پرسشگر محترم با سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز؛
آیه 54 سوره بقره در باره گوساله پرستی بنی اسرائیل است.
بعد از این که بنی اسرائیل از مصر خارج شدند، با اقوام بت پرست مواجه گردیدند. سفیهان و غوغائیان آن قوم به حضرت موسی پیشنهاد دادند که برای آن ها نیز بت و الهه بسازد:
وَ جاوَزْنا بِبَني‏ إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (1)
بنى اسرائيل را (سالم) از دريا عبور داديم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بت هاي شان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در اين هنگام، بنى اسرائيل) به موسى گفتند: «تو هم براى ما معبودى قرار ده، همان‏گونه كه آن ها معبودان (و خدايانى) دارند!» گفت: "شما جمعيّتى جاهل و نادان هستيد! "
متاسفانه جهالت و مادی گرایی در آن ها فروکش نکرد. وقتی حضرت موسی برای مدت سی روز به طور برای مناجات رفت و به امر خدا ده روز به این مدت اضافه گشت، سامری از این فرصت استفاده کرد. با وجود مخالفت حضرت هارون و تعداد کمی که بر صراط موسی و اطاعت از جانشین او یعنی هارون باقی بودند، بقیه را به گوساله پرستی سوق داد:
وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‏ في‏ قَوْمي‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدين ... وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى‏ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوار ؛(2)
قوم موسى بعد (از رفتن) او (به ميعادگاه خدا)، از زيورهاى خود گوساله‏اى ساختند، جسد بى‏جانى كه صداى گوساله داشت!
حضرت وقتی از این انحراف عظیم مطلع شد و با آن مواجه گشت، از شدت خشم و غضب از انحراف قوم، اول یقه اولین مقصر احتمالی ،یعنی برادرش هارون را که خلیفه و جانشین او بود، چسبید. او را توبیخ کرد تا معلوم گردد که در انحراف گناه نداشته و قوم ببینند که عظمت گناه شان به حدی است که موسای پیامبر برادرش هارون را با این که می داند در انجام وظیفه جانشینی قصور نمی کند، به شدت توبیخ می نماید و حساب کار خود را بکشند.
قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتي‏ وَ لا بِرَأْسي‏ إِنِّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني‏ إِسْرائيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلي؛(3)
(هارون) گفت: «اى فرزند مادرم! [اى برادر!] ريش و سر مرا مگير! ترسيدم بگويى ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به كار نبستى!
َأَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني‏ فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ ؛ (4)
الواح را افكند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوى خود كشيد. او گفت: «فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند. ناتوانم كردند. نزديك بود مرا بكشند، پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده!
اگر حضرت در مقابله با اين انحراف با مسئولان حتي بيگناه که محبوبان و موثقان او هستند، اين گونه شديد برخورد نکرده بود، به هيچ وجه اين اثر گسترده و سريع را نداشت. برخورد شديد و تند با يک انحراف اجتماعي نشان از غيرت و شدت حضرت در مقابله با فتنه گران مي باشد.
برخورد شديد موسي با برادر بيگناه و شنيدن عذر او در انجام وظيفه و مظلوم شدن از طرف قوم ،چنان قوم گمراه را متحول کرد که همگي به عجز از موسي خواستند راه پاک شدن از گناه را بدانان بنمايد:
وَ لَمَّا سُقِطَ في‏ أَيْديهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ؛ (5)
هنگامى كه حقيقت به دست شان افتاد، و ديدند گمراه شده‏اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نكند، و ما را نيامرزد، به طور قطع از زيانكاران خواهيم بود!»
موسی هم راه پاک شدن از این گناه عظیم را بدین شرح بدانان نمایاند:
وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ ؛(6)
زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با انتخاب گوساله (براى پرستش) به خود ستم كرديد! پس توبه كنيد و به سوى خالق خود باز گرديد! خود را [يكديگر را] به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذيرفت، زيرا كه او توبه‏پذير و رحيم است.
در جریان گوساله پرستی ، بنی اسرائیل سه دسته شدند:
دسته اول حضرت هارون و یاران محدود او بودند که نه تنها منحرف نشدند ، بلکه محکم و قوی در مقابل این انحراف ایستادند.
اینان نه تنها کیفر نشدند، بلکه سزاوار پاداش بودند.
دسته دوم کسانی که گر چه گوساله پرست نشدند، ولی به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر اقدام نکردند. در مقابل انحراف عظیم قوم موضع نگرفته و سزاوار کیفر شدید شدند.
دسته سوم کسانی که با دیدن آن همه معجزات از موسی و خدای موسی به گوساله پرستی رو آوردند و گوساله زرین بی هنر را بر خدای یگانه و قادر ترجیح دادند و مرتد گشتند. اینان به حق شایسته شدیدترین کیفر بودند.
در آیات ناظر به "اصحاب سبت" هم این سه گروه را می بینیم :
وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتي‏ كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتيهِمْ حيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديداً قالُوا مَعْذِرَةً إِلى‏ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءوَ أَخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئين؛ (7)
از آن ها درباره (سرگذشت) شهرى كه در ساحل دريا بود بپرس! زمانى كه آن ها در روزهاى شنبه، تجاوز (و نافرمانى) خدا مى‏كردند همان هنگام كه ماهيان شان، روز شنبه (كه روز تعطيل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشكار مى‏شدند امّا در غير روز شنبه، به سراغ آن ها نمى‏آمدند.چنين آن ها را به چيزى آزمايش كرديم كه نافرمانى مى‏كردند! (به ياد آر) هنگامى را كه گروهى از آن ها (به گروه ديگر) گفتند: «چرا جمعى (گنهكار) را اندرز مى‏دهيد كه سرانجام خداوند آن ها را هلاك خواهد كرد، يا به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت؟! (آن ها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند!)» گفتند: « (اين اندرزها،) براى اعتذار (و رفع مسئوليت) در پيشگاه پروردگار شماست .شايد آن ها (بپذيرند، و از گناه باز ايستند، و) تقوا پيشه كنند!» امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آن ها داده شده بود، فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم. كسانى را كه ستم كردند، به خاطر نافرماني شان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم. (آرى،) هنگامى كه در برابر آنچه از آن نهى شده بودند، سركشى كردند، به آن ها گفتيم: «به شكل ميمون هايى طرد شده در آييد!»
وقتي حضرت به امر خدا کشتن گوساله پرستان به دست ترک کنندگان نهي از منکر را به عنوان راه پاک شدن نشان داد، همگي با رغبت اين توبه سنگين را پذيرفتند.
در این جریان هم آن گروه یهود به سه دسته تقسیم شدند:
اول قومی که به حرمت شنبه تجاوز کردند.(إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ)
دوم قومی که خود تجاوز نکردند، ولی نهی هم نکردند . نهی از منکر نهی کنندگان را هم بی فایده شمردند. (وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديداً)
سوم گروه مؤمن نهی کننده که نجات یافتند و از عذاب در امان ماندند.(أَنْجَيْنَا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوء)
دو گروه اول و دوم به خاطر تجاوز به حرمت شنبه و به خاطر ترک نهی از منکر ، ظالم و مستحق کیفر بودند. از این رو می فرماید:
أَخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ .
گروه اول به خاطر عظمت گناه تجاوز به حرمت شنبه، شایسته کیفر خاص بودند. از این رو در مورد آنان می فرماید :
فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئين.
در این جا هم بنا بر روایات، مردم سه دسته شدند:
هارون و معدود موحدانی که بر توحید استوار ماندند و گوساله پدست نشدند و بر نهی از منکر پافشاری نمودند.
جمعی که گر چه گوساله پرست نشدند، ولی سکوت کردند و این انحراف عظیم آنان را تکان نداد.
سامری و کسانی که به او گرویدند و گوساله پرست شدند.
گروه سوم مستحق کیفری عظیم شدند. گروه دوم نیز؛ وقتی از پیامبر راه توبه را خواستار شدند، حضرت موسی فرمود:
فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُم؛ (8)
خود را [يكديگر را] به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است.
این جا امر به خودکشی نیست، بلکه مأمور شدند همگی شمشیر به دست بگیرند و به یکدیگر حمله کنند یا این که گروه دوم یعنی تارکان نهی از منکر مأمور شدند شمشیر به دست گرفته و گوساله پرستان را بکشند . گوساله پرستان هم موظف شدند که تسلیم باشند. فرار و دفاع نکنند تا گناه هر دو طایفه بخشیده شود.
احتمال دوم شبیه مجازات اصحاب سبت است. در روایات هم آمده است کسانی که نهی از منکر را ترک کرده بودند، مأمور شدند نهی از منکر کنندگان را بکشند. این امر بر آنان گران آمد که ما که گوساله پرست نشده ایم.چرا باید شمشیر به دست گرفته و خویشاوندان خود را بکشیم . به آنان جواب داده شد:
إني إنما امتحنتهم بذلك لأنهم ما اعتزلوهم لما عبدوا العجل، و لم يهجروهم، و لم يعادوهم على ذلك؛ (9)
آنان را بدین خاطر به این مصیبت گرفتار کردم که از گوساله پرستان دوری ننمودند . بغض و دشمنی با آنان را آشکار ننمودند.
بنا بر این ارتداد و روگردانی از توحید و گرویدن به شرک بعد از دیدن آیات و بینات از بزرگ ترین گناهان است که فرد را مستحق بزرگ ترین عذاب ها ساخته و توبه از آن به آماده شدن برای مرگ و خود را به تیغ توبه سپردن می باشد.
بنا بر ادامه آیه وقتی گوساله پرستان آماده مرگ شدند و قوم به جان هم افتادند و جمعی کشته شدند، خداوند توبه آنان را پذیرفت و بقیه را بخشید.
پی نوشت ها:
1. اعراف (7) آیه 138.
2. همان ، آیه 142-148.
3. طه (20) آیه 94.
4. اعراف ، آیه 150.
5. همان ، آیه 149.
6. بقره (2) آیه 54.
7. اعراف، آیه 163-166.
8. بقره، آیه 54.
9. بحرانی، البرهان،چ اول، تهران، بنیاد بعثت، 1416 ق، ج 1، ص 218.