پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز؛
وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ(1) ؛
از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى‏پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى‏شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه يارى مى‏شوند.
آیه شریفه (در مورد عدم پذیرش شفاعت) خطاب به قوم بنی اسرائیل و از جهتی به کافران به طور مطلق است که به شفاعت نیاکان و اجداد خود و دیگر کافران به شفاعت الهه های خود و نیز اسباب مادی که در دنیا به عنوان عوض و فدیه شفاعت می کردند، دل بسته اند. چنین شفعایی شفاعت شان در قیامت پذیرفته نیست .
در اين آيه به برخى باورهاى غلط و اميد هاى نابه جاى يهود، اشاره شده است.
آنان گمان مى‏كردند كه در روز قيامت اجدادشان، شفيع آنان خواهد شد. چنان كه بت‏پرستان، بت‏ها را شفيع خود مى‏پنداشتند. برخى از آنان قربانى كردن را كفّاره‏ گناهان دانسته و اگر پول نداشتند، يك جفت كبوتر را سر مى‏بريدند.
گروهى از آنان به همراه مرده، طلا و زيورآلات دفن مى‏كردند تا مرده به عنوان جريمه‏ گناهانش بپردازد.
غافل از آن كه قيامت بر خلاف دنيا است، كه برخى با پول و پارتى و يا حمايت گرفتن از قدرت‏ها، بر مشكلات شان پيروز مى‏شوند.(2)
آیه در مقام رد شفاعت افراد خاصی که اولیای الهی اند نیست. این دو مطلب با هم ارتباطی ندارد.
در میان آیات الهی دو نظر در باره شفاعت وجود دارد:
دسته ای از آیات اصل شفاعت را بدون توجه به شان نزول و بیان تفسیری آن انکار می کند ،مثل آیه مورد سوال. نیز آیات دیگر. دسته ای از آیات وجود دارد که شفاعت را اثبات می کند.
مفسران در جمع این دو دسته از آیات نظر داده اند: آیاتی که به طور کلی شفاعت را انکار می کنند، در بیان این نکته اند که شفاعت از آن خدای متعال است. هیچ موجودی نمی تواند به طور مستقل از موجودی دیگر شفاعت کند. آیاتی که در مقام اثبات شفاعت است، در بیان این نکته است که شفاعت با اجازه و در طول اراده خدای متعال امکان پذیر است:
"وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ؛(3)
شفاعت جز براى كسانى كه خدا اجازه دهد، سودى ندارد.
علامه طباطبایی نوشته است:
آياتى كه شفاعت را انكار مى‏كنند، اگر بگوئيم: ناظر به شفاعت در روز قيامت است، شفاعت به طور استقلال را نفى مى‏كند،و
مي خواهد بفرمايد: كسى در آن روز مستقل در شفاعت نيست، كه چه خدا اجازه بدهد و چه ندهد ، بتواند شفاعت كند. آياتى كه آن را اثبات مى‏كند، نخست اصالت در آن را براى خدا اثبات مى‏كند. براى غير خدا به شرط اذن و تمليك خدا اثبات مي نمايد، پس شفاعت براى غير خدا هست، اما با اذن خدا.(4)
در تفسير" برهان" از امام كاظم سلام الله علیه از امام على سلام الله علیه نقل شده :
از پيامبر صلوات الله علیه شنيدم:شفاعتى لاهل الكبائر من امتى ...
شفاعت من براى مرتكبان گناهان كبيره است" راوى حديث كه ابن ابى عمير است مى‏گويد:
از امام كاظم پرسيدم :چگونه براى مرتكبان گناهان كبيره شفاعت ممكن است، در حالى كه خداوند مى‏فرمايد:" وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏" مسلم است كسى كه مرتكب كبائر شود،مورد خشنودى خدا نيست.
فرمود:" هر فرد با ايمانى كه مرتكب گناهى مى‏شود، پشيمان خواهد شد و پيامبر فرموده پشيمانى از گناه توبه است ... كسى كه پشيمان نگردد،مؤمن واقعى نيست، و شفاعت براى او نخواهد بود و عمل او" ظلم" است. خداوند مى‏فرمايد ظالمان دوست و شفاعت كننده‏اى ندارند.
مضمون صدر حديث اين است كه شفاعت شامل مرتكبان كبائر مى‏شود.
ذيل حديث روشن مى‏كند كه شرط اصلى پذيرش شفاعت، دارا بودن ايمانى است كه مجرم را به مرحله ندامت و خود سازى و جبران برساند، و از ظلم و طغيان و قانون شكنى برهاند .(5)
پی نوشت ها:
1. بقره(2) آیه 48 .
2.قرائتی، تفسير نور، تهران، انتشارات مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، 1383،چاپ یازدهم، ج‏1، ص 109.
3. سبا (34)آیه 23 .
4.موسوی همدانی، ترجمه تفسیر الميزان،قم انتشارات جامعه مدرسین، 1374،چاپ پنجم، ج‏1، ص 238.
5.مکارم شیرازی، تفسير نمونه، تهران، انتشارات اسلامیه ، 1374 شمسی،چاپ اول، ج‏1، ص 231.