باسلام
پسري هستم با26 سال سن ومشغول بكار ميباشم با دختري اشنا شدم كه ازنظر حجاب وتحصيلات خوب و ازظر اعتقادي دختر معتقدي ميباشد همسن ميباشدو در مركز اموزشي تحصيلي مشغول بكار ميباشد.البته تحقيقات لازم را انجام داده ام. نكته مهم انست كه ايشان در سن 16 سالگي يك ازدواجي داشتند كه بيشتر بخاتروالدين اين ازدواج سر گرفت
با اين تفاسير با وجود نا ملايمتيهايي كه از پسر ميديد چند سال بپايش نشست.بجايي رسيد كه طرفين وخانوادها رازي بجدايي شدن از ان ازدواج فرزني ندارند.بعد زاين قضييه چند خاستگارم داشت و لي وي بخاطر شكست در ازدواجي كه داشت و ترس شكست دوباره رازي به ازدواج دوباره نشد.
كه با ايشان اشنا شدم و با وجود شناختي كه از من و خانوادام داشت با خانواده خود صحبت كرده و به نوعي رازي شد. ولي بنده وقتي با خوانواده خود صحبت كردم رازي نشدند البته خانواده ام از خوانواده ان پسر و مردم تحقيف كردن و هيچ عيبي در دختر نديدن ولي رازي نيستند علت را انها خواستم مدام بيوه بودن اين خانم را به سرم ميزنن و هيچ دليل منقي نمياورن كه رازي شوم. يعني انها بيشتر از حرف مردم ميترسند و حتي الانم حرف مردم به انها اثر گزاشت يعني به خانواده ام مي گويند حيف اين پسر نيست كه مي خاهد با يك دختر بيوه ازدواج كند. خوانواده ام ميگن كه اگه اين خانم اهل جاي ديگري بود ميشد كاري كرد چون مردم خبري نداشتند.من نمي توانم با اين طرز فكر ها كنار بيام. بهر دري زدم تا رازي بشن ولي متاسفانه.... . نميدانم اين فرهنگ چرا در جامعه ما وجود دارد. مگر دختري كه لياقت يه زنگيه خوب و دوباره اي را دارد چه گناهي كرده كه مردم اين زندگي را ازش ميگيرند . انتخابم نه از روي هوا هوس هست نه دلسوزي.الانم بجايي رسيدم كه خودم تنها بخواسگاري روم نمدانم ايا اين كارم غير منطقي هست؟ خواهشا شما در برنامهاتون بيشتر درباره اين موضوع صحبت كنيد تا اين فرهنگ بد از جامعه ما خارج بشه. با تشكر
با سلام وتشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز.
البته تنها این شرایط مهم نیست؛ بلکه باید سایر شرایط را هم مورد توجه قرار داده و بسنجید که آیا در مجموع، تناسبی با هم دارید یا نه؟ شما باید نظر والدین و خانواده خودتان را هم در نظر بگیرید؛ چون در صورت مخالفت با این امر، با مشکلاتی رو به رو خواهید بود و مناسب تر آن است که رضایت آن ها را به گونه ای جلب نمایید. اگر آن ها بنای ناسازگاری بگذارند، چندان مشخص نیست که در آینده پذیرای شما و همسرتان باشند.
در خصوص تنها رفتن به خواستگاری نیز با شما موافق نیستیم. این کار باعث بی پشتوانه بودن شما میگردد و در آن صورت، منتظر هر وضع نامناسبی باشید. تلاش کنید تا با گفتگو کردن به صورت ملایم و همدلانه، موافقت والدین خود را کسب کنید. در این روش، شما باید نشان دهید که احساس آن ها را در خصوص این مسئله درک می کنید، اما در این جا احساس نباید مانع از انجام یک کاری که ذاتاً درست است، باشد. شما برای اثبات حق خودتان نباید به آن ها توهین کنید. این کار، علاوه بر منع از سوی دین، مانع از پیشرفت در کار خواهد بود. برای مثال، ممکن است بخواهید به آن ها بگویید که شما دهن بین هستید، اما این قبیل رفتارها باعث دور شدن شما از مسیر اصلی می گردد و ممکن است در آن ها خصومت ایجاد کند. پس کاملاً خونسردانه رفتار کنید و مراقب الفاظی که به کار میگیرید، باشید.
همین طور نباید به طور مستقیم به موعظه و نصیحت والدین خوتان بپردازید؛ چون ممکن است موجب شکستن غرور آن ها شود؛ اما باید یادآور شوید که چرا ما باید به جهت حرف مردم که هیچ مبنایی ندارد و مبنای حساب و کتاب خداوند هم نیست، تا این اندازه ارزش قایل شویم که از یک تصمیم درست صرف نظر کنیم؟
همچنین یادآور شوید که مردم فراموش کار هستند و این نیز صحت ندارد که تمام مردم برای شما حرف در بیاورند و شما را سرزنش کنند؛ اتفاقاً معمولاً افرادی به سرزنش دیگران می پردازند که چندان مقید به شرع نیستند و لاابالی هستند. افراد متدین و مؤمن، درباره دیگران گفتگو نمی کنند و این قبیل موارد، امتحان الهی برای همه افراد است.
در نهایت، مطمئن باشید که با صبر و حوصله و البته رعایت حریم والدین و پافشاری خواهید توانست بر این مسئله فایق آیید. البته می توانید از افراد بزرگسال فامیل و ریش سفید که دارای وجاهت هستند هم درخواست نمایید تا به عنوان واسطه، مسئله را مطرح نموده و به شما کمک کنند.






