1 - حضور قلب در نماز چگونه میسر می شود ؟ هر کاری می کنم نهایتا فقط دو رکعت اول جواب می ده بعدش دوباره..... 2 - غیبت شامل چه چیزهایی می شود ؟ مثلا اگر صحبت های کسی را جایی نقل کنیم غیبت محسوب می شود؟ یا مثلا کسی با من دردودل می کند و از بدی های دوستش یا همسرش در زندگی صحبت می کند و یا می خواهد آرام شود یا می خواهد کمکش کنم ، آیا این هم غیبت محسوب می شود؟

پرسش 1:
حضور قلب در نماز و غيبت
شرح : 1 - حضور قلب در نماز چگونه ميسر مي شود ؟ هر کاري مي کنم نهايتا فقط دو رکعت اول جواب مي ده بعدش دوباره.....
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خواهر گرامي! در کتاب "زمزم عرفان" از قول آيت الله بهجت (ره) نقل شده که فرمودند:
افکاري که به ذهن انسان خطور مي کند، يا با اختيار انسان است يا در اختيار انسان نيست؛ آنچه در نماز مهم است، بايد سعي کنيد به اختيار خود، فکرتان را به جاي ديگر منصرف نکنيد؛ اما اگر بدون اختيار باشد، ايرادي نيست و به محض توجه، دوباره بر نماز متمرکز شويد، تا کم کم در طول نماز حواستان جمع باشد.
در عين حال، به برخي عوامل حواس پرتي اشاره مي‏شود:
1. خيال‏پردازي:
تخيل‏ها، انسان را به جاهاي مختلف مي‏برد و در هنگام عبادت، ذهن را مشغول مي‏دارد؛ به طوري که در يک نماز دو رکعتي، به مسايل و جاهاي مختلف رفته، تنها جايي که حواسش نبوده، نماز است.
راه مبارزه با حواس پرتي، ريشه کن نمودن خيال‏پردازي‏ها است. مبارزه با خيال‏پردازي، آن است که قبل از نماز، تمرين و ممارست در حفظ قوه خيال و متمرکز کردن آن صورت مي‏گيرد؛ به اين صورت که در ابتدا تمرين کنيم تا فکر و خيال خود را به امور خاصي مثل پرستش و نيايش تمرکز دهيم و دائماً مواظبت نماييم خيال به جاي ديگر نرود. (1)
در نماز نيز بايد با خيال‏پردازي‏ها مبارزه شود؛ بدين معنا که انسان تصميم بگيرد خيال خود را در نماز يا معناي نماز متمرکز نمايد و هر وقت کنترل آن از اراده انسان خارج شد، دوباره برگرداند.
2. دنياپرستي:
يکي از عوامل مهم حواس پرتي در نماز، دنيا پرستي است. متأسفانه اين آفت دامنگير خيلي ها شده و آنان را از معنويت و حضور قلب در نماز دور کرده است. برخي چنان جذب دنيا شده‏اند که حتي هنگام نماز خواندن، به فکر مال دنيا و زرق و برق‏هاي آن هستند.
دنياگرايي موجب مي‏شود که انسان نتواند حواس خود را جمع کند و فکر خويش را متمرکز عبادت نمايد. (2)
3. عوامل بيروني:
در جايي كه سر و صدا وجود دارد و موجب هواس پرتي است، نماز نخوانيد.
در اسلام سفارش شده است نمازگزار مکان خلوت را گزينش نمايد. يکي از فقيهان مي‏نويسد: "براي کسي که با ديدن و شنيدن کوچک ترين چيزي، فکرش متفرق مي‏شود، راه درمان اين است که: در اتاق تاريک (کم نور) نماز بخواند و يا آن که در مقابل خود چيزي نگذارد که نظر او را جلب کند... ". (3)
4. تعجيل در نماز:
يکي از عوامل حواس پرتي، تندخواني و تعجيل در تمام نمودن نماز است. براي مبارزه با اين آفت بايد نماز با آرامش اقامه گردد. نمازگزار از نظر جسمي و رواني بايد بي حرکت و کاملاً آرام باشد. پيامبر وقتي به نماز مي‏ايستاد، آرام و بي حرکت بود؛ چنان که گويي بنايي ثابت يا عمودي قائم است. (4)
آنچه در حضور قلب مؤثر است، تلقين مي‏باشد؛ يعني نمازگزار از ابتدا به خود تلقين کند که با توجه نماز بخواند و همواره آن را در ذهن خود مرور نمايد.
نکته ديگر، دقت در معاني اذکار و الفاظ نماز و مرور آن ابتدا در ذهن و سپس در قلب و جان است.
البته حضور قلب مراتب دارد و کم ترين مرتبه حضور قلب، آن است که نمازگزار بداند چه مي کند و چه مي گويد و در چه جايگاهي قرار دارد و با چه کسي سخن مي گويد. از اين رو، درجات قبولي نمازها، متفاوت است. امام باقر - عليه السلام - مي فرمايد: «از بنده خدا گاهي نصف نماز او و گاهي يک سوم و يا يک چهارم و يا يک پنجم پذيرفته مي شود». (5) به طور کلي، از نماز آن مقدار که با حضور قلب بوده است، قبول مي گردد و او را با عالم بالا مرتبط مي سازد.
نکته مهم اين است که توجه داشته باشيم «کساني که نماز را با حضور قلب مي خوانند، يک دفعه به اين مقام نرسيده اند»؛ بلکه به تدريج مراحل کمال را پشت سر گذاشته اند تا به آن درجه عالي نايل گشته اند. پس بايد نماز را در هر حال و در هر شرايط و شکل ممکن خواند؛ ولي به تدريج در کسب حضور قلب بيش تر همت گماشت که رسيدن به کمال، امري تدريجي است.
به شما تبريك مي گوييم كه تا اين حد پيش رفته ايد و حداقل نيمي از نماز را با حضور قلب مي خوانيد. اميدواريم خداوند بر توفيقات شما بيفزايد.
التماس دعا!
موفق باشيد.

پي‌نوشت‌ها:
1. علي اصغر عزيزي، علل و درمان حواس پرتي، ص 31 - 32.
2. برگرفته از: امام خميني، آداب الصلوة، ص 48، مؤسسه نشر آثار امام خميني، قم.
3. التنبيهات العليه علي وظايف الصلوة القلبية، ص 110؛ اقتباس از: علل و درمان حواس پرتي در نماز، ص 53.
4. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 81، ص 265، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ق.
5. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 3، ص 52، آل البيت، قم، 1409ق.