با سلام 1-درمورد کسانی که نماز راروی صندلی می خوانند هنگام سجده مواضعی که باید برزمین قرار گیرد چه باید بکنند ؟ مثلا درحالیکه نشسته اند نوک انگشت شصت را روی زمین بگذارند ؟(مقام معظم رهبری)
2- گاهی مشاهده میشود نگاه همه مردان به زن جنسیتی است نه انسانی .چرا وقتی سلیمان نبی می خواهد با ملکه سبا برا ی هدایت او بعنوان یک انسان روبرو شود باز هم او را "زن "می بیند وبا او ازدواج میکند ؟

پرسش: nدو سوال
شرح : با سلام 1- در مورد کسانی که نماز را روی صندلی می خوانند هنگام سجده مواضعی که باید بر زمین قرار گیرد چه باید بکنند ؟ مثلا در حالی که نشسته اند نوک انگشت شصت را روی زمین بگذارند ؟ (مقام معظم رهبری)
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در فرض سؤال، نوک انگشت های شصت را باید بر زمین بگذارد و اگر گذاشتن زانوها {بر زمین} ممکن نباشد، ساقط می شود.
توضیح این که:
کسانی که نماز را روی صندلی می خوانند و خواندن نماز با حالتی که زانوها بر زمین گذاشته شود، برای آن ها ممکن نباشد، در این صورت، کف دو دست را بر جایی که سجده می کند، مانند روی میز و امثال آن قرار بدهد و سرانگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد. چنانچه گذاشتن دو زانو بر زمین ممکن نباشد، گذاشتن دو زانو بر زمین ساقط است. (1)

پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسئله 1069. «در مسائلی که رهبری فتوی نداشته باشد و علم به اختلاف فتوای رهبری با امام نباشد، فتوای امام خمینی برای مقلدین رهبری حجت است». (پاسخ سؤال های مورد ابتلاء از رهبری، سؤال 1) و سؤال تلفنی از دفتر آیت الله خامنه ای، یک شنبه 8/3/1390، شماره تماس: 7746666-0251.

پرسش: گاهی مشاهده می شود نگاه همه مردان به زن جنسیتی است نه انسانی. چرا وقتی سلیمان نبی می خواهد با ملکه سبا برا ی هدایت او به عنوان یک انسان رو به رو شود باز هم او را "زن "می بیند و با او ازدواج می کند ؟
پاسخ:
یکى از مسلّمات فطري و غير قابل انكار، این است که غرايزي كه خداوند متعال در وجود انسان خلق كرده است، به نوعي تأمين كننده نياز انسان ها هستند و موجبات تكامل او را فراهم مي كنند؛ اما مهار آن امري مهم است كه مورد توجه دين واقع شده است و بدين وسيله، او را از حيوانات جدا مي كند و او را شریف ترین مخلوقات مي سازد. حال، شكي نيست در اين كه غريزه شهوت همچون ساير غرايز در انسان، به خصوص در ميان مردها، وجود دارد.
اما بايد توجه داشت که اين حس در موارد خاص خود، امري خوب، بلكه ضروري است؛ چرا كه چنين حسي را حداقل ضامن بقای نسل و موجب استحكام بيش تر بقای خانواده مي دانيم. دين براي اين كه اين غريزه را سركوب نكند و به شکلی آن را به مسير صحيح آن بكشاند، محدوديت هايي براي آن قايل مي شود تا هم اين نياز غزيزي تأمين شود و هم انسان با آزادي مطلق به فساد كشانده نشود. بنابراین، اين كه در مواردي خاص، آقايان نسبت به خانم ها چنين حسي داشته باشند، امري بسيار مطلوب و پسنديده است.
آنچنان كه غريزه عاطفه در ميان خانم ها به شدت بيش تر از آقايان بوده، اما كسي اعتراض نمي كند که چرا همه زنان نسبت به مردان نگاه عاطفي دارند؛ زيرا با وجود اين غرایز، نگاه نسبي مرد و زن در موارد خاص، امري طبيعي و مطابق اصل و واقع است كه در نبود چنين حسي، جاي سؤال باقي مي ماند؛ اما اين كه بيان فرموديد نگاه همه مردان به زنان جنسيتي است، نه انساني، اگر مراد شما آن است كه در همه مردان نسبت به زنان چنين حسي وجود دارد، چنان که گفتیم اين امر در موارد خاص خود، امري مطلوب و ضروري است؛ ولی اگر مراد شما آن است كه در تمام موارد، خانم ها به عنوان ابزاري براي ارضای جنسي مردها مورد استفاده قرار مي گيرند و... به نظر می رسد شايد خيلي منصفانه قضاوت نكرده باشید و آنچه شما به عنوان مؤید سخن خود بيان كرده ايد، صحيح نباشد؛ چرا كه:
اولاً: آنچه در قرآن مجيد در باره سرانجام ملكه سبأ آمده، آن است كه در نهايت ايمان آورد و به خيل صالحان پيوست؛ اما اين كه بعد از ايمان، به كشور خود بازگشت و به حكومت خویش از طرف سليمان ادامه داد يا نزد سليمان ماند و با او ازدواج كرد يا به توصيه سليمان با يكى از ملوك يمن كه به عنوان "تبع" مشهور بودند، پيمان زناشويى بست؟ در قرآن کریم اشاره‏اى به این مطالب نشده است.
از این رو، يادآورى اين مطلب را لازم مى‏دانيم كه در خصوص سليمان و لشكر و حكومت او و همچنين خصوصيات ملكه سبأ و جزئيات زندگي اش، افسانه‏ها و اساطير فراوانى گفته‏اند كه گاه تشخيص آن ها از حقايق تاريخى براى توده مردم مشكل مى‏شود. گاه نیز سايه تاريكى روى اصل اين جريان تاريخى افكنده و اصالت آن را خدشه‏دار مى‏كند. در نتيجه، در اين كه حضرت سليمان با ملكه سبأ ازدواج كرده باشد، ترديد جدي وجود دارد. (1)
ثانياً: بر فرض این که بپذيريم حضرت با ايشان ازدواج كرده است، اما آن ها كه قائل به ازدواج حضرت سليمان با ملكه سبأ هستند، حداقل در اين مورد
موافق اند كه حضرت بعد از هدايت و ايمان ملكه سبأ، با وي ازدواج كرد. حال اگر واقعاً نگاه انساني در اين قضيه دخيل نبوده و فقط نگاه جنسيتي است، بر چه اساس حضرت ابتدا او را دعوت به اسلام (یکتاپرستی) مي كند؟ آيا به نظر شما دعوت به اسلام و در نتيجه، هدايت ملكه سبأ، از نوع نگاه جنسي حضرت حكايت مي كند؟ به علاوه آن كه اگر واقعاً تمام نگاه جنسي بوده و اصلاً نگاه انساني حاكم نبوده، چرا حضرت از همان ابتدا با وي ازداج نمي كند و ازداج با وي را تا زمان هدايت و ايمان ايشان، به تأخير مي اندازد.

پي نوشت:
1. مكارم شيرازي، تفسیر نمونه، ج 15، ص 484، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379ش.