فرد مقابل مسلمان است ام اعتقادی به عدالت خدا ندارد و به همین دلیل نسبت به زندگی بی اهمیت است اما فردی محترم بوده و بسیار انسان با شخصیتی است.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
متاسفانه نا آشنایی برخی به مبانی و عقائد اسلامی از طرفی، و شیوع اشکالات و شبهات وارده در این زمینه از طرفی دیگر، خواسته یا ناخواسته موجب انحراف فکری آن ها شده تا آن جا که به خاطر همین مسائل آرام آرام انحراف دینی در افراد داخل می شود؛ در نتیجه بهترین شیوه برای نفوذ در این افراد، بر طرف کردن شبهات و گوشزد کردن پاسخی عقلانی در با این گونه مسائل می باشد؛ آن هم در موقعیتی که شخص مقابل واقعاً خواهان فهم دقیق و برطرف کردن شبهات وارده در این زمینه باشد. الحمدلله به نظر می رسد شخص مقابل شما از این دسته می باشد .
در نتیجه باید ایشان را در معرض پرسش و شنیدن پاسخ از کارشناسان دینی قرار داد؛ اما اگر این امر ممکن نشد، در شرایطی که چنین مباحثی در می گیرد، بد نیست معنای عدالت و قلمرو آن و... به صورت دقیق بیان شود؛ البته این امر نیازمند مباحث گسترده ای است. اما در این مجال و به طور مختصر می گوییم :
تمام مواردی که در آفرینش انسان ها و موجودات دیگر به عنوان نابرابری لحاظ می شود، تفاوت‏هایى است که در جهان وجود دارد، نه تبعیض‏ها.
فرق تفاوت و تبعیض آن است که در فرض تبعیض، چند موجود قرار دارند که همه شایستگى و حق یکسان دارند و به یکى داده مى‏شود و به دیگرى داده نمى‏شود یا کم تر داده مى‏شود، اما در صورت تفاوت در آفرینش اصلاً حقى مطرح نیست تا بحث تبعیض به میان آید . در مورد آفرینش انسان، از ابتدا انسانى نبوده تا حقى مطرح باشد. در برابر خداوند حقی را طالب نیستیم تا در خصوص کمیت و کیفیت آن در خواست یا اعتراضی داشته باشیم؛ مهم آن است که در پس این نوع تقسیم نعمات و عطای کمالات و تقسیم خصلت ها و ویژگی های مختلف، حکمت و فلسفه ای وجود داشته باشد؛ حال می پرسیم فلسفه وجود تفاوت ها چیست ؟
اختلاف مردم از نظر نعمت‏های ظاهری، جهات مختلفی دارد:
1- بعضی از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
تفاوت‏ها ظالمانه و غیر منطقی است. با از بین رفتن نظام طبقاتی و گسترش عدالت اجتماعی از میان خواهد رفت. هیچ گاه اسلام و قرآن این گونه تفاوت‏ها را تأیید نکرده است، زیرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمی‏توان به حساب دستگاه آفرینش گذارد. حتی خداوند از آن‏ها نهی نموده و برای تأمین برابری و حقوق انسان‏ها و توزیع عادلانه ثروت‏ها، احکام و قوانین بسیاری را تشریع نموده است . متأسفانه بسیاری از انسان‏ها از این تکالیف غفلت می‏کنند. هم چنین نباید از نظام ناعادلانه اقتصادی و موارد دیگری که مربوط به خود بشر می شود، غافل بود و آن ها را به حساب خداوند گذاشت. این گونه اختلافات ربطی به عدالت خداوند ندارد.
2- خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیده‏ای بدون علت به وجود نمی‏آید. هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است. پیدایش انسان سالم و زیبا نیز معلول اموری است، همچون شرایط خاص هنگام انعقاد نطفه، کیفیت تغذیه مادر در هنگام بارداری، نوع مواد و غذاها و داروهای مصرفی هنگام بارداری، حرکات فیزیکی مادر در هنگام بارداری و ..... هر یک از امور فوق در پیدایش نوزاد سالم و زیبا مؤثر است. بینا و نابینا تولد یافتن یک فرد لازمه‏ حتمی مجموعه‏ی عواملی است که در به وجود آمدن وی مؤثر بوده‏اند.
لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست. یعنی همان گونه که بر اساس نظام علت و معلولی، استفاده‏ بیمار عفونی از آنتی‏بیوتیک موجب سلامت یافتن و بهبود بیمار است، استفاده از این دارو در هنگام بارداری روی جنین اثر می‏گذارد و موجب اخلال در آن و ناقص‏الخلقه شدن نوزاد خواهد شد.
همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت روی کره زمین است. قانون جاذبه باعث می‏شود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد. همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کوره‏های ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد، علت و سبب سوزاندن و از بین رفتن آن ها می‏شود و...
پس بسیاری از تفاوت ها و نقص و کمبودها ناشی از همین عوامل است که به درستی شناخته نشده یا شناخته شده ولی رعایت نشده است؛ در نتیجه دیده می شود بسیاری از فرزندان ثروتمندان از فرزندان مردم فقیر، هم از نظر جسمی قوی‏تر هستند و هم از نظر استعداد تواناترند، به دلیل اینکه از تغذیه و بهداشت کافی بهره برده‏اند ،در حالی که دیگران در محرومیت قرار داشته‏، دسترسی به این امکانات نداشتند یا بر اثر بی توجهی و سهل انگاری،به این مسائل توجه نکرده ،گرفتار نتایج این علل شده اند. سلامت جسمی و روحی خود و فرزندان شان را از دست دا‏ده اند.
همچنین کیفیت زندگی بسیاری از افراد هم در بسیاری از موارد تابع و نتیجه رفتارها و تصمیم گیری های گذشته خود آن هاست؛ یعنی وضع موجود آن ها معلول علت های مشخصی در زندگی شان است .تفاوت بهره­مندی انسان‌ها در برخی موارد دیگر معلول کار و تلاش خود انسان‌ها است. قانون خلقت بر آن نهاده شده که هر کسی به اندازه سعی و تلاش خود بهره مند شود. مطمئنا کسی که به تنبلی خو کرده باشد، به دنبال کسب روزی حلال بر نیاید، نمی­تواند مانند دیگران از نعمت­های دنیوی بر خوردار شود . کسی که کار و تلاش بیش تر می­کند ، بهره بیش تری نصیب او خواهد بود. فقر و غنای بسیاری از افراد معلول رفتارهای خود یا پدران شان است که چنین وضعیتی را برای آن ها رقم زده است .
در نتیجه اگر ما هر آنچه را در جهان هستی رخ می‏دهد ،به خداوند استناد می‏دهیم ،از جمله تولد نوزاد را، بدین جهت است که خداوند جهان را بر اساس نظام علت و معلول و اسباب و مسببات استوار کرده،هم اوست که به علّت، وجود و قدرت تأثیرگذاری را داده است . هر آن و هر لحظه وجودِ علت و قدرت تأثیرگذاری آن، از خداوند و وابسته و قائم به اوست. بنابراین پیدایش افراد ناقص الخلقه مستند به علل و اسباب خاص آن است و هیچ منافاتی با عدالت الهی ندارد.
3- اما قسمتى دیگر از تفاوت‏ها، طبیعى و لازمه آفرینش انسان است، یعنى هر قدر اصول عدالت در جامعه انسانى رعایت شود، باز همه انسان‏ها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سلیقه‏ها یکسان نخواهند بود.
استاد مطهرى مى‏گوید: "معناى عدالت این نیست که همه مردم از هر نظر در یک حد و یک مرتبه و یک درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در این جهت مثل پیکر است. وقتى که مقامات و درجات دارد، باید تقسیم بندى و درجه بندى شود. راه منحصراَ، آزاد گذاشتن افراد و زمینه مسابقه را فراهم کردن است. همین که پاى مسابقه به میان آمد، خود به خود به موجب این که استعدادها در همه یکسان نیست .به موجب این که مقدار فعالیت‏ها و کوشش‏ها یکسان نیست، اختلاف و تفاوت به میان مى‏آید. یکى جلو مى‏افتد و یکى عقب مى‏ماند".(1)
معمولاً بخشش‏هاى الهى و استعدادها چنان تقسیم شده‏اند که هر کسى قسمتى از آن‏ها را دارد، یعنى کم‏تر کسى پیدا مى‏شود که همه نعمت‏ها را یک جا داشته باشد. از این رو قرآن مجید مى‏فرماید: "ما معیشت آن‏ها را در حیات دنیا میان آنان تقسیم کردیم . بعضى را بر بعضى برترى دادیم، تا آن‏ها یکدیگر را به کار گیرند و به یکدیگر خدمت نمایند".(2)
میدان مسابقه و رقابت عادلانه باید براى همه باز باشد که این نیز مربوط به انسان‏ها است.
"براى به وجود آمدن یک جامعه کامل، نیاز به استعدادها و ذوق‏ها و ساختمان‏هاى مختلف بدنى و فکرى است، اما نه به این معنى که بعضى از اعضاى پیکر اجتماع در محرومیت به سر برند و یا خدمات آن‏ها کوچک شمرده شود و یا تحقیر گردند، همان طور که سلول‏هاى بدن باتمام تفاوتى که دارند، همگى از غذا و هوا و سایر نیازمندى‏ها به مقدار لازم بهره مى‏گیرند".(3)
چرا خداوند نظام خلقت را طورى بنا نکرد که بشر بدون تفاوت‏ها، به زندگى اجتماعى خود ادامه دهد؟
در پاسخ، قرآن مجید به یکى از اسرار مهم تفاوت‏ها اشاره کرده و آن آزمایش الهى است.
خداوند مى‏فرماید: "او کسى است که شما را جانشینان در زمین قرار داد . بعضى را بر بعض دیگر درجاتى داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید".(4)
تفاوت‏ها براى این است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادى بهره بردارى مى‏کند. اگر نابرابرى‏ها نبود، زمینه امتحان از میان مى‏رفت.
بعضى افراد با نعمت و گروهى دیگر با نقمت و تنگدستى آزمایش مى‏شوند. آنان که بیش تر نعمت استعداد و توانایى دارند، افزون تر مورد سؤال و درخواست مى‏شوند و باید بیش تر پاسخگو باشند.
4- خدا مصلحت بندگانش را بهتر از خود آنان مى‏داند.
چه بسا کسانى که دوست دارند از نظر زندگى در رفاه باشند، ولى پروردگار صلاح آنان را در این امر نمى‏بیند، همان طورى که قرآن مجید مى‏فرماید: "چه بسا شما را چیزى خوش نیاید، در حالى که خیرتان در آن است یا چیزى را دوست داشته باشید، در حالى که شرّتان در آن است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید".(5)
پس اگر انسان نهایت تلاش خود را به کار گرفت، اما درها را به روى خود بسته دید، باید بداند در این امر مصلحتى بوده است. چه بسا کسانى هنگامى که ثروتمند شدند، خدا را فراموش کردند. از این رو قرآن کریم مى‏فرماید: "اگر خداوند روزى را براى تمام بندگانش گسترش دهد، در زمین طغیان و ستم مى‏کنند".(6)
گاهى ثروت بى حساب و رفاه، یک مجازات الهى است که شخص با غرق شدن در نعمت‌ها از یاد خدا غافل شده ، خود را از ایمان و اعمال صالح محروم می‌کند و بر گناهان خود می‌افزاید. چنین شخصی مجازات خود را در جهان آخرت خواهد دید. چنین چیزی همان است که در سنت امهال و استندراج بیان می‌شود.
پس نه نعمت ظاهرى نشانه محبت الهى است و نه نقمت و بلا نشانه بى­اعتنایى خدا به بنده است :
« فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ ، کَلَّا ...
اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، احترام کند و نعمت دهد می گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است. اما هنگامی که برای امتحان روزیش را بر او تنگ می­گیرد می گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است؛ هرگز ...».(7) خداوند پس از بیان این فکر، آن را مردود اعلام می­کند.
5. در نظام آفرینش همواره دنیا به ضمیمه آخرت سنجیده می شود؛ یعنی نباید در مورد هر یک به تنهایی قضاوت کرد. اگر در یک کلاس تعدادی از دانش آموزان همواره به خوشگذرانی و بازی مشغول باشند، ولی عده ای دیگر همواره با تحمل سختی ها و تلاش شبانه روزی به تحصیل و مطالعه بپردازند، در ظاهر امر نابرابر و بی عدالتی است اما اگر این وضع را به شرائط پس از امتحان و اعلان نتایج ضمیمه کنید، می بینید مساله کاملا عادلانه است .
دنیا و آخرت هم به همین شکل است؛ یعنی از هر کسی به اقتضای توانمندی ها و داشته هایش توقع رسیدن به مقصدی وجود دارد که اگر به آن جا برسد، برنده است و گرنه بازنده است.
انسان های دارای موقعیت و شرایط مناسب تر، راه سخت تری را برای رسیدن به موفقیت باید بپیمایند. در این مسیر همه امکانات وشرائط و موانع گوناگون ابزار آزمایش الهی اند. خداوند در قرآن می فرماید "خداوند زندگى و مرگ را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین بهترین در عمل خواهید بود".(8) نعمت و تنگدستی هر دو آزمایش الهی است که آزمون نعمت بسیار سخت­تر است. محاسبه آن مشکل­تر و جهان ابدی قیامت و لذت‌ها و نعمت‌ها و حتی عذاب‌های آن را با جهان محدود دنیا نمی­توان مقایسه کرد.

پى‌نوشت‏ها:
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا ، تهران ، 1374ش ،ج 25 ، ص 251.
2. زخرف (43) آیه 31.
3. مكارم شيرازي، تفسیر نمونه،چ دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379ش. ج 3، ص 366.
4. انعام (6) آیه 165.
5. بقره (2) آیه 216.
6. شورى (42) آیه 27.
7.فجر (89) آیه 15-17
8. ملک (67) آیه 2.