سلام عليكم
نيم خمس صرف كمك به سادات فقير مي شود. نصف ديگر آن در چه راهي صرف مي شود. آيا صحيح است كه آن نصفه صرف دادن حقوق به طلاب حوزه هاي علميه مي شود؟ برخي ميگويند كه جون نصف خمس صرف حقوق به طلاب مي شود ما خمس نمي دهيم و خود طلاب بايد كار كنند و پول به دست آورند، از طرفي مگر كشور به اين همه طلبه احتياج دارد؟مگر در زمان ائمه معصومين پول خمس صرف اين راهها مي شد؟ اصلا اسم خمس كه در قرآن نيامده است. لطفا راهنمايي كنيد كه جواب اين چنين افرادي را چه بايد بدهبم. باتشكر.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا باید گفت: خمس همانند سایر عبادات یک نوع عبادت مالی است و بر اساس آموزه های دینی ادای آن تکلیف الهی است، چه اینکه اسلام دین جامعی است که در تمامی ابعاد زندگی بشر، دارای قوانین و دستوراتی است که آدمی در صورت عمل و تمسک به آن، می تواند به سعادت واقعی برسد .
بر خلاف آنچه در پرسش تصور شده دلیل اصلی بر وجوب و ضرورت دادن خمس، قرآن کریم است. قرآن کریم مسئله خمس را به صورت کلی بیان نموده و چون کليت قرآن کريم نياز به تفسير و بيان دارد ، جزئيات مسئله خمس و بيان تفسير آيه شريفه در روايات اهل بيت عليهم السلام بيان شده است.
خداوند در قرآن کریم نسبت به خمس می فرماید:
بدانيد كه هر گونه غنيمتي به دست آورديد، خمس آن براي خدا ، براي پيامبر، براي ذي القربي و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه ( از آن ها ) است ، اگر به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل، روز درگيري دو گروه ( با ايمان و بي ايمان) روز جنگ بدر نازل كرديم، ايمان آورده ايد، و خداوند بر هر چيزي تواناست . (1)
واژه غنیمت در آیه بیان شده، از نظر روایات اهل بیت خمس معناي وسيعي دارد كه هم شامل غنيمت جنگي مي شود و هم شامل ديگر بهره ها و غنيمت هاي مادي می شود.
ابوعلى بن راشد كه از وكلاى حضرت جواد و امام هادى عليهما السلام بود مى‏گويد:
«قلت له امرتنى بالقيام بامرك و اخذ حقّك فاعلمت مواليك بذلك فقال لى بعضهم واىّ شى‏ء حقّه؟ فلم ادرما اجيبه، فقال: يجب عليهم الخمس، فقلت ففى اىّ شى‏ء؟ فقال: فى امتعتهم و صنايعهم، قلت و التّاجر عليه و الصّانع بيده، فقال: اذا امكنهم بعد مؤونتهم ؛ (2) به امام عرض كردم : به من دستور داده‏ايد به كارهاى شما رسيدگى كنم، و حقّ شما را بگيرم، اين موضوع را به دوستان شما اطّلاع دادم، بعضى از آن ها گفتند: حقّ امام چيست؟ من ندانستم چه در جواب بگويم؟ امام فرمود: خمس بر آن ها واجب است، گفتم : در چه چيز؟ فرمود: در امتعه و صنايع، گفتم : نیز كسانى كه تجارت مى‏كنند و با دست خود چيزى را مى‏سازند؟ فرمود: بلى در صورتى كه بعد از هزينه زندگى براى آن ها امكانى بماند».
در اين حديث كه از نظر سند صحيح و محكم است ، صريحاً دستور داده شده است كه مردم موظّفند از مازاد درآمد بعد از كسر هزينه زندگى، خمس بپردازند. باید توجه داشت که خمس، مال امام (ع) است که باید تحویل آن حضرت گردد. لیکن در عصر غیبت تحویل فقیه جامع الشرایط می‌شود.
خمس به دو نصف مساوی تقسیم می‌شود: که نیمی به عنوان سهم سادات که با اجازة فقیه می‌توان به سادات فقیر داد و نیمی دیگر به عنوان سهم امام (ع) است که فقیه جامع الشرایط طبق صلاح دید برای امور خیریه و کمک به مستمدان و بیماران و افراد نیازمند مصرف نمایند که در این میان یکی از موارد مصر ف آن حفظ و ارتقای حوزه‌های علمیه شیعه است که برای حفظ اسلام و معارف اهل بیت وجود آن ضروری است و مراجع به صلاح دید شان در این مورد و امور خیریة دیگر مصرف می‌نماید. (3) بنا بر این در زمان ائمه (ع) خود آن ها می دانسته اند که مال خود را در چه راهی صرف کنند ولی در عصر غیبت موارد یاد شده جزو اموری است که تحت نظر مجتهد جامع شرایط - که به احتمال قوی مورد رضایت امام است - خمس مصرف می شود .
اما در باره ضرورت وجود روحانی باید گفت طلبگی نه ضرورتی انسانی است و نه واجبی دینی، ولی بر اساس آیه که فرمود - فلولا نفر من کل فرقهٍ منهم طائفهً لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم ......( چرا از هر گروهی طایفه ای از آنان کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی پیدا کنند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنها را انذار نمایند ) (4) وجوب کفای وضرورت فرا گیری تفقه در دین بدست می آید که البته این به معنای طلبگی به مفهوم متداول امروز و تامین از طریق وجوهات نیست. بلکه تحصیل معرفت به احکام دین است که ممکن است بدون در یافت وجوهات بخصوص در زمان معاصر برای عده ی میسور در نتیجه وجوب کفای آن از عهده دیگران بر داشته شود. چه این به حکم عقل نیز تحصیل علوم دینی یک ضرورت و وظیفه ای عقلی است؛ زیرا برای افراد هر جامعه. همان طور که نانوا و پزشک و راننده و کاسب شدن هم ضرورتی عقلی است برای افراد هر جامعه که در مقام ضرورت به این مشاغل اشتغال داشته باشند . البته اصل مهم در این زمینه علاقه و تمایل درونی است که هر کس را به سمت و سویی می کشاند ، ما را .
هر چند طلبگی و قرار گرفتن در کسوت روحانیت به عنوان یک صنف معین برای همه افراد ضرورت ندارد، اما یافتن مسیر حق و تحصیل علوم لازم دینی از ضرورت های عقلانی است. اما در باره این که طلبه کار کند و زندگی خود را از طریق کار تامین نماید سخن حقی است و بخصوص در زمان معاصر این امر به آسانی برای برخی دست یافتنی است؛ چه این که عده ی چنین توفیق را دارند که بدون گرفتن شهریه به تحصیل علوم قران و عترت مشغول اند ولی در مجموع اداره حوزه شیعه نیاز به منبع مالی دارد که بهترین راه آن از دید فقها همین وجوهات شرعی است که مومنین در اختیار مراجع قرار می دهند. آن ها طبق صلاح دید پایگاه شیعه یعنی حوزه های علمیه را از این طریق تامین و اداره می کنند و در جهت تبلیغ و نشر معارف قران و عترت هزینه می کنند .

پی نوشت ها
1. انفال (8) آیه 41 .
2. وسائل الشیعه، ج6 ،کتاب الخمس، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب 1-12، ص348و 349 ،نشر دار الاحیا لتراث العربی، بیروت، بی تا.
3. توضیح المسائل مراجع، ج 2 ص 13ـ 59.نشر جامعه مدرسین قم 1378 ش.
4. توبه (9)، آیه 122 .