سلام.حرف زیاد دارم اما نمیدونم از کجا شروع کنم همیشه دنبال این بودم که حرفای دلم رو یه جایی بگم. میدونید گناه زیاد کردم خیلی زیاد اما همیشه گناه هم کردم یادم اومده که خدا نگام میکنه ومیدونم که این خیلی گناهش بیشتر از اینه که یادت نباشه که کسی داره نگات میکنه. دلم خیلی از این روزا پره میدونم که همش تقصیرخودم بوده که این روزای بد رو داشتم نماز میخونم بیشتر مواقع هم اول وقت خیلی کم پیش میاد که دیربشه با تمام کارهای گناهی هم که کردم حرف زدن با خدا رو خیلی دوست دارم وقتی بهش میگم دوستت دارم ارامش میگیرم این یه چیزی هستش که حسش کردم حتی وقتی گناه میکنم باورتون نمیشه اولش بازم یادم میاد خدا رو خیلی بده این حرفا میزنم اما برای کاربدم هم با یاد خدا شروع میکنم خجالت میکشم اینا میگم اما حقیقته دروغ زیاد گفتم تاحالا چیزایی بوده که از خدا خواستم بهم داده اما بعد که به خواستم رسیدم اونطور که من فکر میکردم نبوده و ازاینکه چنین تقاضایی داشتم پشیمون میشم وقتی از همه جا خسته میشم بازم میرم سمت خدا تنها امیدم میدونید احساس میکنم هرچی از روزای زندگیم جلو میره پیشتره به حکمتش و خیلی چیزای دیگه پی میبرم با بهتر بگم درکشون میکنم .گاهی اوقات برای تلافی کار اطرافیانم کاری میکنم اما بعد اون کار یا حرف..خودم بیشتر ازحرفیکه زدم یا کاریکه کردم میسوزم تا اون طرف بلافاصله پشیمون میشم عزم و ارادم خیلی سسته چیکار کنم ؟خیلی سسته من فقط 22 سالمه و اینقد گناه دارم تازه مکه هم رفتم خیلی زشته مگه نه...گاهی اوقات فکر میکنم اگه کسی چشم بصیرت داشته باشه و منا ببینه عذر میخوام اما به شکل کدوم حیوون میبینه...البته خصوصیات خوبم گاهی اوقات دارم عاشق کمک به دیگرانم در کل دلرحمم نماز شب میخونم گاهی اوقات وقتی متوجه شدم که یه فرشته تو اسمون هست که خیلی وقتا منتظره یه خدا رو شکر بنده در مقابل نعمت هایی که خدا داده میمونه زیاد الهی شکر میکنم برا سلامتیم برای پدر ومادر خوب داشتن برای زندگی خو.ب و.................دعا زیاد میکنم صلوات زیاد میفرستم هدف واسه ایندم داشتم اما الان درست نمیدونم دارم چیکار میکنم راستشا بخواید نزدیک سه ساله که با یه ورود یه نفر به زندگیم زندگیم عوض شد همه چیزموتو این رابطه از دست دادم بخاطر علاقه حتی پاک بودنم دیگه ناامید اما گاهی با وعده های طرفم یه کوچولو امید پیدا میکردم اما واهی خدا خودش همه اینا رو میدونه هم دیده هم براش گفتم زندگیم هنوز تو این وادی گیره اما دیگه شد شما بگید چیکار کنم اول بگید چطر عزم وارادما قوی کنم اگه اراده داشته باشم فکر میکنم بتونم یه جور حلش کنم کمکم کنید جوابشا بهم بدید تو برنامتون نمیدونم کی برام حرفمیزنید اما اگه نبودم جوابما دادید؟روزشنبه بگید لطفا که باشم و یه چیزه دیگه من خیلی بدم ؟چطرتوبه ای کنم که نشکنم؟متشکرم

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز:
خواهر محترم!
از این که درد دل خود را برای ما باز گو نمودید، متشکریم، امیدواریم مطالبی که خدمتتان ارائه می دهیم مفید واقع شود.
در نامۀ شما سه نکتۀ اصلی وجود دارد که ما به آن ها پاسخ خواهیم داد:
أ) راه تقویت اراده؛
ب) راه توبۀ حقیقی؛
ج) رابطه با شخص مجهول (برای ما).
أ) برای تقویت اراده عوامل متعدّدى تأثیر گزار هستند که باید رعایت شده و با عواملى که موجب ضعف اراده مى‏شود مبارزه گردد:
1- اصل مقاومت:
اولین اصلى که باید رعایت شود، اصل مقاومت است که روان شناسان از آن به عنوان "اصل تسلیم ناپذیرى" یاد مى‏کنند. معناى اصل مقاومت آن است که انسان در برابر شکست‏ها و ناکامى‏ها مقاومت کند؛ زیرا برخى از شکست‏ها زمینه پیروزى‏هاى بزرگ را فراهم مى‏کند. (1)
2- امید داشتن:
انسان باید در زندگى با امید زندگى نماید. یأس و ناامیدى انسان را از رسیدن به هدف باز داشته و روند زندگى را دچار مشکل مى‏کند. "فیلس سیمولک" مى‏نویسد: "به کار بردن و نگارش کلمات منفى، ویرانگر و مخرّب است. این کلمات قفل هایى هستند که بر درهاى ورودىِ هر راه حلى زده مى‏شود تا ما را براى شکست آماده کند. بر عکس کلمه: "آرى" هیجان مى‏آورد و تحرک مى‏بخشد...".(2)
3- مبارزه با عادت ناپسند:
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، مبارزه با عادت‏هاى بد و ناپسند است؛ از این رو باید سعى شود با هواهاى نفسانى (که انسان را به اعمال ناپسند مى‏کشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگیرى گردد.
"ویلیام جیمز" روان‏شناس معروف مى‏گوید: "یک نه گفتن به عادت بد موجب مى‏شود شخص براى مدّتى تجدید قوا کند و بدین وسیله ضعف اراده خود را به تدریج بر طرف سازد". (3)
در اسلام نیز به مبارزه علیه هواهاى نفسانى که زمینه‏هاى عادت بد را فراهم مى‏کند توصیه شده؛ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: "الشّدید من غلب نفسه؛ (4) کسى قوى و با اراده است که بر هواى نفس خود چیره شود".
4- تلقین به داشتن اراده قوى‏:
انسان باید این گونه باور داشته باشد که: "من مى‏توانم بر مشکلات پیروز شوم. من مى‏توانم در امتحان موفق شوم. من اراده قوى و پولادین دارم".
در این خصوص سخنى از ناپلئون شنیدنى است: "باید کلمه "نمى‏شود" از قاموس زندگى و از لغت محو گردد و از شنیدن واژه‏هاى "نمى‏شود، نمى‏توانم و نمى‏دانستم" (نباید استفاده کرد)...". (5)
5- داشتن هدف روشن:
متأسفانه آن عدّه که دچار ضعف اراده مى‏شوند و از فعالیت‏هاى موفقیّت‏آمیز دست بر مى‏دارند، آنانى هستند که هدف معیّن و تعریف شده ندارند. اینان فعالیت‏هاى خویش را نیمه کاره رها مى‏کنند. براى تقویت اراده باید اهداف معیّن داشت.
6- تمرین تمرکز حواس:
تمرین تمرکز حواس یکى از راه‏هاى تقویت اراده است. براى تمرکز حواس باید نظم و انضباط در همه امور زندگى ایجاد کرده و با برنامه ریزى فعالیت‏هاى خویش را پیش برد.
7- انجام وظایف الهى:
انجام وظایف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه‏هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعایت نمودن، اجتناب از گناه، هر کدام مهم‏ترین عامل تقویت اراده به شمار مى‏آید. کسى که روزه مى‏گیرد؛ در واقع با تمام هوس‏ها و رذایل اخلاقى مبارزه مى‏کند. کسى که به عبادت خداوند مى‏پردازد، آرامش روانى پیدا مى‏کند. آرامش روانى مؤثرترین عامل تقویت اراده است. یکى از بزرگان مى‏گوید: "خداوند بزرگترین گنج آرامش من است. من دیگر شتاب نخواهم کرد. او به من فرمان داده است که گاهى بایستم و آرام باشم...". (6)
8- اعتماد به نفس:
خودباورى و اعتماد به نفس نیز عامل مهم تقویت اراده است. اگر انسان استعداد و قابلیت‏هاى خویش را بشناسد و باور کند که توان انجام خیلى از چیزها را دارد، در تصمیم‏گیرى خویش دچار مشکل نمى‏شود.
9- بهره‏گیرى از سرگذشت انسان‏هاى با اراده.
ب) اما نحوۀ توبه:
قرآن مجید می‌فرماید: «یا ایها الّذین آمنوا توبوا الی اللّه توبه نصوحاً عسی ربّکم أن یکفّر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات ٍتجری من تحتها الانهار؛ (7) ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه خالصی . امید است با این کار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند».
«نصوح» از ماده «نُصح» در اصل به معنای خیرخواهی خالصانه است و لذا به عسل خالص «ناصح» گفته می‌شود و از آن جا که خیرخواهی واقعی باید توأم با محکم کاری و دلسوزی باشد، واژه نُصح و نَصوح به کار برده شده است. لغتنامة لسان العرب گوید: «التوبة النصوح هی الصادقة ،توبه نصوح یعنی توبه صادقانه».
در این که توبه نصوح چیست، تفسیرهای زیادی برای آن ذکر کرده اند، تا آن جا که بعضی شمار تفسیرهای آن را بالغ بر بیست و سه تفسیر دانسته اند، ولی همه این تفسیرها تقریباً به یک حقیقت باز می‌گردد.
از جمله آن تفسیرها این که : توبه نصوح باید واجد چهار شرط باشد: پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده .
یا: توبه نصوح آن است که توأم با چشمی گریان و قلبی بیزار از گناه باشد. (8)
هنگامی که «معاذبن جبل» از توبه نصوح از پیامبر صلی الله علیه وآله سؤال کرد، در پاسخ فرمود: «أن یتوب التائب ثمّ لا یرجع فی ذنب کما لا یعود اللبن الی الضرع ؛ (9) توبه کننده به هیچ وجه به گناه باز نگردد، همان طور که شیر به پستان باز نمی‌گردد».
این تعبیر لطیف بیانگر این واقعیت است که توبه نصوح چنان انقلابی در انسان ایجاد می‌کند که راه بازگشت به گذشته را به کلّی می‌بندد، همان گونه که بازگشت شیر دوشیده شده به پستان غیر ممکن است . (10)
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: توبه نصوح آن است که باطن مرد مثل ظاهر و حتی بهتر از آن باشد. (11)
ج) در مورد کسی که وارد زندگیتان شده خیلی گذرا سخن گفتید، ما فکر می کنیم همۀ مشکلات بخاطر ورود او به زندگیتان شروع شده و اصل مشکل شما همین است و شما باید رابطۀ خود را با ایشان محدود یا قطع نمائید، در هر صورت شما می توانید در خصوص این سؤال برایمان در نامۀ بعدی توضیح دهید تا ما بهتر بتوانیم کمکتان نمائیم؛ و یا با بخش تلفنی (09640)این مرکز ، مشکل خود را بیان نموده و از راهنمایی مشاورین ما بهرمند شوید.
موفق باشید.

پى نوشت‏ها:
1. وجیهه آذرمى، معجزه اراده، ص 15.
2. همان، ص 17 - 18.
3. راز کامیابى‏ها، ص 149.
4. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 11، ص 123. آل البیت، قم،1409 ق.
5. جعفر سبحانى، راز موفقیت مردان بزرگ، ص 99.
6. وجیهه آذرمى، معجزه اراده، ص 46.
7. تحریم (66) آیه 8.
8. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 24، ص 290. دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش.
9. همان ص 291، به نقل از مجمع البیان، ج 10، ص 318.
10. همان ص 289.
11. همان، ص 290.