من متاهل و کارمند هستم مدتی است در کار همسرم گره مالی افتاده است همسرم نماز نمی خواند خودم نیز یک خط در میان می خوانم اما باور کنید نماز را دوست دارم حتی در اینترنت دنبال دعا برای علاقه مندی به نماز هم گشته ام اما چیزی پیدا نکردم دلم می خواهد نماز سر وقت را بخوانم لطفاًمرا راهنمایی کنید چگونه خودم و همسرم به نماز علاقه مند شویم و راهکارهایی برای رهایی از مشکلات مالی به من ارائه دهید .
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز:
پاسخ تان را در دو قسمت و در قالب چند نکته بیان می کنیم :
الف) نماز
نکته اول :
آگاهی و معرفت درمان هر دردی است.
یکی از علل ترک نماز یا سستی در انجام آن عدم آشنایى با فلسفه نماز است. اگر انسان بداند نماز یعنی چه؟ چرا نماز می خواند؟ پایبندی و تقید به نماز اول وقت چه آثاری و برکاتی در زندگی دنیا و آخرت او دارد و سبک شمردن نماز و عدم پایبندی به نماز اول وقت یا ترک آن چه عواقب و نتایجی خواهد داشت،قطعا با میل تمام بلکه عاشقانه به سوی نماز خواهد رفت. زیرا کسی که نسبت به نماز و به فلسفه و علت اقامه آن معرفت پیدا می کند، از درون وجود خویش معنای با خدا حرف زدن و راز دل با او گفتن را درک می کند. حالش پیش از فرارسیدن موقع نماز و بلند شدن صدای روح نواز اذان، همانند آن عاشق شیدایی و فدایی می شود که نه همچون مجنون منتظر لیلی و نه همچون زلیخا اسیر زلف یوسف و یک تبسم او، بلکه هزاران بار جنونش از مجنون فزون تر و چشم به انتظار نماز ماندنش از زلیخا جانسوز تر می گردد.
از این رو هنگام نماز برای او، هنگامه به پایان رسیدن هجران و چشم انتظاری است.هنگام فرا رسیدن لحظات وصال و عشقبازی عاشق و معشوق حقیقی است. قطعا هیچ لذتی برای او لذت بخش تر از نماز خواندن و مناجات و راز و نیاز کردن با معشوق حقیقی اش یعنی خدا نیست. آیة الله بهجت شبی بعد از نماز فرمود: اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان در حال عبادت چه لذت هایی می برد، هیچ گاه دنبال مسایل مادی نبودند. (1)
دوم:
آگاهی از عواقب ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن
اگر انسان از بی خبری و حال و هوای بچگی در آید و به عواقب زیان بار گناهان از جمله سستی و کاهلی در اقامه نماز یا ترک نماز آگاهی پیدا کند، گناه نمی کند. هرگز جرئت نمی کند در نماز یا هر عبادت دیگری سستی کند. زیرا آن را با هلاکت و نیستی خویش برابر می بیند .
می گویند حضرت موسی (ع) در ایام کودکی که در دربار فرعون بود ،روزی چنگ انداخت و ریش بلند فرعون را محکم کشید، به گونه ای که فرعون عصبانی شد و گفت : این بچه همان فردی است که تاج و تخت مرا بر باد خواهد داد، باید او را بکشم . به او گفتنند ، او بچه است. خوب و بد را تشخیص نمی دهد . الان ظرفی از آتش و ظرفی از طلا را جلوی او می گذاریم. اگر دستش را به سوی آتش دراز کرد، حرف ما درست است و کشیدن ریش تو از روی عمد نبوده و اگر به سوی طلا دستش دراز شد، حق با تو است .
ما انسان ها و به اصطلاح آدم های بزرگ گاهی همانند بچه ها هستیم . دست به سوی آتش دراز می کنیم تا آن را بر داریم و بخوریم، چون از عواقب و اثر سوزندگی آتش بی خبریم . گاهی به لجن یا نجاست چنگ می اندازیم و آن را به صورت خود می مالیم یا در دهان خود می گذاریم ، چون نمی فهمیم. اگر آثار و عواقب ترک نماز و روزه و ارتباط با خدا، خوردن مال حرام و مال یتیم، غیبت و تهمت و سایر گناهان را می دانستیم و آن را در وجود خود حس می کردیم، هر گز گناه نمی کردیم. زیرا بچه به خاطر نادانی دست به سوی آتش یا لجن دراز می کند، ولی ما بزرگ ترها با ترک نماز یا سستی و کاهلی در آن و یا انجام هر گناه دیگر، همه هستی خود را به آتش می کشیم، بلکه خود را هیزم جهنم می کنیم:
پس از آتشی که هیزم آن مردم بد کردار و سنگ خارا است بپرهیزید. (2) آن ها جز آتش جهنم در شکم های خود فرو نمی برند. (3) نه تنها دست به سوی لجن دراز می کنیم، بلکه آن را سر می کشیم. چنان که قرآن باطن کارهای ما را این گونه گزارش می دهد:
«لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُن؛ (4) غذایی جز چرک و خون نصیب شان نمی شود؛ این طعامی است که آن را جز خطاکاران و گنه کاران نمی خورند».
در این جا فقط به دو روایت معروف در مورد عواقب سبک شمردن نماز که جامعیّت دارد، اشاره مى کنیم:
حضرت رسول (ص) مى فرماید: «هر کس نماز را سبک بشمارد، دچار پانزده بلا مى شود: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا هنگامى که از قبر بیرون مى آید. آن چه در دنیا به آن دچار مى شود:
1. خداوند برکت را از عمر او بر مى دارد.
2. خداوند برکت را از روزى اش بر مى دارد.
3. چهره خوبان از او گرفته مى شود.
4. کار نیک وى پاداش نخواهد داشت.
5. دعایش به اجابت نمى رسد.
6. از دعاى خوبان بهرهاى نخواهد برد.
امّا آن چه هنگام مرگ به آن دچار مى شود:
1. با ذلت و خوارى مى میرد.
2. گرسنه از دنیا مى رود.
3. تشنه مى میرد.
امّا آن چه در قبر گریبانش را مى گیرد:
1. خداوند ملکى را در قبر وى مى گمارد تا او را شکنجه دهد.
2. قبر بر وى تنگ خواهد گرفت.
3. درون قبر وى تاریک خواهد بود.
آن چه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار مى شود:
1. خداوند فرشتهاى بر او مى گمارد تا وى را با صورت بر زمین بکشد.
2. با وى محاسبه سختى خواهد داشت.
3. هرگز خداوند به وى نظر رحمت نمى افکند». (5)
ب) امام صادق (ع ) فرمود: رسول الله (ص ) فرمود: «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ (6) به خدا قسم ! از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و کنار حوض کوثر بر من وارد نمی شود».
نماز زمینه ساز توفیق های مختلف و یاری کننده انسان در عرصه های متفاوت زندگی مادی و معنوی است .خداوند در قرآن میفرماید: «از شکیبایی و نماز یاری جویید. به راستی این (کار) گران است مگر بر افراد فروتن و متواضع ». (7)
ارتباط با خداوند و چنگ زدن به ریسمان الهی و پیوند دائمی با خداوند، انسان را بسیار یاری می کند تا بتواند ناهمواری ها را هموار و سختی ها را پشت سر بگذارد.
تذکر :
هیچ کس با خواندن یک یا چند نامه و کتاب و رساله یا پای منبر نشستن و موعظه شنیدن، به معرفت لازم و محرک و شوق آور در مورد خدا و نماز نخواهد رسید. این ها تماماً ابزارهایی هستند که می توانند سبب بیداری و آگاهی انسان گردند، آن چه که آگاهی ها را به « نور » و « هدایت » تبدیل می کند و به معرفت محرّک و مشوّق مبدّل می سازد، « اراده و تصمیم جدی، عمل آگاهانه و خالصانه» شما است.
ب) راهکار مشکل مالی:
باید عملکردهای خود را واکاوی و ارزیابی کنید ، ببینید گیر و گره کار شما کجاست .
خداوند برای دستیابی به وسعت رزق، دو دسته عوامل (مادی و معنوی) قرار داده، هیچ یک از عوامل جایگزین دیگری نمی شود، مثلاً کار و تلاش، استفاده از تخصص و کارشناسی، تدبیر و برنامه ریزی، ارزیابی و آینده نگری، نظم و انضباط، موقعیت سنجی، ملاحظه امکانات مادی، توانایی جسمانی، استعدادهای عقلانی و روانی، از اصول اولیه پیشرفت و توسعه است.
بر اساس آیه «لیس للإنسان إلاّ ما سعی»؛ (8) هر میزان از این اصول بهره گرفتیم و تلاش کردیم، در مسیر پیشرفت و توسعه قرار خواهیم گرفت.
در معارف اسلامی در کنار آن اصول تأثیرگذارمادی ، عوامل دیگری تحت عنوان عوامل معنوی،که باعث توسعه رزق یا مانع آن می گردد معرفی شده است.
در ذیل به برخی از هر دو دسته عوامل معنوی اشاره می شود .
الف- آنچه باعث توسعه رزق و روزی می شود .
1ـ صدقه و انفاق مال به فقرا و ارائه هر نوع خدمات به نیازمندان. (9)
2ـ صلة ارحام، امیرالمؤمنین می فرماید: «صلة الأرحام تثمر الأموال و تُنسی فی الآجال؛ (10) صله رحم مال را زیاد می کند، و عمر را طولانی می نماید».
3ـ پایبندی به نماز اول وقت ،سحرخیزی و نماز شب ، پیامبر اکرم (ص) فرمود: «سحرخیزی کاری بسیار مبارک است که باعث افزایش همه اقسام نعمت ها به ویژه رزق و روزی خواهد شد». (11)
4ـ خوش اخلاقی و داشتن کرامت نفس، علی (ع) فرمود: «بحسن الأخلاق تدرّ الأرزاق؛ (12) اخلاق نیکو سبب فزونی و سرازیر شدن رزق و روزی می گردد».
5ـ رفق و مدارا و محبت کردن به دیگران، به ویژه ارحام و خویشان . علی (ع) فرمود: «من استعمل الرفق، استدرّ الرزق؛ (13) هر کس نرمی و ملایمت با مردم را در پیش گیرد، روزیش زیاد می شود».
6ـ آسان گیری و پرهیز از سختگیری نسبت به خانواده، اطرافیان و مشتری ها و ارباب رجوع. (14)
7ـ پرداخت زکات (و امور مالی واجب مثل فطریه و خمس). (15)
8ـ پاک و خالص کردن کارها برای خدا:
حضرت علی(ع) می فرماید: «مَنْ حَسُنت نیّته زاد الله فی رزقه؛ (16) هر کس نیتش را نیکو گرداند، خداوند روزیش را زیاد می کند». در بیان دیگر می فرماید: «رزق و روزی هر کس به قدر نیت اوست». (17)
9ـ پیوسته با وضو و طهارت بودن. پیامبر اکرم به مردی فرمود: «أَدِمِ الطهارةِ یَدُم علیک الرزق؛ (18) پیوسته با وضو و طهارت باش تا روزی ات زیاد شود».
10ـ مداومت بر خواندن زیارت عاشورا (19) و زیارت امام حسین(ع) از نزدیک و حضور در ضریح مطهر حضرت. (20)
11ـ استغفار، حضرت علی (ع) می فرماید: «خدا استغفار را سبب جلب روزی (21) و فزونی رزق (22) قرار داده».
12ـ امین مال، ناموس و آبرو و حیثیت مردم بودن روزی را زیاد می کند، چنان که خیانت روزی را کم می کند .23
دعا درمانی:
برای توسعه رزق، دفع یا رفع بلا ها ،مصیبت ها ،همّ و غم ها، نماز و دعا و ذکر های بسیاری از معصومین علیهم السلام روایت شده است. به فهرست مفاتیح الجنان رجوع شود .
در این جا به نقل چند نمونه از آن بسنده می کنیم.
1- بعد از نماز بگویید : «اللهمّ انّی اسئلک بأنّ لک الحمدٌ لا اله الا انت المنّان ُ بدیعُ السّماوات و الأرض ذو الجلال و الإکرام أن تصلّی علی محمد و آل محمد و أن تجعلَ لی ممّا اَنا فیه فرجاً و مخرجاً».
2- بعد از نماز صبح ده مرتبه این دعا را بخوانید و هر روز تکرار کنید تا خداوند فرج و گشایش عنایت فرماید: «لا حول و لا قوّة الا بالله توکّلت علی الحیِ الّذی لا یموت و الحمد لله الّذی لم یتّخذ ولداً و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولیِ من الذّلّ و کبّره تکبیراً».
3- تلاوت قرآن در هر شب به ویژه سوره واقعه و یس.
4- سوره توحید و قدر (انا انزلناه ) را زیاد بخوانید به ویژه در روز جمعه.
5- ذکر: «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم»، را زیاد بگویید ، بعد از نماز صبح و مغرب اقلا هفت مرتبه این ذکر را بگویید .
6- ذکر شریف: « اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»؛ هم چنین توسل به چهارده معصوم علیهم السلام زیاد داشته باشید.
7- خواندن سوره ویل لکل همزه در نماز های واجب باعث جلب روزی می شود .
8- خواندن دو رکعت نماز : در رکعت اول یک مرتبه حمد و هر یک از سوره های کوثر و قدر سه مرتبه، و در رکعت دوم حمد یک مرتبه و هر یک از سوره های ناس و فلق سه مرتبه.
10- خواندن 30 مرتبه تسبیحات اربعه بعد از نماز صبح.
ب- اموری که سبب فقر و کاهش روزی می شود.
1- قسم خوردن به ویژه سوگند دروغ.
2- قطع رحم.
3- بد اخلاقی کردن و ترشرو بودن با مردم.
4- گناهان (24) به ویژه خیانت به ناموس مردم ، چشم چرانی و زنا. (25)
پی نوشت ها :
1. مؤسسه البهجه، بهجه القلوب ( زندگی نامه آیة الله بهجت )، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت بهجت، ص 16 .
2. بقره ( 2)، آیه 24 .
3. همان، آیه 174.
4. الحاقه ( 69 )، آیه 35 و 36 .
5. المحدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه.ق . ج 1، ص 172 و 171.
6. حاج شيخ عباس قمي، سفينه البحار، دار الاسوه الطباعه و النشر، 1422 ه.ق . واژه صلاه.
7. بقره، آیه 45.
8. نجم (53)، آیه 39.
9. علامه مجلسی، بحار الانوار، الناشر،مؤسسه الوفاء، بیروت - لبنان ، سنه النشر، 1404 ه ق.
10. عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، معجم الفاظ غرر الحکم ، تحقیق مصطفی درایتی، الناشر مرکز الابحاث و الدراسات الاسلامیه، تاریخ النشر، ذی القعده 1413، ص 412.
11. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 1، ص 520.
12. معجم الفاظ غرر، ص 417.
13. همان.
14. همان .
15. همان .
16. همان.
17. همان.
18. المحدث النوری، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 421.
19. حاج شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، فضیلت زیارت عاشورا.
20. شیخ طوسی، التهذیب، الناشر، دار الکتب الاسلامیه، طهران، سنه النشر ، 1365 ه ش ، ج 6، ص 43.
21. بحار الانوار، ج 100، ص 21.
22. فیض الاسلام ، شرح نهج البلاغه، خطبه 143.
23. ثقه الاسلام کلینی، الکافی ، الناشر، دار الکتب الاسلامیه، طهران، سنه النشر، 1365 ه ش، ج 5، ص133.
24. الکافی، ج2 ، ص27.
25. همان ، ج2 ، ص 447 .






