بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام
همان طورکه میدانید وقتی شخصی برای گذراندن مناسک حج به عربستان سفر می کند،نه تنها دولت آن کشور از وی مبلغی را مستقیما به جهت ورود، دریافت می دارد بلکه اززمان ورود شخص به عربستان تا زمان خروج آن برای دولت آن کشور سود دارد.یعنی به عبارتی ما شیعیان با رفتن به حج داریم مبالغی را بر درآمد عربستان می افزاییم که درآخراین مبالغ به طریقه های زیر، برضد شیعیان خرج می شود
الف.تبلیغات مختلف علیه شیعه
ب.کمک به کشتاربرادران ما در یمن،بحرین و...
حال:
1-آیا سکوت مراجع نسبت به رفتن به حج درست است؟حتی اگر ریالی از درآمد آن صرف مقابله با دین خدا و کمک به اذییت و کشتار شود؟
2-آیا خون ریخته شده برادران شیعه و مسلمان گردن مراجعی نیست که رفتن به حج را حرام نمیکنند؟

پرسش: سکوت به چه قیمت
شرح : بسم الله الرحمان الرحیم با سلام همان طورکه می دانید وقتی شخصی برای گذراندن مناسک حج به عربستان سفر می کند، نه تنها دولت آن کشور از وی مبلغی را مستقیما به جهت ورود، دریافت می دارد بلکه اززمان ورود شخص به عربستان تا زمان خروج آن برای دولت آن کشور سود دارد.یعنی به عبارتی ما شیعیان با رفتن به حج داریم مبالغی را بر درآمد عربستان می افزاییم که در آخر این مبالغ به طریقه های زیر، برضد شیعیان خرج می شود الف.تبلیغات مختلف علیه شیعه ب.کمک به کشتار برادران ما در یمن،بحرین و... حال: 1-آیا سکوت مراجع نسبت به رفتن به حج درست است؟حتی اگر ریالی از درآمد آن صرف مقابله با دین خدا و کمک به اذییت و کشتار شود؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا باید گفت :
به نظر می رسد مقصود از سکوت مراجع تقلید ، تعطیل توسط احکام باشد ، اگر چنین است باید بگویم : تعطیل نمودن احکام الهی باید مبتنی بر مصلحت باشد بدین معنا که در تعطیل احکام مصلحت بیشتر از عدم تعطیل آن باشد، به عبارت دیگر در تعطیل احکام باید قاعده اهم و مهم رعایت شود ، حال باید دید که انجام حج بیشتر مصلحت دارد یا تعطیل آن ؟
در این جا لازم است به آثار حج اشاره شود. بی تردید حج از مهم‏ترين عباداتى است كه داراى آثار بى‏شمارى است. حج مايه عظمت اسلام، قوت دين و اتحاد مسلمين است؛ حج مراسمى است كه پشت دشمنان را مى‏لرزاند و هر سال خون تازه‏اى در عروق مسلمانان جارى مى‏سازد. حج همان عبادتى است كه امير مؤمنان آن را " پرچم" و شعار مهم اسلام ناميده است ". اين جمله نيز از دشمنان اسلام معروف است كه مى‏گويند: " ما دام كه حج رونق دارد، ما بر آن ها پيروز نمى‏شويم". (1)
حج دارای ابعاد و آثار متعددی از جمله آثار زیر می باشد:
1- بعد اخلاقى حج:
مهم ترين فلسفه حج همان دگرگونى اخلاقى است كه در انسان ها به وجود مى‏آورد، مراسم" احرام" انسان را به كلى از تعينات مادى و امتيازات ظاهرى و لباس هاى رنگارنگ و زر و زيور بيرون مى‏برد، و علاقه‏هاى معنوى انسان را لحظه به لحظه با خدايش محكم تر و رابطه او را نزديك تر مى‏سازد، او را از گذشته تاريك و گناه‏آلودش بريده و به آينده‏اى روشن و پر از صفا و نور پيوند مى‏دهد. بى جهت نيست كه در روايات اسلامى مى‏خوانيم: " كسى كه حج را به طور كامل انجام دهد" از گناهان خود بيرون مى‏آيد همانند روزى كه از مادر متولد شده است".
2- بعد سياسى حج:
حج مؤثرترين وسيله براى پيشبرد اهداف سياسى اسلام است. روح عبادت، توجه به خدا، و روح سياست، توجه به خلق خدا است، اين دو در حج به هم آميخته‏اند.
حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان و عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافيايى است. حج وسيله‏اى است براى شكستن سانسورها و از بين بردن خفقان هاى نظام هاى ظالمانه‏اى كه در كشورهاى اسلامى حكمفرما مى‏شود. حج وسيله‏اى است براى انتقال اخبار سياسى كشورهاى اسلامى از هر نقطه به نقطه ديگر، و بالآخره حج، عامل مؤثرى است براى شكستن زنجيرهاى اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمين.
به همين دليل در آن ايام كه حاكمان جبار همچون بنى اميه و بنى عباس بر سرزمين هاى مقدس اسلامى حكومت مى‏كردند و هر گونه تماس ميان قشرهاى مسلمان را زير نظر مى‏گرفتند تا هر حركت آزادى‏بخش را سركوب كنند، فرا رسيدن موسم حج دريچه‏اى بود به سوى آزادى و تماس قشرهاى جامعه بزرگ اسلامى با يك ديگر و طرح مسائل مختلف سياسى و روى همين جهت امير مؤمنان على (ع) در باره حج مى‏فرمايد: "خداوند مراسم حج را براى تقويت آئين اسلام تشريع كرد". يكى از سياستمداران معروف بيگانه مى‏گويد:" واى به حال مسلمانان! اگر معنى حج را نفهمند، و واى به حال دشمنانشان اگر معنى حج را درك كنند!!".
3- بعد فرهنگى حج:
ارتباط قشرهاى مسلمانان در ايام حج مى‏تواند به عنوان مؤثرترين عامل مبادله فرهنگى و انتقال فكرها در آيد. مخصوصا با توجه به اين نكته كه اجتماع شكوهمند حج، نماينده طبيعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است لذا در روايات اسلامى مى‏خوانيم: يكى از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول اللَّه (ص) به تمام جهان اسلامى است. امام صادق (ع) درباره حج فرمود: " خداوند اين بندگان را آفريد ... و فرمان هايى در طريق مصلحت دين و دنيا به آن ها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئين حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى يك ديگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمايه‏هاى تجارى را از شهرى به شهر ديگر منتقل كنند ... و براى اين كه آثار پيامبر (ص) و اخبار او شناخته شود، مردم آن ها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش نكنند". به همين دليل در دوران های خفقان بارى كه خلفا و سلاطين جور اجازه نشر اين احكام را به مسلمانان نمى‏دادند، آن ها با استفاده از اين فرصت، مشكلات خود را حل مى‏كردند و با تماس گرفتن با ائمه هدى (ع) و علماى بزرگ دين، پرده از چهره قوانين اسلام و سنت پيامبر بر مى‏داشتند.
از سوى ديگر، حج مى‏تواند، مبدل به يك كنگره عظيم فرهنگى شود و انديشمندان جهان اسلام در ايامى كه در مكه هستند گرد هم آيند و افكار و ابتكارات خويش را به ديگران عرضه كنند. اصولا يكى از بدبختي هاى بزرگ اين است كه مرزهاى كشور اسلامى سبب جدايى فرهنگى آن ها شود، مسلمانان هر كشور تنها به خود بينديشند، كه در اين صورت جامعه واحد اسلامى پاره پاره و نابود مى‏گردد، آرى حج مى‏تواند جلو اين سرنوشت شوم را بگيرد.
4- بعد اقتصادى حج:
بر خلاف آنچه بعضى فكر مى‏كنند، استفاده از كنگره عظيم حج براى تقويت پايه‏هاى اقتصادى كشورهاى اسلامى نه تنها با روح حج منافات ندارد؛ بلكه طبق روايات اسلامى يكى از فلسفه آن را تشكيل مى‏دهد. چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پايه يك بازار مشترك اسلامى را بگذارند، و زمينه‏هاى مبادلاتى و تجارى را در ميان خود به گونه‏اى فراهم سازند كه نه منافعشان به جيب دشمنانشان بريزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد.
از امام (ع) در تفسير آيه: " لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ" (بقره- 198) مى‏خوانيم كه فرمود: منظور از اين آيه كسب روزى است" . هنگامى كه انسان از احرام بيرون آيد و مناسك حج را بجا آورد در همان موسم حج خريد و فروش كند (و اين موضوع نه تنها گناه ندارد؛ بلكه داراى ثواب است) .
در راستای آثار و اهمیت حج است كه امام صادق (ع) مى‏فرمايد: " ما دام كه خانه كعبه بر پا است اسلام هم بر پا است".
نيز على (ع) فرمود: خانه خدا را فراموش نكنيد كه اگر فراموش كنيد هلاك خواهيد شد.
و " خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آن را خالى نگذاريد كه اگر آن را ترك گوئيد مهلت الهى از شما برداشته مى‏شود". (2)
با توجه به مطالب گذشته می توان گفت :
مصلحت انجام حج - به مراتب- بیشتر از تعطیل نمودن آن است و کمک های های آل سعود به حاکمان بحرین و تبلیغ وهابیت علیه شیعه موجب نمی شود که مراجع تقلید حج را تعطیل و حکم به حرمت آن نمایند . اتفاقا بر عکس حضور حاجیان در مکه سبب می شود که مسلمان با مشکلات جهان اسلام بیشتر آشنا شوند و متوجه شوند که دشمنان اسلام چگونه علیه اسلام تبلیغ و نسبت به مردم بحرین، یمن ، مصر و لیبی ظلم و جنایت می نمایند.
امروزه برخی کشورها میلیون ها دلار هزینه می کنند تا تبلیغات مفید داشته باشند، و حال این که حج بهترین راه کار برای تبلیغ اسلام می باشد.
بدین سان چه اشکال دارد که با حضور ایرانیان در مکه برای تبلیغ اسلام هزینه شود؟ افزون بر آن بخشی از پول های حاجی های ایرانی ، صرف هزینه های دیگر مانند، هتل و غذا می شود و در اختیار آل سعود قرا ر نمی گیرد تا از آن علیه شیعیان استفاده شود ، از همه مهم تر این که آل سعود پول های کلان دیگر را در اختیار دارند که پول های حاجیان ایرانی در برابر آن ناچیز می باشد، بر فرض این که حاجیان ما به مکه حضور نیابند، آل سعود منابع مالی دیگر در اختیار دارند و پول های حاجیان ما در فعالیت های آل سعود - چندان - تاثیر ندارد .
پینوشت ها :
1. ناصر مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه، تهران ، دار الکتب الاسلامیه ، 1374 ، ج‏2، ص 48 .
2. همان ، ج14 ، ص76 - 83 با تلخیص .
پرسش: آیا خون ریخته شده برادران شیعه و مسلمان گردن مراجعی نیست که رفتن به حج را حرام نمی کنند؟

پاسخ:

از جواب قبل، جواب این سوال نیز روشن شد، زیرا مراجع تقلید در جایی حکم به تعطیل می نمایند که این امر مصلحت بیشتر از انجام حج داشته باشد، و حال این که چنین نیست، زیرا پول های حاجیان ایران در کمک های آل سعود به حکومت بحرین ، تاثیر ندارد ، و آل سعود منابع مالی بسیاری در اختیار دارند که از آن جهت کشتار مردم بحرین استفاده می کنند ، بله اگر مراجع تقلید تشخیص دهند که پول حاجیان ایرانی نقش اساسی در سر کوبی مردم بحرین و قتل شیعیان دارد ، در این صورت به تعطیل حج حکم می نمایند، البته تشخیص این امر بر عهده مراجع است و ما نمی توانیم برای آنان تعیین تکلیف نمایم، آنان به وظایف خود آشنا ترند و بهتر از ما درک می کنند که مصلحت در تعطیل نمودن حج است و یا انجام آن؟