سلام
فلسفه اینکه از بین دخترای پیامبر حضرت زهرا س به این مقام رسیدن چیه ؟
ایا با عدل خدا تضاد نداره ؟
2.
برایم سوال بزرگ است و خیلی دوست دارم به طور خیلی خلاصه از سرنوشت دختر دوم امام علی ع (ام کلثوم ) مطلبی بدانم
چرا هیچ جا اصلا اسمی از ایشان نیست !
ایا سرنوشت ایشان از گذشته منتقل نشده یا چرا نسبت به حضرت زینب کمتر سر زبانها هستند
ممنون
پرسش 1:
سوال
شرح : سلام فلسفه اينکه از بين دختراي پيامبر حضرت زهرا (س) به اين مقام رسيدن چيه ؟ آيا با عدل خدا تضاد نداره ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مرادتان از مقام ، مقامات اخروي است يا دنيوي ، كه در فرض اول بايد گفت: سخن گفتن از فضيلت اين مقامات براي حضرت به آن معني نيست كه آن ها در آخرت به خاطر داشتن مثلاً علم بيش تر، ثواب و قرب بيش تري نسبت به ديگران پيدا مي كنند، بلكه ثواب و قرب به خدا ، تنها در سايه عمل به دستورات الهي و تلاش در اين جهت به دست مي آيد ، چه در مورد ائمه و چه براي انسان هاي عادي آن چنان كه قرآن تنها ملاك قرب به خدا را تقوا و پرهيزگاري دانسته و مي فرمايد:
"إِنَّ أَكْرَمَكمُْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئكُم ؛ گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست"(1)
پس ملاك رفعت مقام آن ها نسبت به ديگران ، صرف مقامات معنوي كه از جانب خداوند به آن ها عنايت شده
نيست، بلكه ملاك، ميزان عمل و صبر آن ها است در برابر ناملايماتي كه براي شان رخ مي دهد كه در اين ميان هيچ گونه تفاوتي بين حضرت و ساير فرزندان وجود ندارد . به علاوه آن كه ثواب و عذاب طبق معرفت و ميزان آگاهى افراد سنجيده مي شود . خداوند در مقابل اين مقام و منزلت ، مسوليت ها و تكاليف سنگين تري را از آن ها طلب كرده است، آن چنان كه در مورد همسران پيامبر(ص) مي فرمايد:
"يَانِسَاءَ النَّبىِِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَين؛
اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود"(2)
حال از آن جا كه همسران پيامبر (ص) در خانه وحى و مركز نبوت زندگى مي كردند ،آگاهى آن ها در زمينه مسائل اسلامى با توجه به تماس دائم با پيامبر خدا از توده مردم بيش تر بود. بنا بر اين گناهان شان در پيشگاه خدا عظيم تر است.
اما اگر مراد شما ، مقامات دنيوي مثل عصمت و ... باشد : عدالت در مشهورترين معناي خود قرار دادن هر چيز در جاي خود است ، يعني هر حقيقتي كه بايد در جاي مناسب خود باشد، اگر در همان جا قرار داده شود، عدالت شكل گرفته ، در غير اين صورت ظلم كه مقابل عدالت است ،تحقق پيدا كرده است. حال برا ي پاسخ بايد روشن كرد كه آيا اعطاي اين مقامات مطابق شايستگي حضرت و حكمت خداوند بوده است كه مصداق عدالت باشد ؟
معتقديم مقامات علمي يا روحي در حقيقت در اثر استعداد و لياقتي است كه فرد در وفاي به عهد الهي از خود نشان داده است. بر اين اساس در مورد اهل بيت (ع) معتقديم خدا به خاطر استعداد و لياقت اكتسابي معصومين عليهم السلام آن ها را به مقام امامت برگزيده است . امام صادق(ع) در همين زمينه ميفرمايند:
به درستي كه خداوند متعال، انسانهايي را از فرزندان آدم انتخاب كرد . تولد آن ها را پاك و بدنهاي آنان را پاكيزه گردانيد . آنها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خويش قرار داد، نه به جهت طلبي كه از خداوند داشته باشند؛ بلكه از آن جا كه خداوند، در هنگام خلقت ميدانست كه از او فرمانبرداري ميكنند و او را عبادت مينمايند و هيچ گونه شركي نسبت به او روا نميدارند، پس اينان به واسطه فرمانبرداري از خداوند به كرامت و منزلت والا نزد خداوند، نايل شدهاند(3) .
در مورد حضرت زهرا (س) آمده است:
"يا ممتحنه امتحنك الله قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابره(4) ؛اي آزموده اي كه تو را خداوند پيش از آفريدنت آزمود ، پس تو را در برابر آزمايش شكيبا دريافت ". بر اين اساس اين مقام، اگر چه موهبتي از طرف خداي متعال به حضرت زهرا(س) است ، ليكن لياقت و قابليت دريافت موهبت به اختيار و زحمت و تلاش حضرت بوده است.
اين گونه امور بايد بر اساس مباني وحياني ، اعتقادي و تعبدي مورد توجه قرار گيرد. هرگز نمي توان با تحليل عقلي و مانند آن، اسرار ، جزئيات و حكمت نهفته در آن ها را به دست آورد.فهم دقيق حكمت اين مسئله از دايره عقل عادي بشر خارج است . نمي توان انتظار داشت با عقول محدود به تمامي جوانب اين قضيه پي برد، آن چنان كه در بسياري از مسائل مثل فلسفه تعداد ركعات نماز و... اين گونه برخورد مي كنيم.
پي نوشت ها:
1.حجرات(49)آيه13.
2. احزاب(33)آيه30.
3. مجلسي، بحارالانوار، چ بيروت ، موسسه الوفاء، 1404 هـ.ق ، ج 10 ، ص 170.
4. مكارم شيرازي، مفاتيح نوين، ،چ مدرسه امير المومنين، قم، 1384ش، ص231.
پرسش 2:
برايم سوال بزرگ است و خيلي دوست دارم به طور خيلي خلاصه از سرنوشت دختر دوم امام علي ع (ام کلثوم ) مطلبي بدانم چرا هيچ جا اصلا اسمي از ايشان نيست ! آيا سرنوشت ايشان از گذشته منتقل نشده يا چرا نسبت به حضرت زينب کمتر سر زبانها هستند ممنون
پاسخ:
پاسخ را در ذکر چند نکته بيان مي داريم.
1.مورّخان و سيره نگاران در تعداد فرزندان امام علي(ع) اختلاف نظر دارند. برخى فرزندان او را 26،(1) بعضى 27 و برخى 33 نفر ذکر کرده اند.(2)اختلاف نظر درباره تعداد فرزندان امام علي(ع) از يک سو و تشابه اسامى و القاب آن ها از سوى ديگر موجب شده که برخى از فرزندان امام شهرت چندانى نداشته و از آن ها کم تر سخن به ميان آيد.در همين راستا زندگي برخي از فرزندان حضرت از جمله امکلثوم چندان روشن نيست و به همين جهت از آنان کم تر ياد مي شود.
2.يکي از جهات شهرت فرزندان علي (ع) به جهت آن است که از فرزندان حضرت زهرا بودند. مثلا امام حسن(ع) و امام حسين(ع) به دليل اين که پدرشان امام علي(ع) و مادرشان فاطمة زهرا(س) هستند و خود امام معصوم مى باشند و سخت مورد علاقه پيامبر اکرم بودند و از اصحاب کسا مى باشند، جايگاه بس بلندى دارند، ولى برخى از فرزندان امام که مادرشان فاطمه زهرا(س) نبود، معروف نمى باشند، مانند عبدالله که از وى کم تر سخن گفته شده، و مادر او ليلى بنت مسعود است .
3 . مشهور آن است که ام کلثوم دومين دختر علي(ع) است که مادرش فاطمه زهرا(س) است. در اين که علي(ع) از فاطمه صاحب دو دختر بود ، بين مورّخان و تذکره نويسان اختلافى ديده نمى شود.(3) شايد ام کلثومي که بنا بر عقيده برخى مورخان با عمر ازدواج نموده بود، (4) همين ام کلثوم باشد که پس از سال هشتم متولد شد و سال هفدهم با عمر بن خطاب ازدواج کرد(5) و قبل از حادثه کربلا وفات نمود.(6)
4- برخى از مورخان دخترى به نام ام کلثوم از امام علي(ع) ياد نموده اند که مادر او ام سعيد يا ام سعد، دختر عروه بن مسعود است.(7) که از او به عنوان ام کلثوم صغرى ياد مى شود . به حضرت زينب(س) و ديگر دختران امام علي(ع) نيز ام کلثوم گفته مى شود.
شايد منظور از ام کلثوم حضرت زينب باشد . حضور زينب در کربلا و نقش آفرينى او در حماسه جاودانه عاشورا بر شهرت و قهرمانى او صد چندان افزوده است . همواره ياد و خاطرة او در تاريخ جاوادنه است . خطبه هاى آتشين او در کوفه(8) و شام(9) موجب شهرت بيش تر او شده؛ هر گاه ياد از قيام امام حسين(ع) شود، از قهرمانى و فداکارى او نيز ياد مى شود. شهرت حضرت زينب(س) هم به دليل حضور او در صحنه کربلا است و هم از آن رو که مادرش فاطمه زهرا(س) است.
حال اگر مقصود از ام کلثوم همان باشد که به ازدواج عمر در آمد، او از عمر کوتاهي بر خوردار بود و در صحنة کربلا حضور نداشت، به همين جهت معروف نيست.
برخى مورخان مانند سيد محسن امين احتمال داده اند که امام علي(ع) سه و يا چهار دختر داشت که نام و يا کنيه آن ها ام کلثوم است.(10)
کوتاه سخن اين که : آن عده از فرزندان امام علي(ع) که اسم و کنية آن ها دقيقاً مشخص نيست، هم چنين تعداد آن ها روشن نيست، نيز به عللي چندان نقش آفرين نبودند. نبايد انتظار داشت که آن ها نيز همانند فرزندانى باشند که وضعيت آن ها مشخص است و در تاريخ تأثير گذار و نقش آفرين بودند.
پي نوشت ها:
1. ارشاد مفيد،ج 1 ، ص 355 ، ترجمه سيد هاشم رسولي محلاتي ، تهران ، انتشارات علميه اسلاميه .
2. سيد محسن امين، اعيان الشيعه، ج 2، ص 12 ،بيروت ،دار التعارف للمطبوعات ،1418 ه ق ،چاپ پنجم ، تحقيق سيد حسن امين .
3.جعفر شهيدي، زندگانى حضرت فاطمه(س)، ص 262.
4. همان.
5. همان.
6. سيد مصطفى دشتي،معارف و معاريف، ج 2، ص 437 ،قم ،1376 ش ،چاپ دوم .
7. اعيان الشيعه،ج 2، ص 12.
8. بحارالانوار، ج 45، ص 108، 109.
9. سيد عبدالرزاق موسوي مقرم ، مقتل الحسين، ص 464 ،قم، ، 1399 ق .
10. اعيان الشيعه، ج 5، ص 335.






