اولين كسي كه پس از ديدن معجزه از اميرالمومنين(ع) براي حضرت بارگاه ساخت كيست؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
در ابتدا باید گفت : قبر امام علی (ع) - در مرور زمان - توسط افراد متعدد باسازی شده است (1)، لذا معلوم نیست ، اولین کسی که قبر حضرت را ساخت کیست؟ شاید مقصود هارون رشید باشد. در برخی متون آمده است: " محمد بن زكريا (به سندش) از عبد اللَّه بن حازم حديث كند كه گفت: روزى با هارون الرشيد براى شكار از كوفه بيرون رفتيم، پس به ناحيه غريين و ثويه (كه جايى است پشت كوفه و قبر أبو موسى اشعرى در آن جا است) رسيديم، آهوانى را در آن جا ديديم، پس بازها و سگ ها (ى شكارى) را به طرف آن ها رها كرديم، آن ها ساعتى براى شكار آهوان دست و پا كردند (ولى نتوانستند آن ها را شكار كنند) پس آن آهوان به تپه (كه در آنجا بود) پناه بردند و بالاى همان تپه ايستادند، (ناگهان ديديم) بازها در كنارى از آن تپه فرود آمدند و سگ هاى شكارى بازگشتند، هارون از اين جريان در شگفت شد، سپس آهوان از تپه به زير آمدند؛ بازها به طرف آن ها پرواز كردند و سگ ها نيز به سوى آن ها دويدند، آهوان ( كه اين جريان را ديدند) دوباره به آن تپه (پناه بردند به آن جا) رفتند، بازها و سگ ها نيز (آن ها را رها ساخته) به جاى خود بازگشتند، و تا سه مرتبه اين جريان تكرار شد، هارون الرشيد گفت: بشتاب برويد و هر كه (در اين اطراف) يافتيد او را نزد من بياوريد (زيرا چنين مي نمايد كه اين زمين مقدسى است و اسرارى در آن نهفته است، گويد: ما به جستجو در آن اطراف پرداختيم،) پير مردى از قبيله‏ بنى اسد يافتيم، و او را نزد هارون آورديم، هارون به وى گفت: مرا آگاه كن كه اين تپه چيست؟ پير مرد گفت: اگر امانم دهى تو را آگاه سازم، هارون گفت: عهد و پيمان خدا براى تو است كه تو را از جايگاهت بيرون نكنم و آزارت ندهم؟ پير مرد گفت: پدرم از پدرانش براى من حديث كرده كه آن ها گفته‏اند: در اين تپه قبر على بن ابى طالب عليه السّلام است، و خداى تعالى آن جا را حرم امن قرار داده، و هيچ چيزى بدان جا پناه نبرد جز اين كه ايمن شود، پس هارون پياده شد و آبى خواسته وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند، و خود را به خاك آن ماليد و گريست، پس برگشتيم. "( 2)" سپس بارگاهى بنا كرد كه تا زمان سلطان عضد الدوله ديلمى بجا بود. (3)
پی نوشت ها :
1. ر.ک: زیر نظر علی اکبر رشاد ، دانشنامه علوی، تهران، مرکز نشر آثار پژوهشگاه و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1380، ج9 ص490 .
2. شیخ مفید، ارشاد - ترجمه رسولى محلاتى - اسلامیه، ج‏1، ص 24
3 . ارشاد القلوب - ترجمه عبد الحسين رضائى ‏- اسلامیه ، ج2 ، 428، ر.ک: علی اکبر رشاد، همان ، ص 496 - 497 .