سلام و خسته نباشین...من پسری هستم 25 ساله.میخواستم من رو تو حل مشکلم کمک کنین..من از بچگی یک احساس احمقانه رو عس میکنم و اون هم علاقه به پا خانومهاست..نمی دونم این احساس اعمقانه از کجا امد و من ب اون مبتلا شدم اما حقیقتا هر کاری کردم که ترک بشه نشد..خیلی عذابم میده.من در انجام همه تکالیف دینیم مسر هستم و ادم معتقدی هستم..هیچ کدام از تکالیف دینیم ترک نمیشه...اما نمیتونم این حس رو ترک کنم...این در حالی که با دختر خانومی هم اشنا شدم و قصد ازدواج داریم..این حسم رو با زبون بی زبونی به اون هم فهموندم..منتظریم که شرایط کارم درست بشه و ازدواج کنیم...لطفا کمکم کنین تا از این احساس شیطانی رها بشم..ممنون از کمکتون
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
گاهی ممکن است فرد در دوران کودکی به تجاربی لذت بخش درباره این قسمت از بدن دست یافته باشد و در آن تثیت شود و این می تواند باعث شود که فرد در تمام طول زندگی خود نسبت به آن موضوع حساس باشد. احمقانه بودن یا نبودن موضوع و ملاک نیست؛ بلکه مشکل اصلی آن است که اجازه ندهد ما مانند افراد دیگر به صورت بهنجار به زندگی خود ادامه داده و از زندگی بهره برداری نماییم. برای مثال ما را به انحراف جنسی بکشاند و رفتاری ناشایست از ما سر بزند.
به هر حال یک رفتار هرچه باشد که ما آن را خوب یابد، بهنجار یا نابهنجار بدانیم، قابل درمان و تغییر است و نباید نسبت به ان نگران باشید. در ابتدا باید با مراجعه به روانپزشک باید دربارة وجود و درمان اختلال اضطراب مانند وسواس و متمرکز شدن بر افکار وسواسی است که شما از آن رنج میبرید مطمئن گردیم. اختلال وسواس، با نام اختلال وسواس اجباری در تمام دنیا اختلالی کاملاً شناخته شده است و در ردیف اختلالات اضطرابی قرار دارد. البته نوع شدیدتر آن به یک اختلال شخصیت باز میگردد که تنها توسط یک متخصص قابل تشخیص است.
این احساس آنچنان که شما میپندارید، شیطانی نیست و تنها مشکل این است که شما مورد اذیت قرار میدهد و یا باعث می شود که شما نتوانید بهنجار رفتار کنید؛ در این صورت نیاز به تغییر رفتار ضرورت مییابد.
اندیشیدن به این مورد به تنهایی نمی تواند باعث شود که شما گناهکار تلقی شوید. شما هرگز مرتكب گناهي نشدهايد و این افکار ناخواسته وارد ذهن شما میشوند و اختياري نیست. بر عكس این افکار موجب ناراحتي شما نيز هست؛ چون نسبت به وقوع آن راضي نيستيد. اما اگر به پردازش آن در خصوص محارم مانند آن میپردازید تلاش افراد غير متخصص كه تلاش ميكنند تا با تقويت احساس گناه شما را ازآنها دور سازند هم بدون نتيجه خواهد بود و تنها مشكلات شما را افزايش ميدهد.
بنابراین اگر شما از این نوع علاقه در مسیر شرعی استفاده کنید و آن را در مورد همسر آینده خودتان باکر بندید و در صدد ارضای شرعی ان باشید میتواند مشکلی نداشته باشد، اما اگر این افکار شما را اذیت میکند و به شما احساس گناه میبخشد باید در صددبرطرف نمودن احساس گناه در درون خود باشید.
با پرهيز از هر گونه خودسرزنشي به يادداشت نکات مثبت خود بپردازيد، شما نبايد با بزرگنمايي نکات منفيخودتان را به بوته فراموشي بسپارید. احساس گناه افراطي که در آن، فرد خود را مأیوس از رحمت خدا میداند به هيچ وجه مطلوب درگاه خداوند و دين نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در راستاي وسوسههای شيطاني است. احساس گناه يکي از بزرگترين منابع اضطرابزاست .
به خوبی ميتوان دريافت که همين احساس گناه بيش از حد زمينهاي براي وقوع این افکار بيش تر فراهم ميآورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد. احساس گناه تا حدي خوب و مفيد که فرد را به سمت جبران خطايا از طريق انجام اعمال نيک و خداپسندانه رهنمون سازد، نه آن که ناخواسته موجب اضطراب بيش تر شده و به گناه بيشتر سوق دهد.
در اسرع وقت براي کاهش اضطراب و افکار وسواسگونه به يک روانپزشک و سپس به روانشناس بالینی مراجعه نماييد. دارو درماني در زمینة اختلالات اضطرابی بسيار مؤثر و ضروری است؛ اما هرگز درمان کامل محسوب نمی شود.






