با سلام و آرزوی توفیق برای همگان . من کارمند 44 ساله فوق لیسانس پدر دو دختر 9 و 14 ساله هستم قریب یکسال قبل بدلیل بی مبالاتی مربی تکواندو در کلاس باشگاه ورزشی دختر بزرگم را با دو نفر که یکی 4 سال و دیگری ده سال بزرگتر بوده مبارزه داده و در اثر ضربه دچار خونریزی داخلی شده که باز به تصور تمارض پس از 20 دقیقه صبر کردن و کار از کار گذشتن به والدین و اورژانس خبر دادند که خیلی دیر شده بوده.با توجه به اینکه دخترم از برگزیده ترین شاگردان مدرسه تیزهوشان و حافظ 7 جزء قرآن و خلاق و تا ظهر روز حادثه (روز سوم اعتکاف ) در مسابقات حفظ قرآن بوده،همگان معتقدند که او به بهشت رفته و جایگاه خوبی نزد پروردگار داردواگر می ماند چه بسا منحرف می شدو خدا بهشت را برای والدینش تضمین کردهو... سئوال بنده این است :
1- اگر چنین است پس من باید به جای شکایت کردن از مربی و مدیر باشگاهش تشکر و قدردانی کنم که موجبات ورود فرزندم را به بهشت محیا کردند.
2- وظیفه من بعنوان پدر متوفی یا مقتول چیست ؟ با توجه به موارد فوق پیگیر شکایت از ایشان نباشم ؟
متشکرم

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
برادر گرامی!
غم هجران دختر عزیزتان ما را متاثر کرد. از خداوند رحمان برای او رحمت الهی و برای شما و خانواده محترم صبر و اجر مسألت داریم.
حزن و اندوه از مرگ فرزند امری طبیعی است، زیرا داغ فرزند بر والدین بسیار سخت است. امام علی علیه السلام می فرماید:
«موت الولد صدع فی الکبد ؛ (1) مرگ فرزند داغی است بر جگر».
دنیا جای امتحان است . همه افراد به گونه ای آزمایش می شوند. قرآن مجید در سوره بقره پس از آن که سختی ها و مصائب و مشکلات را به عنوان امتحان ذکر می کند، می فرماید : "و بشر الصابرین؛ بشارت بده به کسانی که در مقابل سختی ها و مشکلات شکیبایی و خویشتن داری نشان می دهند" .
خویشتن داری و صبری که مبتنی بر ایمان به خدا است . آدمی وقتی انواع سختی ها را می بیند ، متوجه خدا می شود و می گوید : "انا لله و انا الیه راجعون". (2) تنها این گونه افراد هستند که تحمل سختی ها و مصائب باعث گشوده شدن درهای رحمت پروردگار به سوی آنان می شود.
چنین برخوردی با مصائب و مشکلات، باعث پاک شدن گناهان و کفارة آن به شمار می آید. اگر انسان در برابر مصائب، طریق کفر و ناسپاسی پیشه گیرد و به قضا و قدر الهی اعتراض کند، اجری نخواهد داشت و موجب کفاره گناهش نخواهد شد.
بر اساس مفاهیم دینی ما، در سنت الهی برای هر موجودی اجل و زمانی مقرر برای مرگ است. هر گاه اجل و زمان مقرر فرا رسد، تأخیری در مرگ به­ وجود نمی آید. علاوه بر این که علم و حکمت الهی گاهی اقتضا می کند انسان به دلایل نهفته ای (که غیر خدا کسی از آن آگاهی ندارد) سزاوار مقدار محدودی عمر و زندگی در دنیا بوده، بعد از پایان مدت، از دنیا می رود.
اگر به این نکته مهم توجه نمایید که مرگ حقیقتی است که زمان و چگونگی آن به دست ما نیست ، باعث کاسته شدن حزن و اندوه می گردد.
اما این که بگوییم اگر می ماند شاید منحرف می شد، صرفاً یک احتمال و برای تسکین دادن خود است و البته تحمل فراق و مصیبت برای شما اجر و پاداش خواهد داشت؛ اما این بدان معنا نیست که بهشت را برای شما تضمین نماید.
نظام هستی ، نظام علت و معلول است بالاخره هر اتفاق و عملی مسبب علتی است و علت مرگ فرزند شما هم بی توجهی و کم سلیقه ای مربی بوده، امیدواریم فرزندتان در بهشت متنعم به نعمت های آن باشد! اما این دلیل نمی شود شما وظایف قانونی خود را ترک نموده و هیچ شکایتی نداشته باشید، بله از این که فرزند شما به رحمت خدا رفته راضی به رضای خدا باشید و زبان به شکوه و گلایه از خدا باز نکنید؛ اما باید پیگیر قضایی ماجرا باشید تا به نتیجه ای برسید، البته در آخر اگر متهم شدند ، به شما اجازه داده شده که دیه بگیرید یا ببخشید که بخشش شما می تواند دارای ثواب باشد.
موفق باشید.

پی نوشت ها:
1. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم، ج 6، ص407. انتشارات دفتر تبلیغات، قم، 1366 ش.
2. بقره (2) آیه 158 - 256.