با سلام يك سوال در مورد حجاب وموزيك داشتم

1-چراحجاب اجباريه در صورتي كه اصلا جزء اصول دين نيست ولي نماز اجباري نيست درصورتي كه جزء اصول دين است؟ البته اجبار درهيچ موردي درست نيسترگه خدا گفته لااكراه ودين پس چرا اجبار وجود داره؟ آيا انسانو از هرچي منع كني نسبت به اون حريص تر نميشه؟

2-ميخواستم بدونم منظور ازموزيكهاي حرام چيه؟ الان به يه موزيكهايي مجوز ميدن كه خيلي خيلي از اونايي كه ميگن حرومه حرومتره آيا اگه اونها هم بيان پول مجوز بدن غير حرام اعلام ميشن؟

پرسش 1:
حجاب و موزيك
شرح : با سلام يك سوال در مورد حجاب وموزيك داشتم 1-چراحجاب اجباريه در صورتي كه اصلا جزء اصول دين نيست ولي نماز اجباري نيست درصورتي كه جزء اصول دين است؟ البته اجبار درهيچ موردي درست نيسترگه خدا گفته لااكراه و دين پس چرا اجبار وجود داره؟ آيا انسانو از هرچي منع كني نسبت به اون حريص تر نمي شه؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مرادتان از اجبار در حجاب و عدم اجبار در نماز چيست ؟ اگر مرادتان اجبار از جانب خداوند است كه هر دو از ضروريات دين است كه اجبار وجود دارد اما اگر اجبار از جانب قانون و حكومت اسلامي است، بايد گفت:
از آن جا كه حجاب پديده‌اي اجتماعي است، رعايت آن بر همه حتي غير مسلمان نيز لازم است. اصولاً کارهاي خلاف و منکري که آشکارا و در منظر مردم رخ مي‌دهد، در حکومت اسلامي از انجام آن ها جلوگيري مي‌شود، ولي کارهايي که جنبة علني ندارد و در جامعه تأثير منفي ايجاد نمي‌کند، حالت اجباري ندارد مثلا ،در جامعه اسلامي مسيحي يا يهودي مي‌توانند در خانه خود روزه نگيرند، نماز نخوانند و... اما به صورت علني و در خيابان و در منظر عام، حق ندارند در ماه رمضان روزه بخورند. حجاب نيز چنين است. اگر درون خانه در ارتباط با نامحرم، حجاب را رعايت نکنند، آنان را مجبور به حجاب نمي‌کنند، ولي در مجامع عمومي و کوچه و خيابان که در منظر ديگران است، بايد حجاب را رعايت کنند . بر اين اساس در زمان رسول خدا نيز رعايت حجاب براي همه لازم بوده است. علي (ع) يکي از وظايف مهم حاکم را امر به معروف و نهي از منکر و اقامه حدود الهي بيان شده است: «لابدّ للأمّة من إمام... فيأمرهم و ينهاهم و يقيم فيهم الحدود».(1) روشن است که بي حجابي، از منکرات اسلام است که بايد از آن نهي شود.
در پاسخ به سوال دوم لازم است در باره واژه «آزادي» و اقسام آن توضيحي داده شود تا معلوم شود منظور از آزادي و عدم اجبار در دين چيست.
انسان بر حسب خلقت خاص خويش، موجودي صاحب عقل و اراده بوده، به صورتي که در هر کاري مي‏تواند انجام آن را اختيار کرده يا جانب ترک آن را برگزيند. بر اساس فطرت آدمي، وي در مورد انجام و ترک افعال مختار بوده و مقيد به يکي از دو طرف نمي‏باشد. از اين نوع آزادي انسان به «آزادي تکويني» ياد مي‏کنند. اما در خصوص چگونگي استفاده از قدرت انتخاب و آزادي دروني ، عوامل و قوانين و انگيزه هاي گوناگوني وجود دارند که ما را بر انجام يا ترک برخي کارها متمايل مي سازند . به خاطر عوامل گوناگون احساس مي کنيم که در انجام کارهاي مختلف آزاد نيستيم. محدوديت هاي گوناگوني را در برابر خود مي بينيم . محدوديت ها توسط قوانين و مقررات خاصي شکل مي گيرد . مانع از آزادي مطلق ماست ، آزادي که از آن به «آزادي تشريعي» ياد مي کنيم، مثلاَ وقتي فردي به پشت چراغ قرمز مي رسد، به خودي خود در مي يابد که قدرت بر عبور از چراغ قرمز را داراست. مي تواند بدون توقف به راه خود ادامه بدهد كه اين آزادي تکويني است، اما از آن جا که مي داند انجام اين کار خلاف قانون بوده و عوارض بسياري براي او مي تواند داشته باشد، از انجام آن خودداري کرده ، خود را مجبور به توقف مي بيند.
خداوند براي نحوه استفاده ما از حق اختيار و آزادي مان مقررات و قوانيني وضع نموده، مسير و پاياني را در برابر هر نوع انتخاب براي ما ترسيم نموده است، حال اين ما هستيم که با نوع انتخاب آزادمان مسير بهشت يا جهنم را در پيش مي گيريم.
هر چند در نوع انتخاب هاي مان داراي اختيار و آزادي هستيم، اما دليل نمي شود که نتيجه و انتهاي هر مسيري به مقصد مطلوب منتهي گردد. انسان آزاد با انجام گناه، آثار مختلف طبيعي و اجتماعي و عقوبت هاي اخروي آن را پذيرفته است. همه اين ها هيچ منافاتي با اصل اختيار او ندارد. غير از اينکه ممکن است توجه به بسياري از تبعات و عواقب در نوع انتخاب و تصميم گيري ها در انجام رفتارهاي گوناگونش تاثير گذار باشد .
پس مراد از آزادي در اسلام ، آزادي تکويني است که آيه« لااکراه في الدين»(2) به آن اشاره دارد و اين منافاتي با محدوديت و عدم آزادي تشريعي ندارد. اگر بنا بود در انجام هر کاري آزادي تشريعي داشته باشيم ، چرا پيامبر و اهل بيت در دوران حکومت خود توده جامعه را ملزم به رعايت دستورات ديني کرده ، در صورت تخلف ، حدود شرعي را بر آن ها جاري مي نمودند و يا چرا خداوند در قرآن صراحتاً نسبت به کفار وعده عذاب مي دهيد و يا چرا صراحتاً دستور به ججاب مي دهد؟
به زنان با ايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهران شان يا ... (3)
آزادي عمل نه تنها در جامعه ديني و اسلامي، بلکه در هيچ جامعه اي وجود ندارد. تمام جوامع کم و بيش
محدوديت هايي را بر اساس اصول و موازين حقوقي و اخلاقي آن جامعه وضع مي کنند . جامعه آزاد مطلق نداريم. حتي در جامعه غربي امروز که خود را به عنوان جامعه باز و آزاد معرفي مي کند، محدوديت هايي وجود دارد. محدوديت هاي آن جامعه بر اساس اصول خاصي که خود تعريف مي کنند، اعمال مي شود. حتي در برخي از آن جوامع مشاهده مي شود که براي نوع پوشش مردان و زنان محدوديت هاي قانوني وضع شده است، يا اگر خوردن مشروبات الکلي را آزاد مي دانند، در هنگام رانندگي شخص را جريمه کرده و ممانعت به عمل مي آورند.
در پايان بيان داشته ايد انسان از هر چيز منع شود ،حريص تر مي شود. اين سخن در برخي موارد صحيح و غير قابل انكار است. اما اولاً كليت ندارد. چرا كه در غير اين صورت انسان ها بايد حرص و ولع عجيبي نسبت به خوردن سنگ و زباله و نجاست و...داشته باشند ،زيرا به حكم عقل و وجدان از خوردن آن ها به شدت منع شده اند.
ثانياً در امور خاصي پذيرفتن حساسيت ها بهتر از رخداد برخي پيامدهاي منفي مانند آنچه امروز در جهان غرب روي مي دهد ، مي باشد. ره آورد آزادي جنسي در عصر حاضر، رفتارهاي خشونت آميز در روابط جنسي و استفاده قهر آميز از زنان و آزار جنسي در محل كار و بيماري هاي مقاربتي از جمله ايدز است. در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دورة زندگي شغلي خود به مدت طولاني دچار آزار جنسي مي گردند. در مورد تجاوز جنسي نيز بررسي ها در لندن آشكار ساخت كه از هر شش تن يك تن مورد تجاوز قرار گرفته بود.(4) بر اين اطلاعات بايد آمار همجنس بازي ها و كشانده شدن به راه هاي ديگر را اضافه كنيم كه همه نشان از آن دارد كه عطش روحي هيچ گاه سيري پذيري نيست. اگر آزادي جنسي و روابط آزاد زن و مرد، حرص و ولع را كاهش مي دهد، پس اتفاقات در غرب ناشي از چيست؟ بهتر است بگوييم آن قدر پيامدهاي بد زياد است كه نسبت به آن بي اهميت شده اند، نه آن كه ديگر تجاوزات و راه هاي انحراف مانند همجنس بازي ديگر وجود ندارد. مانند اين كه كسي به خانه اي وارد مي شود و مي بيند بچه هاي خانه ديوار را خراب كرده، فرش ها را پاره كرده و ظرف ها را شكسته، آن وقت مي بيند مادر خانه اصلاً ناراحت نيست يا توجه نمي كند. عدم توجه مادر، نشان آن نيست كه وضع خانه به هم ريخته و خراب نيست، بلكه ناشي از بي توجهي مادر به وضعيت است.

پي نوشت ها:
1. مجلسي،محمد باقر،بحارالانوار، چ الوفاء- بيروت، 1404ق،ج 93، ص 41.
2.بقره(2)آيه256.
3.نور(24)آيه 31.
4.مجلّه كتاب نقد، زمستان 1379، ش 17، ص 275.

پرسش 2:
مي خواستم بدونم منظور از موزيكهاي حرام چيه؟ الان به يه موزيكهايي مجوز ميدن كه خيلي خيلي از اونايي كه ميگن حرومه حرومتره آيا اگه اونها هم بيان پول مجوز بدن غير حرام اعلام ميشن؟
پاسخ:

موسيقي و ترانه اقسام مختلفي دارد که برخي از آن ها حرام و برخي هم حلال است.
موسيقى که به نظر عرف مردم، مطرب، و متناسب با مجالس لهو و لعب (مانند مراسم عروسي) و عياشي و عيش و نوش باشد، گوش دادن به اين قسم موسيقي و ترانه حرام است .
اگر موسيقي مناسب با اين گونه مجالس نباشد، گوش دادن به آن حلال است.
نيز اگر موسيقي مشکوک باشد که آيا از قسم حرام است يا از قسم حلال؛ گوش دادن به اين موسيقي مشکوک هم اشکال ندارد .
تشخيص اينکه موسيقي مناسب با مجالس گناه و لهو و لهب است يا نه، به عهده خود مکلف مي باشد.
در حرام و يا حلال بودن يک موسيقي مجوز داشتن و يا نداشتن از مرکز خاصي دليل نمي باشد و معيار همان است که بيان کرديم.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله خامنه اي، رساله اجوبه استفتائات، س1128 و 1140.