لطفا پاسخی که می دهید با ذکر منبع و شماره صفحه باشد.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اين كه ابوبكر مانند ساير مسلمانان و صحابه به پيامبر (ص)احترام مي گذاشته و هنگام رحلت حضرت رعايت ادب و احترام را داشته است، جاي ترديدي نيست. هر كس از صحابه جاي ابوبكر بود ،رفتاري مشابه رفتار وي را داشت اما نحوه اين رفتار تلازمي با نحوه رفتارهايي كه با حضرت زهرا داشتند ندارد،تا بگوييم ابوبكر كه چنين رفتاري با پيامبر داشت ، معنا ندارد چنان رفتاري را با فاطمه(س) داشته باشد.
برخي به جاي آن كه رفتارشان بر مبناي حق باشد ، رفتارشان را متناسب با موقعيت هاي زماني و شرايط حاكم بر آن زمان نيز مصالح و منافع خويش قرار می دهند .
رفتار انسان هاي غير معصوم هنگامي كه در معرض مقام و قدرت قرار مي گيرند، غير قابل پيش بيني است . كسي كه تا قبل از به قدرت رسيدن به بسياري از مرزها نزديك نمي شد، پس از قدرت هيچ بعدي ندارد براي رسيدن به مقاصدش تمامي مرزهاي ممنوع را پشت سر بگذارد.
ما شيعيان معتقديم بر مبناي گزارشات خود اهل سنت در متون معتبرشان اذيت و آزار حضرت زهرا(ع) امري است كه توسط خلفا رخ داده و بیش تر جنبه سیاسی داشته است .
مهم ترين رفتاري كه از سوي دستگاه حاكمه رنجش آن بانو را در پي داشت ،غصب مقام خلافت و جانشيني امام علي و رفتارهاهاي ظالمانه پس از آن بود .در آن زمان كه حضرت علي(ع) حاضر به بیعت نبود ، در قالب های مختلف عدم رضایت خود از حکومت ابابکر اعلام نمود . یکی از راه ها این بود که در خانه خود ماند . در برابر حکومت مقاومت نمود .اما دشمنان امام به وضع دلخراش به سوی خانه حضرت زهرا هجوم بردند تا علي را براي بيعت به مسجد ببرند.در اثر رفتارهاي ظالمانه خلفا افزون بر آزردن روح آن بانو ،جسم شان نيز آزرده گشت .(1)
رفتار ديگري كه رنجش خاطر حضرت زهرا را در پي داشت ،غصب فدك بود.
با وجود آن كه رسول الله (ص) فدك را در زمان حيات شان به فاطمه (ع)بخشيدند. اما پس از رحلت حضرت و تسلط ابوبکر بر خلافت، فدک را از حضرت فاطمه گرفت . به عنوان رئیس حکومت در اختیار خود قرار داد. فاطمه (ع) مطالبه ملک خود را کرد و گفت : این نحله، عطیه و بخشش پیامبر است .ابوبکر در پاسخ از او مطالبه بینه و شاهد نمود تا بدین وسیله فاطمه ثابت کند فدک ملک او است . گرچه از نظر اسلام، هر گاه ملکی در تصرف باشد، از او درخواست بینه و شاهد نمی شود و تصرف دلیل بر مالکیت است، با این حال زهرا(ع) برای اثبات حقانیت خود، به ناچار اقامه بینه کرد. علی (ع)و ام ایمن هر دو شهادت دادند که فدک ملک زهرا است، اما پاسخ ابوبکر این بود که شهادت یک مرد و یک زن کافی نیست، بلکه باید دو مرد و یا یک مرد و دو زن باشد.
زهرا(ع) برای بار دوم علی (ع) ام ایمن، اسماء بنت عمیس، حسن و حسین را به عنوان شاهد همراه آورد، اما باز مورد قبول خلیفه واقع نشد، به این دلیل که علی (ع)همسر فاطمه است . حسن و حسین فرزندان او هستند و طرف فاطمه را خواهند گرفت و به نفع او شهادت خواهند داد.
اسماء بنت عمیس بدان جهت گواهیش مورد قبول واقع نگردید که همسر جعفر بن ابی طالب بود و به نفع بنی هاشم شهادت می دهد . ام ایمن گواهیش پذیرفته نشد به این جهت که زنی است غیر عرب و نمی¬تواند مطالب را روشن بیان کند.
.(2)
حضرت زهرا در مدت کمی که پس از پیامبر زنده بود، مدام با حکومت مبارزه سیاسی داشت. با آنان قهر سیاسی کرد،‌ حتی وصیت کرد که در جریان به خاک‌ سپاریش، خلفا حضور نداشته باشند،
در صحيح بخاري آمده است: فَلَمّا تُوُفِّیَتْ دَفَنَها زَوْجُها عَلِیٌّ لَیْلاً وَ لَمْ یُؤَذِّنْ بِها اَبابَکْرٍ؛شوي او شبانه فاطمه را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه‌ او حاضر شود".(3)
ابن شهر آشوب نيز نوشته است ابوبكر و عمر بر علي(ع) خرده گرفتند كه چرا آنان را رخصت نداد تا بر دختر پيغمبر نماز بخوانند. وي سوگند خورد كه فاطمه چنين وصيت كرده بود و آنان پذيرفتند.(4)
بخاری بيان مي كند :
فَغَضِبَتْ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللهِ، فَهَجَرَتْ اَبابَکْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّی تُوُفِّیَتْ؛ (5)
فاطمه بر ابوبکر غضبناک شد و با او قطع رابطه کرد . قطع رابطه و قهر وی تا وفاتش ادامه یافت.
براي آگاهي بيش تر به كتاب رنج هاي حضرت زهرا تاليف علامه سيد جعفر مرتضي عاملي مراجعه نماييد .
پي نوشت ها :
1. عبدالفتاح عبدالمقصود, الامام علی (ع) ، ترجمه سید محمد مهدی جعفری ،تهران ، شرکت سهامی انتشار ، 1351 ش،ج 4 ،ص 274ـ 277 ؛
علی بن حسین مسعودی ، اثبات الوصیه ، قم ، بصیرتی، ص 110 ؛
ابراهیم بن محمد جوینی ، فراید السمطین، بیروت ، موسسه المحمودی ،ج 2 ،ص 34.
2. محمدباقر صدر، فدک فى التاریخ، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‏، ص 36-35؛
معارف و معاریف، مصطفی حسینی دشتی،نشر دانش ، قم، 1376 ش.ج 7، ص 748.
3. بخاري، صحيح،بيروت، دار الفكر للطباعة والنشر و التوزيع، 1401 - 1981 م ، ج 5، ص 72.
4. ابن شهر آشوب، مناقب، قم ، موسسه انتشارات علامه، چاپ علمیه قم، ج 1، ص 504.
5. بخاري ، ج4، ص142.