پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
تفکر در مورد راز آفرينش، يكى از تفكرات پنهانى انسان هايى است كه به جهان با ديد كنجكاوانه مى نگرند. براى پى بردن به اين حقيقت ، راههاى دور و درازى پيموده شده است و دانشمندان، هر كدام براساس ديدگاه خود، بخشى از چهره پر رمز و راز آفرينش را آشكار ساخته اند. اما هيچكدام از اين آگاهى ها و شناخت ها، همانند كلام خداوند متعال و رهنمودهاى ائمه معصومين عليهما السّلام به يقين نزديك تر نمى باشند.لذا براي پاسخ به اينگونه مسائل بايد دست به دامن قران و اهل بيتي شويم كه به اذن خدا از غيب خبر مي دهند حال اگر مراد شما از خلقت حضرت آدم (ع) بدن مادي و بدون روح است بايد گفت:آنچه در مجموع از برخي از آيات و روايت استفاده مي شود آن است كه خلقت آدم تدريجي بوده كه نيازمند گذشت زمان است آنچنانكه علاّمه طباطبايي در ذيل آيه "فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ"(1) پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم بايد كه برايش بسجده افتيد"مي فرمايد:بعيد نيست از جمله" إِنِّي خالِقٌ" و جمله" فَإِذا سَوَّيْتُهُ" استفاده شود كه خلقت بدن انسان اولى به تدريج و در طول زمانى صورت گرفته، ابتداء، خلق بوده كه عبارتست از جمع آورى اجزاء و سپس تسويه بوده كه عبارتست از تنظيم اجزاء و نهادن هر جزيى را در جاى مناسب، و به حال و وضع مناسب خود، آن گاه نفخ روح بوده است و اگر در جاى ديگر فرموده" خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ" (2) با اين استفاده ما منافات ندارد، براى اينكه جمله" ثُمَّ قالَ لَهُ ..." ناظر به ايجاد روح، يعنى نفس انسانيت است نه راجع به بدن (3) يا در تفسير مجمع البيان آمده است: اصل آدم از خاك بوده، چون قرآن مى‏فرمايد:" خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ- آدم را از خاك خلق كرد" چيزى كه هست خاك مذكور را گل كرد، هم چنان كه فرموده:" وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ- تو آدم را از گل آفريدى"، آن گاه آن گل را گذاشت تا متعفن شد، هم چنان كه فرموده:" مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ- آدمى را از گل گنديده خلق كردم" آن گاه آن گل را گذاشت تا خشك شد:" من صلصال- از گل خشكيده" بنا بر اين تناقضى در اين تعبيرهاى مختلف قرآن نيست، زيرا حالات مختلف مبدأ خلقت آدمى را بيان مى‏كند (4) حال آنچه مسلم است آن است که خلقت حضرت آدم تدریجی بوده که نیاز به زمان داشته است اما کم و کیف زمان خیلی برای ما معلوم نیست اگر چه در برخی از روایات از چهل روز سخن به میان آورده اند مثلاً در حدیثی قدسی آمده است:خمّرتُ طینةَ آدم بيدي اربعين صباحاً" (5) "گِل آدم را به دست قدرت خودم چهل صبح خمير ساختم (مالش دادم)" اما اینکه عدد چهل واقعاً چهل دنیوی است یا کنایه از چیز دیگر، خیلی روشن نیست و از اهل بيت نيز در اين زمينه چيزي در دسترس نيست
اما اگر مراد شما از خلقت آدم مجموع روح و جسم و به تعبيري خلقت كامل آدم است كه چند سال طول كشيد بايد گفت: آنچه از برخي از روايات استفاده مي شود آن است كه بعد خلقت بدن حضرت آدم، سالها فاصله شده و بعد آن خداوند به صورت دفعي از روحش در آن دميده و در نتيجه انسان به تعبيري كامل شد لذا در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: ... خدا پيكر آدم را آفريد و 40 سال مجسمه او ماند و ابليس لعين بدو گذر مي كرد و مي گفت براى كارى آفريده شدى، امام عليه السّلام فرمود: ابليس گفت: اگر خدا فرمان دهد بر آن سجده كنم او را نافرمانى كنم، سپس در او دميد وانگه بفرشته‏ها فرمود: «سجده كنيد براى آدم و همه سجده كردند جز ابليس‏"

پي نوشتها:
1. حجر (15) آيه 29 .
2. آل عمران (3) آيه 59 .
3. موسوى همدانى، ترجمه المیزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه، قم‏ 1374 ش‏،ج 12،ص 227 .
4. ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن،جمعي از مترجمان،چ فراهانى،تهران 1360 ه ش ، ج 13 ص 184 .
5. عوال اللالي، ابن ابي جمهور احسايي، چ سيد الشهداء، قم 1405 ه ق ، ج 4 ص 98 .
6. كمره‏اىمحمد باقر، آسمان و جهان- ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، چ اسلاميه‏، 1374ه ش‏،‌‏ج 14 ص 155.