من جوانی 18 ساله از خرم اباد هستم من مشکل اخلاقی دارم و دست خودم نیست من وقتی اعصبانی میشوم خیلی راحت به پدر و مادر حرف و سرشون داد میزنم ولی خودم هم میدونم کار خوبی نیست ولی خدا خودش میدونه دست خودم نیست من نماز و قران میخونم و خیلی از کار ها که منو به سمت خدا ببره انجام میدم ولی با این وجود باز اگر خانواده اعصابم خراب کنن بهشون حرف میزنم و خیلی زود پشیمون میشم من بارها به پدر و مادرم گفتم من دست خودم نیست هر کاری می کنم که خودمو کنترل کنم نمیشه از دست من ناراحت نباشید ولی پدر و مادرم باور نمی کنن و مدام با من جرو بحث میکنن هر چه از شون میخوام منو رها کنن که اعصابم خراب نشه ولی دست از سرم بر نمیدارن من کارهای بدی هم نمیکنم که بگم حق با پدر و مادرم هست بخاطر یه کاز بی ارزش با من جرو بحث میکنن تا اعصابم خراب بشه بعد از اینکه اعصابم خراب شد سرشون داد میزنم بعد اروم میشن بعدش میگن خدا تورو در زندگی موفق نمیکنه از این حرف ها من از حاج اقا رفیعی میخواستم بپرسم ایا مشکل از من هست یا خانواده ایا خدا منو در زندگی موفق میکنه یا نه چکار باید بکنم من دست به هر کاری زدم برای خشنودی پدر و مادر ولی با یک اتفاق ساده همه چیزو فراموش میکنن و فوری میگن داداشت خوبیه در صورتی که داداشم نماز نمیخونه فقط یه کم اخلاقش خوبه و اونو با من که نماز میخونم برای رزق و روزی خانه قران میخونم ترجیح میدن البته هر انسانی وظیفه داره نماز بخونه منظورم این نبود که من نماز میخونم از همه بهترم منظورم این بود که من نماز میخونم با کسی که نماز نمیخونه یه فرق هایی داره من از حاج اقا رفیعی میخواهم که جواب سوال منو هر چه زودتر در برنامه سمت خدا بهم بگه.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
این مرکز با بهره گیری از متخصصان مشاوره و روان شناسی، به پاسخگویی پرسش های مشاوره ای می پردازد. جهت تماس با برنامه "به سمت خدا" باید از طریق تلفن های مربوط به آن برنامه اقدام نمایید. در هر صورت، با توجه به مشکل خاصی که شما دارید، لازم دیدیم جواب شما را از طریق این مرکز برایتان ارسال کنیم.
اجازه بدهید برای بررسی مشکل شما، کمی آسیب شناسانه صحبت کنیم. معمولاً هر اختلالی پاسخی به یک ناکامی است. به صورتی که از یک منبع شروع شده و به منابع دیگر سرایت می کند؛ مثلاً ممکن است ناسازگاری به جهت ویژگی های خاصی مثل عدم توانایی در جلب توجه والدین شروع شده و سپس به تند مزاجی با آن ها منجر گردد. علاوه بر این که تکرار این ناکامی ها باعث افزایش درگیری بیش تر بین فرد و والدین می شود. در این بین، بعضی از خصوصیات ویژه سن جوانی مثل تغییرات در ترشح بعضی از هرمون های داخلی بدن، به افزایش تنش های ناخواسته کمک می کند. پس قبل از هر چیز، حساسیت خود را نسبت به این قضیه کم تر کنید و با آرامش به توصیه های ذیل توجه نمایید.
1. مطمئن باشید که به زودی این بحران به پایان خواهد رسید. اگر به این موضوع ایمان داشته باشید، از این بعد، هر وقت دچار آن حالت های خاص شدید برای چند لحظه چشم های خودتان را می بندید و به آینده فکر می کنید و از خود می پرسید: آیا ارزش دارد که با آن ها بحث و مشاجره کنم؟ مطمئنا آرامش روحی و روانی، پیدا کردن ارج و قرب نزد والدین و نزدیکان، نیاز به اعصابی متعادل برای زندگی بعد از تجرد و بسیاری دیگر از تصاویری که از ذهن شما می گذرد، مانع از مشاجره خواهد شد.
2. در بیش تر موارد، محرومیت های عاطفی موجب ایجاد مشکلات رفتاری می شود. امیدوارم شما از آن دسته افراد نباشید؛ اما به فرض که این گونه باشد، باید بدانید که دختران و پسران زیادی هستند که وضعیت به مراتب بدتری از شما دارند؛ به گونه ای که بعضی اوقات لگد به خوشبختی خود می زنند و به علت خامی و ناپختگی، سر از جاهای بدی در می آورند. برای نجات از این موضوع، اولاً: همیشه بدترین حالت آن ها را در نظر بگیرید تا به بد آن ها راضی شوید؛ ثانیاً: سعی کنید آن ها را همین طور که هستند، بپذیرید و خود را موظف به اصلاح آن ها ندانید. ثالثاً: بر اساس قانون عمل و عکس العمل اگر شما با آن ها با عطوفت رفتار کردید، آن ها هم با شما با عطوفت رفتار خواهند کرد.
3. مطمئناً شما برای خشنودی آن ها کارهای زیادی کرده اید، اما تدام و از بین نبردن اجر آن کارها، بسیار مهم تر است. گاهی اوقات رعایت نکته ای کوچک، ثمرات بزرگی دارد. همان طور که خودتان گفتید، علت برخورد مناسب آن ها با برادر شما این است که او کمی اخلاقش خوب است. بنده به عنوان مشاور به شما توصیه نمی کنم که خودتان را با برادرتان مقایسه کنید، چون شاید او در سن و موقعیت دیگری باشد؛ اما شما با زیرکی می توانید از کلیدهای موفقیت او در جلب توجه والدین، به نفع خودتان استفاده کنید.
4. تغییر در ترشح غده های درون ریز در دوران جوانی و نوجوانی که سن جهش رشدی است، مستلزم رژیم غذایی و ورزش های مناسب است. با رعایت این نکته، در سلامت روحی و روانی خود کوشا باشید.
5. برای غلبه بهتر بر عصبانیت، شما می توانید با مراجعه به یک متخصص روان شناسی یا مشاور مجرب، با مهارت های کنترل خشم آشنا شوید. همچنین مطالعه کتاب هایی با عنوان خودکنترلی یا کنترل خشم بسیار مفید خواهد بود.
6. در پایان، باید به شما بگویم که هیچ پدر و مادری راضی نمی شود عدم موفقیت فرزند دلبندش را ببیند. یقیناً در لحظاتی که شما به علت اقتضائات سنی و خدایی ناکرده کم صبری، حرف یا کلامی ناخواسته رد و بدل می کنید، آن ها احساس ناامیدی و یأس می کنند و چه بسا برای نشان دادن ناراحتی خودشان حرفی بزنند که بعداً هم پشیمان بشوند. برای خشنودی هر چه بیش تر آن ها و جبران بدخلقی های احتمالی، دادن هدیه و دلجویی و معذرت خواهی بسیار راهگشا است.
بعضی از راهکارهای کنترل خشم:
1. پرهیز از خود سرزنشی و تخریب شخصیت خویش به دلیل افراط در خشم.
2. احترام گذاشتن به خود و خودگویی مثبت و دیدن نقاط مثبت و بی ارزش نکردن خوبی ها و توانایی ها.
3. سعی کنید به تدریج و پله به پله هیجاناتی که منجر به خشم شده، شناسایی و کم تر آن ها را ابراز کنید.
4. زمان هایی که احساس خشم و ناراختی می کنید، موقعیت فیزیکی خود را تغییر دهید.
5. برای کنترل بر روح و جسمتان و تخلیه هیجان، روزی یک ساعت ورزش ترجیحاً در جمع انجام دهید.
6. احساسات خود را بنویسید و نسبت به آن فکر کنید. راه های بهتر ابراز کردن آن را در موقعیت بعدی بررسی کنید.
7. به تدریچ ارزشمند بودن را در خود احساس می کنید.
8. فهرستی از نقاط مثبت خود و دیگرانی که با شما زندگی می کنند، بنوسید و هر روز مرور کنید و احساس خود را بنویسید.
9. شما برای دیگران زندگی نمی کنید و برای دیگران نفس نمی کشید. تغییرات را خودشان در شما می بینند و به مرور زمان شخصیت جدیدتان را می پذیرند؛ به شرطی که با پشتکار و حوصله تغییرات را در خود زنده نگه دارید.