این نوع روایات و در چنین فضایی صادر شده است . منع از قیام مشروط و ناظر به افراد خاص است، نه مطلق.
انقلاب اسلامی ایران نیز به رهبری فقیهی جامع شرایط و آگاه به شرایط زمان و مکان شکل گرفته است. رهبری که انگیزه الهی و اخلاص او مورد اعتراف دوست و دشمن بود، همگان می دانستند که جز برای اهداف الهی و اسلامی و اجرای قوانین الهی قیام نکرده و در راه نهضت به همه قوانین خدایی پایبند است. او در این مسیر پیوسته مورد تایید عالمان دینی و متفکران اسلامی شیعه و سنی بود. حتی علمایی که معتقد به تلاش برای تاسیس حکومت اسلامی نبودند، پس از تشکیل حکومت اسلامی تایید و حمایت از حکومت اسلامی را لازم می دانند.
بنا بر این روایات نهی مربوط به جریانات ویژه ای است. در دوره غیبت مانند دوره حضور وظیفه داریم امر به معروف و نهی از منکر نموده و در راه حاكميت الله تلاش كنيم.
برای آگاهی بیش تر ر.ک: دادگستر جهان، نوشته ابراهیم امینی .
پی نوشت ها:
1. امام خميني، سيدروح الله، ولايت فقيه، موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره)، تهران، 1388ش، ص 26 .
2. طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب. انتشارات زائر ، قم، 1387ش، ص 138 .
3. امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، انتشارات شفق، قم، 1378ش ، ص ۲۸۴.
4. سیمای آفتاب، ص 142.
5. همان، ص 143.