سلام و عرض خسته نباشید...من پسری 25 ساله هستم ..در امور دینی ثابت قدم و محکم ..تمام اعمال و تکالیف دینی خود را کامل انجام میدهم...من از دوران کودکی و بدون اینکه بدانم این حس از کجا امد در بند نوعی احساس جنسی فرار دارم//و اون علافه به پای خانومهاست..اصلا نمیدونم این چه حس احمقانه ای که دارم اما وجودش رو نمیتونم کتمان کنم//هر کاری میکنم که خلاص بشم اما نمیشه..بعضی مواقع ترک میکنم اما مجددا بسراغم میاد..این در حالی که با دختر خانومی اشنا شدم و قصد ازدواج داریم...با زبان بی زبانی به اون هم فهموندم که چه احساسی دارم..منتظر هستیم که وضعیت کارم درست بشه و بلافاصله ازدواج کنیم...ازتون میخوام که کمکم کنین این حس احمقانه رو ترک کنم...خیلی زجرم میده خیلی..ممنونم ازتون.

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
به سه نکته توجه کنید:
1-نیروی جنسی و علاقه به جنس مخالف ، فطری است که در همه انسان ها قرار داده شده است . نگران نباشد. این احساس در هر انسان سالمی وجود دارد . اگر این احساس و غریزه را کنترل نکنیم، سرکشی کرده ،ما را به طرف گناهان بزرگ تر می کشاند. پس باید در پی راهی برای به بند کشیدن آن باشیم.
2-یکی از راه های تحریک این حس، نگاه است. سعی کنید از نگاه کردن به جنس مخالف دوری کنید . نگاه بذر شهوت را در دل می کارد.یکی از راه های تحریک حس شهوت، تفکر و افکار شیطانی است . معمولا در وقت تنهایی به سراغ انسان می آید. سعی کنید هیچ وقت در تنهایی خود را قرار ندهید . هر موقع افکار شیطانی به سراغ تان آمد، با تغییر حالت و وضعیت این افکار را از خود دور کنید.
3-ارتباط تان با دختری که قصد ازدواج با او را دارید، بدون عقد محرمیت شرعی نیست . سعی کنید اگر می توانید با خواستگاری به سرعت با ایشان ازدواج کنید و محرم شوید و به خود آرامش دهید . لازم نیست اول شغل داشته باشید، بعد اقدام کنید، بلکه در بسیاری از مواقع بعد از ازدواج خدا راه ها را باز می کند :
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليم؛‏(1)
زنان بى‏شوهر خويش و غلامان و كنيزان صالح خويش را همسر دهيد . اگر فقير باشند، خداوند از فضل خويش ايشان را بى‏نياز مى‏سازد. خداوند گشايشمند داناست‏.
با خواندن عقد محرم شوید و بعد از پیدا شدن شغل عروسی کنید.
موفق باشید.
پی نوشت:
1.نور(24)آیه 32.