با توجه به اینکه تعداد کمی مسلمان داریم و از این تعداد باز هم عده کمی واقعا اعتقاد دارند و ما هزاران نوع ادم داریم ایا همه جهنمی هستند؟ یعنی این خلقت با این عظمت فقط برای این عده بوده؟چرا خدا در سوره واقعه فقط افراد را به 3 دسته تقسیم کرده؟واقعا میشه اینهمه تفاوت را در 3 دسته گنجاند؟
پرسش: ایا افراد زیادی به جهنم می روند؟
شرح : 1-با توجه به اینکه تعداد کمی مسلمان داریم و از این تعداد باز هم عده کمی واقعا اعتقاد دارند و ما هزاران نوع ادم داریم ایا همه جهنمی هستند؟ یعنی این خلقت با این عظمت فقط برای این عده بوده؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
در مورد سرانجام اخروي انسان ها ما در عین این که از میان شش میلیارد و اندی انسان، تنها شیعه دوازده امامی را اهل حق و در نهايت سعادت و نجات میدانیم، آن هم به شرطی که رعایت محرّمات و واجبات شرعی را نموده باشند ، امّا هرگز معتقد نیستیم غیر از اینان، بقیة انسان ها اهل جهنم و عذاب هستند.
دليل اين امر آناست كه ما دیگران را یا عالم و عامد میدانیم یا جاهل و غیر عامد. عالمان و عامدان اهل عذاب اند، چون عمداً بر خلاف علم خود عمل کرده اند. جاهل هم دو دسته اند: مقصر و قاصر. مقصران یا افرادی که با وجود امکان رسیدن به حقیقت ،از آن سرباز زده اند، مثل عالمان، جهنّمی اند (البته بدون لحاظ رحمت الهی که ممکن است شامل آنها هم بشود). امّا قاصران که اکثر مردم را تشکیل میدهند، به طور حتم اهل نجاتند،
قرآن مجید میفرماید: «و ما کنّا معذبین حتی نبعث رسولاً؛ هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم. مگر حجت را بر آن ها تمام کرده باشیم».(1)
حتماً بر جاهلان قاصر اتمام حجّت نشده است، زیرا یا غافلند واصلاً احتمال خلاف در گفتار و کردار خود را نمی دهند یا احتمال خلاف میدهند، امّا راه و وسیله ای برای رسیدن به حق در اختیار ندارند و یا در پی کشف حقیقت رفته و تحقیق کرده اند، ولی نتوانسته اند بفهمند گفتار و کردارشان باطل بوده و خلاف واقع است ، هر چند پایبندی آنها به اصول و دستورهای دینی خودشان هم تا حدی لازم است .
شهید مطهرى(ره) در این باره مىگوید: «اگر کسى در روایات دقت کند، مىیابد که ائمه(ع) تکیهشان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مىآید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مىبایست تحقیق و جستجو کند ، اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مىبرند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمىروند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مىدانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مىرود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مىکند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».(2)
در نتيجه پيروان بسياري از اديان ديگر و حتي انسان هايي كه پيرو ديني از اديان آسماني نيستند ممكن است در اين مجموعه محسوب شده و در صورت عمل به آنچه حقيقت و درست مي پنداشتند يا به مقتضاي عقلشان صحيح مي نمود ، اهل نجات خواهند بود .
در عین حال نباید از یاد برد که این امر مربوط به زمان بعد از نبوت پیامبر اسلام است و مردم در دوران پیامبران پیشین موظف بودهاند از شریعت پیامبر زمان خود که بر اساس رشد فکری و ظرفیت های انسانی تکامل یافته پیروی نمایند، در نتیجه بسیاری از اهل بهشت پیروان انبیائ در زمان حقانیت همان ادیان هستند .
از طرف دیگر نباید فراموش کنید که هدف خلقت منحصر در بهشتی شدن افراد نمی شود و عام برای بهشتیان خلق نشده تا بگوییم خلقت با این عظمت تنها برای این عده بود زیرا در هدف عظیم آفرینش همه افراد حتی جهنمیان مورد نظر خداوند بودند .
مشکل اصلی آن است که گاهیر گمان می شود هدف آفرینش انسان ها بهشتی شدن آن هاست ، در نتیجه خلقت افرادی را که به این سرانجام نمی رسند ، به نوعی مغایر با فلسفه آفرینش دانسته می شود ، در حالی که حقیقت امر این گونه نیست .
فلسفه آفرینش انسان همانند هر موجود دیگری بر اساس فیاضیت مطلق خداوند تعریف می شود ، یعنی خداوند به واسطه فیض مطلق خود هر موجودی را که لایق خلقت بوده و امکان آفریده شدن داشت و خلقت او به زیبایی و شکوه جهان خلقت می افزاید، از نعمت وجود محروم نمی نماید . او را خلق می کند. (3)
اما در عین حال حکمت خداوند اقتضا دارد که خلقت، حکیمانه و هدفمند و دارای سرانجام و مسیری معین برای مخلوق باشد . بر این اساس تکامل انسان و رسیدن به مراتب بالای حیات بهشتی، هدف خلقت او بیان می شود .
در نتیجه برای هر انسانی مسیری معین و ابزاری لازم برای رسیدن به آن سعادت ابدی و تکامل عمیق روحی و معنوی تعریف می شود.امتحانات لازم و متناسب با ظرفیت های خاص خودش برای او در نظر گرفته می شود . نمی توان قبل از برگزاری آزمون فرد را از فرصت حضور در آزمون محروم ساخت. تنها به این دلیل که نتیجه عملکرد او برای ما روشن است .
در فلسفه آفرینش و شکوه داستان خلقت تنها با بهشتی شدن انسان ها یا خلقت کسانی که با حسن انتخاب های خود اهل بهشت می شوند، شکل نمی گیرد، بلکه زیبایی و شکوه داستان به آن است که همه افراد به طور مساوی از فرصت خود بهره ببرند و هیچ کس نداند که چه نتیجه ای در برابر او قرار دارد ، اگر قرار بود که تنها اهل بهشت در دنیا خلق شوند، دیگر آزمون دنیا ، آزمونی صوری و نمایشی بود و همه به نوعی می دانستند که در هر صورت اهل بهشت خواهند شد .
از طرف دیگر دنیا محل آزمون برای همه انسان هاست (4) ؛ اما بزرگی و زیبایی و شکوه آزمون دنیا برای همه افراد در این است که هر فرد امکان شکست خود را بدهد . از نحوه رفتار و عملکرد دیگران درس عبرت بگیرد . به علاوه عملکرد افراد گمراه و بدکار مهم ترین آزمون دیگر انسان ها در برابر گزینه های امتحانات الهی است . در نتیجه می توان گفت بدون وجود این افراد و این فضا در آزمون دنیا حتی بهشتی شدن بهشتیان هم ارزش چندانی ندارد. اگر قرار باشد که همه انسانها خوب باشند یا تنها انسانهای خوب آفریده شوند، انتخاب درست و صحیح معنا یا ارزش نداشت .
پی نوشت ها:
1.مائده (5) آیه 73.
2. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار،انتشارت صدرا ، تهران 1374 ش . ج 1، ص 320 به بعد.
3. سید حسن ابراهیمیان، انسانشناسى ،نشر معارف ، تهران ، 1381 شمسى، ص 115 و 116.
4. ملک (67) آیه 2.
پرسش: چرا خدا در سوره واقعه فقط افراد را به 3 دسته تقسیم کرده؟واقعا می شه این همه تفاوت را در 3 دسته گنجاند؟
پاسخ:
انسان ها دسته بندی های متفاوتی دارند و در هر جا به تناسب نگاه خاصی که وجود دارد، تقسیم بندی خاصی مطرح می گردد.
در اینجا خداوند انسان ها را به سه دسته کرده است از باب جایگاه آخرتی آنان:
دسته اول کسانی که در همه میدان ها از دیگران سبقت گرفته اند و به مقام قرب خدا رسیده اند: (السابقون السابقون اولئک المقربون).
دسته دوم کسانی که در زمره مؤمنان صالح هستند و بهشتی می باشند: (اصحاب الیمین).
دسته سوم کسانی که کفر ورزیده اند و شایستگی ورود به بهشت ندارند و جهنمی خواهند بود: (اصحاب الشمال).
حالا این که همین جهنمیان خود حداقل سه دسته اند: دسته ای که امام و پیشوای کفرند و در قعر جهنم و دیگرانی که پیرو اینان بوده و در مراتب خفیف تر جهنم اند، برای ابد و دسته سوم مؤمنان ظالم و گناهکاری که باید در جهنم بسوزند تا پاک شوند و بهشتی گردند، چون این دسته ها مد نظر نبوده، ذکر نشده اند.
بهشت دارای هشت طبقه و جهنم دارای هفت طبقه است و هر طبقه ای نیز خود درجاتی دارد و انسان ها به تناسب مراتب و درجات ایمان و کفر خود در این مراتب و درجات تقسیم می شوند.
از طرف دیگر با یک نگاه انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند: مؤمن و کافر.
با نگاه دیگر در روایتی انسان ها را به شش دسته تقسیم کرده :
کسانی که بهشتی اند (گناه ندارند)؛
کسانی که جهنمی اند (ایمان و عمل صالح ندارند)؛
کسانی که هم عمل صالح دارند و هم گناه؛
گروهی که امرشان با خداست (مستضعفان فکری که نه کفر ورزیده اند و نه ایمان آورده اند؛ چون فهم و معرفت نداشته اند)؛
و اصحاب اعراف که میزان عمل صالح و گناهشان یکسان است. (1)
خلاصه آن كه:
دسته بندی ها تابع نوع نگاه است و به لحاظ های مختلف دسته بندی های مختلف حاصل می شود. پس خوبان يا داخل در مقربين هستند و يا اصحاب يمين منتها هر كدام از اين دو دسته خود داراي مراتب زيادي هستند.
پی نوشت ها:
1. کافی، کلینی،پنجم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1363 ش، ج 2 ، ص 381.






