با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما
من 21 ساله هستم و دانشجوی دانشگاه شهید باهنرم
جرا خداوند موجودی قدرت مند خلق نکرده تا توانایی مقابله با خدا رو داشته باشه
ممنون

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
فرض اينكه خداوند چنين موجودي را خلق كند مبتني بر آن است كه چنين خلقي امكان داشته باشد و حال آنكه به اعتقاد ما،خلق چنين موجودي با توجه به آنكه لازمه اش محدوديت در قدرت خداست محال است و دليل بر محال بودن، آن است كه هر معلولی(مخلوقی) از علتش(خالقش) ضعیف تر است و حال آنكه بنا بر فرض خداوند خالق جميع موجودات است نه مخلوق ( تا اینکه چیزی توانایی مقابله با خدا را داشته باشد) ، همچنین در اينگونه مسائل مي گوييم اصل خلق چنين موجودي محال است مثل آنكه كسي از خدا انتظار داشته باشد جهان به اين بزرگي را در تخم مرغي جاي دهد بدون آنكه اين جهان كوچكتر يا تخم مرغ بزرگتر شود در اينگونه موارد بحث از محدوديت قدرت خدا مطرح نبوده بلكه اصل چنين عملي محال است (چرا که منجر به تناقض می شود. چون لازمه چنین فرضی این است که تخم مرغ هم کوچک باشد و هم بزرگ ؛ کوچک باشد چون تخم مرغ است ، بزرگ باشد چون این جهان در ان قرار بگیرد) در حالي كه قدرت خدا به چيزهايي تعلق مي گيرد كه ممكن باشد مثلاً هيچ گاه به یک پرفسور ریاضی نمي توان گفت: حال كه ریاضی دان قوی هستی، طوری محاسبه کن که [5 = 2+2] شود! اگر بگوید: نمی توانم؛ در این صورت آیا صحیح است به او نسبت عدم توانایی بدهیم؟! قدرت یعنى «توانایی فاعل مختار براى کارى که ممکن است از او سر بزند».
پس قدرت مربوط به فاعل است. فاعل به گونه ای است که فعلى را که ممکن است انجام شود، مى‏تواند انجام بدهد و مى‏تواند انجام ندهد، بر اين اساس محال بر دو نوع است: عادي و ذاتي.
1) محال عادي، يعني آن كه ممكن است انجام بگيرد؛ ولي به طور خارق‏العاده و از عهده افراد عادي و علت‏هاي معمولي خارج است؛ نظير معجزه‏هاي پيامبران؛ مثلاً اژدها شدن عصا محال عادي است؛ يعني، از طريق علت‏هاي مأنوس امكان ندارد و نيز از عهده افراد عادي خارج است؛ ولي كاري است ممكن كه با علل غيرعادي (خارق‏العاده) و توسط حضرت موسي (ع) انجام گرفت.
2) محال ذاتي، آن است كه اصل فرض آن در ذهن دچار تناقض است كه اين موراد نيز از جمله محالات ذاتي است .