من نماز نمي خوانم مي خواهم بيشتر راهنمايي كنيد تا به نماز علاقمند شوم و چرا بايد نماز بخوانيم
پرسش 1:
شرح : من نماز نمي خوانم مي خواهم بيشتر راهنمايي كنيد تا به نماز علاقمند شوم؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
ترک نماز، دو علت مي تواند داشته باشد:
1- تنبلي :
علت اصلي ترک نماز در افراد ضعف اراده و تنبلي مي باشد . نميتوان با خواندن يک مقاله يا کتاب يا خوردن قرص به اراده قوي دست يافت. بلکه با تلاش مستمر و بهره گرفتن از راهکارهاي عملي ، مي توان به تقويت اراده خويش پرداخت.
2- شناخت کافي نداشتن از فلسفه و اهميت نماز و آثار و فوائد آن:
نماز، عملي است که در مجموعه عقيده توحيدي، داراي معنا و فلسفه خاصي است. انسان طبق فطرتش همواره به چيزي که برايش اهميتدارد، توجه و اهتمام ميورزد. يکي از دلائل مهم اهمال در به جا آوردن نماز، عدم شناخت فلسفه نماز، اهميت ، آثار و فوائد آن است.
از اينرو لازماست با استفاده از آيات و روايات با فلسفه نماز، اهميت ، آثار و فوائد آن بيشتر آشنا شويد و بدانيد که چرا نماز مي خوانيد و اصولا نماز چه تأثيري در نماز گزار دارد .
بدين منظور در آغاز براي ترغيب و تشويق به نماز بايد به اصلاح زير بناهاي فکري خود بپردازيد و زير بناهاي فکري خود را در مورد خداوند، جهان هستي، انسان، معاد و...مورد بررسي قرار داده و در اصلاح آن بکوشيد.
براي رسيدن به اين امر مهم سعي کنيد با مطالعه کتب جذاب که درباره نماز و اهميت آن نوشته شده ، شناخت خود را در اين باره گسترش و تعميق بخشيد . در اين باره مطالبي را يادآور مي شويم و شما را به مطالعه کتب زير توصيه مي کنيم.
1- نماز از ديگاه قرآن و حديث، سيد حسن موسوي لاهيجي، انتشارات جامعه مدرسين .
2- پرتوي از اسرار نماز از محسن قرائتي.
3- صلوه الخاشعين از مرحوم دستغيب.
4- نماز، حسين انصاريان.
4- آيين نيايش، ابراهيم غفاري.
5- نماز عارفانه، جواد محدثي.
6 - نماز زيباترين الگوي پرستش، غلامعلي نعيمآبادي.
شناخت پيامدهاي ترک نماز مي تواند تاثير به سزايي در حرکت فرد به سوي نماز باشد .
نماز عبادتى است که ترک آن , عواقب وخيم و بسيار دردناک دارد. قرآن کريم مى فرمايد: «...ما سلککم فى سقر قالوا لم نک من المصلين ;وقتى از دوزخيان مى پرسند: چه چيزى شما را جهنمى کرد؟ مى گويند: علتش آن بود که ما در دنيا از نمازگزاران نبوديم ». (1)
حتي سهل انگاري در انجام نمازها مذموم است و از مصاديق "سبک شمارندگان" نماز محسوب ميشود. قرآن در اين باره ميفرمايد:
"فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون؛ (2) پس واي بر نمازگزاران! آنان که در نماز خود سهل انگاري ميکنند".
پيامبر (ص) فرمود: شفاعت من به کسي که نمازش را سبک بشمارد، نميرسد". (3)
باز فرمود: "نماز خود را ضايع نکنيد، زيرا هر که نماز خويش را ضايع سازد، با قارون و فرعون و هامان - که خداي شان لعنت کند و خوارشان دارد - محشور ميگردد . بر خدا است که او را با منافقان وارد آتش کند. پس واي بر آن کس که از نمازش مراقبت نکند". (4)
پي نوشتها:
1. مدثر (74) آيه 40 تا 43.
2. ماعون (107)، آيه 4 و 5.
3. صادق احسانبخش، آثار الصادقين، روابط عمومي ستاد نماز جمعه گيلان ، ج 11، ص 123،
4. همان، ص 126.
پرسش 2:
چرا بايد نماز بخوانيم؟
پاسخ:
از مسلّمات اسلامى اين است که احکام شرعى تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعى است، يعنى هر امر شرعى به علت مصلحت ضرورى است و هر نهى شرعى ناشى از مفسدهاى است که بايد ترک شود. خدا براى اين که بشر را به يک سلسله مصالح واقعى که سعادت او در آن است برساند، امورى را واجب يا مستحب کرده، براى اين که بشر از مفاسد دور بماند، او را از پارهاى کارها منع نموده است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امرى بود و نه نهى.
مصالح و مفاسد و به تعبير ديگر حکمتها به گونهاى است که اگر عقل انسان به آنها آگاه گردد، همان حکم را مىکند که شرع کرده است. (1) منتهى عقل انسان قادر به کشف همه ملاکات احکام الهى نيست. به ديگر سخن: عقل انسان حکم کلى را (که هر حکم الهى و شرعى داراى ملاکى است) درک مىکند، ولى در همه موارد حکم جزئى را که در فلان مورد مثلاً ملاک واقعى چيست، نمىتواند درک کند، يعنى مىداند آن حکم فلسفهاى دارد، ولى نمىداند آن فلسفه چيست و چون شرع دستور داده، آن را مىپذيرد،
بنابراين هر حکمى و دستوري که از طرف خداوند حکيم آمده است، حکمتى و دليلي دارد گرچه ممکن است بر اثر کمى اطلاع و عدم احاطه بر تمام مسايل نتوانيم آن را کشف کنيم. لازم به ذکر است که تمام يا قسمتي از فلسفه برخي احکام الهي به تدريج با رشد و کمال يافتن عقل و خِرَد انسان و پيشرفت علم و دانش فهميده مي شود، ولي ممکن است حکمت و علت صدور برخي احکام خدا با تکيه بر معيارهاي مادي هيچ وقت شناخته نمي شود. نا شناخته ماندن فلسفه اين دسته از احکام الهي به اين دليل است که آدمهاى متعبد و پذيراى امر الهى از آدمهاى متکبّر و صاحب نخوت شناخته شوند. حضرت على(ع) مىفرمايد:
«و لکنّ اللَّه سبحانه ابتلى خلقَه ببعض ما يجهلون اصله...؛ (2) خداوند بعضى از دستورهايى را به بشر مىدهد که ريشه و فلسفهاش براى بشر معلوم نيست، تا اين که حالت تسليم در مردم پيدا شود و خوبها از بدها تميز داده شوند، و اطاعت کنندگان از معصيت کاران شناخته گردند».
پي بردن به تمام آثار و فلسفه نماز و روزه و ساير عبادات شايد در توان بشر عادي نباشد، در آيات قرآن و از طريق پيامبر و پيشوايان ديني نيز تنها بخشي از آثار و حکمتهاي نماز و برخي عبادات بيان شده است.
با توجه به آيات و روايات در اين زمينه، برخي از آثار و حکمتها نماز چنين است:
1 - نماز نياز روح و روان
فطرت ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، به عبوديت و پرستش ميل دارد؛ اصولا عبوديت و پرستش يکي از نيازهاي دروني انسان است. اما عبوديت بايد در مسير صحيح و در باره موجودي که لايق پرستش است، انجام بپذيرد. خداوند تنها موجودي است که لايق و شايسته پرستش است.
حتي موجودات ديگر نيز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن ميفرمايد: «کلّ قد علم صلوته و تسبيحه؛ (3) تمامي موجودات نماز و تسبيح خدا را دانستند».
در جاي ديگر ميفرمايد: «إنْ مِن شيء إلاّ يسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم؛ (4) هر موجودي با حمد، خدا را تسبيح ميگويد، ليکن شما تسبيح آنان را نميفهميد».
جمله ذرات عالم در نهان با تو ميگويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خاموشيم
گر شما سوي جمادي ميرويد محرم جان جمادان کي شويد
2 -ياد خدا و آرامش رواني
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکري؛ (5) نماز را بر پا دار تا به ياد من باشي».
ذکر و ياد خداوند نقش تعيين کننده در آرامش رواني دارد. نماز به عنوان ذکر خدا به نمازگزار آرامش ميدهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب؛ (6) آگاه باشيد ياد خدا مايه اطمينان است».
3 - عامل باز دارنده از گناه
يکي از آثار مهم نماز جلوگيري از گناه است:
طبيعت نماز از آن جا که انسان را به ياد خدا نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مياندازد، داراي اثر بازدارندگي از فحشا و منکر است. لذا قرآن مي فرمايد: «إنّ الصلوة تنهي عن الفحشا و المنکر». (7)
در پايان، کتاب هاي زير را جهت مطالعه پيشنهاد مي کنيم :
1- آيين نيايش، ابراهيم غفاري.
2- نماز عارفانه، جواد محدثي.
3 - پرورش در پرتو نيايش، حسنعلي نوري ها.
4 - نماز زيباترين الگوي پرستش، غلامعلي نعيمآبادي.
5 - نماز از ديدگاه قرآن و حديث، موسوي لاهيجي.
6- نماز، حسين انصاريان.
7 - عبادت عاشقانه،استاد کريم محمود حقيقي.
پينوشتها:
1. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 20، ص 52.
2. سيد رضي ، نهج البلاغه،هجرت، قم، 1414 ق، چاپ اول، ص 287 .
3. نور (24) آيه 41.
4. اسراء (17) آيه44.
5. طه (20) آيه 14.
6. رعد (13) آيه 28.
7. عنکبوت (29) آيه 45.






