سلام
میخواستم بدانم کسی که به او آیت الله گفته میشود، مرجع تقلید محسوب میشود
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
در صدر اسلام روحانیون به معنای امروزی و با عناوینی چون آیت الله، حجةالاسلام و ثقةالاسلام وجود نداشت. این تقسیمبندیها به مرور زمان در حوزه تاریخ اسلام به ویژه در تاریخ تشیع شکل گرفت. این عناوین صرفاً اعتباری است، نه حقیقی. غالباً بر اساس مرتبه علمی اطلاق میشود و معیار مشخصی ندارد.
عنوان آیت الله:به معنای نشانه خداوند است. عنوانی عام برای فقها و مراجع طراز اوّل و دوم شیعه از اوایل سده 14ق/20م.
در ادوار پیشین تاریخ اسلامی، برای فقها در کنار القاب و عناوین خاص مانند مفید، صدوق و شیخالطائفه، یک سلسله القاب عام مانند شیخالاسلام، مُلاّ و آخوند به کار می رفت.
عنوان حجةالاسلام، به معنای حجت و دلیل اسلام می باشد.
عنوان حجةالاسلام و المسلمین، به معنای حجت و دلیل اسلام و مسلمانان می باشد.
عنوان ثقةالاسلام،به این معنا است که سخنانش مورد وثاقت اسلام است.
عنوان علامه به معنای این است که او در علم و دانش سرآمد است.
عنوان محقق بیانگر فضل و پژوهشگری فرد می باشد.
عنوان های مذکور نیز عنوان آیةالله به قصد تعظیم در موارد خاص به کار رفته و بعدها لقبی برای فردی معیّن شده و سپس بیش و کم به صورت عنوانی عام گردید. در سده 4ق/10م عنوان ثقةالاسلام برای محمد بن یعقوب کلینی، در سده 5ق/11م عنوان حجةالاسلام برای امام محمد غزّالی، در سده 7ق/13م عنوان محقق برای جعفر بن حسن حلی ، و در سده 8ق/14م عناوین علامه و آیت الله برای حسن بن یوسف حلی به کار رفت. همه آن ها تا قرنها پس از کاربرد نخستین، مختص به صاحبان اولیه آن ها باقی ماند. در سده 14ق/20م کاربرد برخی از این عنوانها برای گروهی از فقها تکرار شد.
رفته رفته گسترش بیشتری یافت. اکنون عناوین ثقةالاسلام، حجةالاسلام و آیةالله کاربرد گستردهای یافته و هر یک نشان دهنده سطح معینی از دانش فقهی است. نخستین کس که عنون آیةالله یافت، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، معروف به علاّمه حلّی بود. ابن حجر عسقلانی او را آیة فی الذکاء خوانده است.(1) .
شاید به همین مناسبت و نیز به علت دانش عمیق و تقوای کم مانندش، لقب آیةالله به او داده شده باشد. شرفالدین شولستانی، شیخ بهاءالدین عاملی و ملا محمدباقر مجلسی، در اجازه نامههایی که برای شاگردان خود نوشتهاند، از علاّمه حلی به عنوان آیةالله فی العالمین یاد کردهاند.
ملا محمدباقر مجلسی در ذکر مشایخ روایت خویش، همین عنوان را برای شمسالدین محمد بن مکّی نیز به کار برده است.(2) پس از این تا سده 14ق/20م عنوان آیةالله بر هیچ یک از فقها اطلاق نشد. در اوایل این سده، نخست حاج میرزا حسن نوری (1254 - 1320ق) این عنوان را برای سید محمد مهدی بحرالعلوم، و چند دهه دیرتر شیخ عباس قمی همان را برای شیخ مرتضی انصاری، شیخ حسن نجفی و سید محمد حسن شیرازی .
رفته رفته مورخان عصر مشروطه برای آخوند ملاکاظم خراسانی، حاج میرزا حسین، میرزا خلیل، شیخ عبدالله مازندرانی و دیگران به کار بردند. پیش از آن، همه آن مراجع در مراسلات و مخاطبات، حجةالاسلام خوانده میشدند. پس از تشکیل حوزه علمیه قم توسط مرحوم شیخ عبدالکریم حائری و مرکزیت یافتن آن (1340ق/1922م) شماری از فقهای بزرگ که در آن گرد آمدند، آیةالله لقب یافتند .به تدریج، معدودی از برجستهترین فقهایی که در مقام مرجعیت قرار میگرفتند، آیةالله العظمی نامیده شدند.(3)
هر كس لقب آيه الله را گرفت، به معناي مرجعيت وي نيست .
پینوشتها:
1. ابن حجر، لسان المیزان، 1390 - 1971 م، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت،ج2،ص317.
2.علامة المجلسي ، بحار الأنوار، بيروت ، دار إحياء التراث العربي، 1403 - 1983 م ،ج107،ص81.
3. کاظم بجنوردی و دیگران ،دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران ، 1372ش،ج 2، ص 26.






