چرا حضرت علی زمانی که به خلافت رسید سرزمین فدک را به وارثان صاحب اصلی آن باز نگرداند؟
با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
امام در زمان خلافتش ضمن نامهای به «عثمان بن حنیف» فرماندار بصره نوشت: « بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ ....
آری از آن چه آسمان بر آن سایه افکنده است، «فدک» در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن چشمپوشی کردند.»
از کلام حضرت فهمیده میشود که آن حضرت ضمن گلایه از کار نادرست خلفا در غصب «فدک» آن را در زمان حکومت خود پس نگرفت و به دست فرزندان حضرت زهرا(س) قرار نداد. حال چرا حضرت آن را به صاحبان اصلیاش نداد، دو نوع میتوان پاسخ داد:
1 - امام در جریان بیعت و آغاز زمانداریش، به برگرداندن حقوق و اموال (که در دوره حاکمان پیش غصب شده بود) اصرار ورزید و بسیار تأکید کرد. حال پس از رسیدن به قدرت، اگر «فدک» را پس میگرفت،به ذهن برخی خطور میکرد آن همه اصرار برای خودش بود!
امام نخواست کاری کند که دیگران در بارهاش این گونه قضاوت کنند و در بارة حضرت بگویند: اعلان پس گرفتن اموال غصب شده و رد آن به صاحبان، مقدمه برای به دست آوردن باغی بود که در زمان خلفا مورد دعوا و گفتگو بود؛ یعنی بگویند: برای این که فدک را تصرف نماید، پس گیری زمین ها و مزارعی را که توسط عثمان بخشیده شده بود، عنوان کرد.
برای این که این گونه قضاوت نکنند و دشمنان خردهگیری ننمایند، امام با بزرگواری از کنار این حق گذشت و از آن سخنی به میان نیاورد؛ تا به مردم بفهماند حکومت علوی برای احقاق حقوق مردم تلاش میکند.
اگر امام زمامداری را پذیرفت، برای یاری رساندن به مظلومان و محرومان است،نه برای منافع شخصی خود. طبیعی است فرزندان فاطمه (س) نیز به این عمل راضی بودند.
نظیر این سخن از امام موسی بن جعفر (ع) نقل شده است. حضرت در پاسخ به این سؤال که چرا امام علی (ع) در دورة زمامداریش فدک را تصرف نکرده، فرمود:
( لِأَنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا نَأْخُذُ حُقُوقَنَا مِمَّنْ ظَلَمَنَا إِلَّا هُوَ وَ نَحْنُ أَوْلِيَاءُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّمَا نَحْكُمُ لَهُمْ وَ نَأْخُذُ حُقُوقَهُمْ مِمَّنْ ظَلَمَهُمْ وَ لَا نَأْخُذُ لِأَنْفُسِنَا)(2)
چون ما اهل بیت پیامبر چنین خصوصیتی داریم که حقوقمان را از کسانی که به ما ستم کردهاند، جز خدا نمیستاند؛ ما اولیای مؤمنان هستیم.به نفع آنان فرمان میرانیم و حقوق آنان را از کسانی که به آنان ستم روا داشتهاند، میستانیم، ولی برای خود در این راه تلاشی نمیکنیم.
از سخن امام کاظم (ع) به دست میآید که امامان و رهبران الهی همواره برای احیای حقوق مردم تلاش میکنند؛ اما در مورد حقوق شخصی خود که ربطی به حقوق مردم نداشته باشد، اقدامی نمیکنند و کریمانه از کنار آن میگذرند. پس نگرفتن فدک در دوره زمامداری امام علی(ع) از همین قبیل است.(3)
2 - برخی از عالمان دینی همانند مرحوم سلطان الواعظین شیرازی در کتاب شبهای پیشاور میگویند: به جهت اوضاع خاصی که در زمان زمامداری امام علی(ع) بر جامعة اسلامی حاکم بود، حضرت قدرت پس گیری فدک را نداشت.
توضیح: امام در شرایطی حکومت را در دست گرفت که مردم از سیاستهای عثمان ناخرسند بودند؛ ولی نسبت به سیاستهای دو خلیفة پیشین به ویژه سیاستهای عمر رضایت داشتند. سیاستها و سنتهای عمر، در جامعة اسلامی آن زمان ریشه دوانده بود .مردم حاضر نمیشدند از آن سنتها و سیاستها دست بردارند. ابن ابی الحدید در این باره مینویسد: در زمان زمامداری امام علی(ع) در کوفه مردم تجمع کردند و از حضرت خواستند فردی را به عنوان امام جماعت نماز «تراویح»(4) منصوب کند، تا در شبهای ماه رمضان نمازهای مستحبی را با او به جماعت برگزار نمایند. حضرت به آنان گوشزد نمود این کار بدعت و برخلاف سنت رسول (ص) است. پیامبر «به جماعت خواندن نمازهای مستحبی» را منع کرده است.
آنان بدون توجه به رهنمود حضرت، یکی را به عنوان امام جماعت برگزیدند و نماز تراویح را برگزار کردند.
این خبر به حضرت علی(ع) رسید و برای نهی از منکر ، فرزندش امام حسن مجتبی (ع) را فرستاد و با آنان در این باره سخن گفت. آن عده وقتی که دیدند حکومت علوی در پی جلوگیری از این کار برآمده است، فریاد زدند: ای وای، سنت عمر را میخواهند نابود کنند.
با وجودی که امام مردم را آگاه نمود که در زمان پیامبر چنین نمازی متداول نبود، و این نماز در زمان عمر بنا نهاده شد و رسول خدا اجازه ندارد تا نمازهای مستحبی خوانده شود،مردم حاضر نشدند تا از این سنت عمر چشم پوشی نمایند و تابع فرمان امام باشند.
بنابراین چگونه حضرت میتوانست فدک را به فرزندان فاطمه(س) پس بدهد؟
از سیاستهای ابوبکر و عمر بود که از دست حضرت زهرا(س) و فرزندانش جدا باشد. حال اگر حضرت علی فدک را میگرفت،فریاد سر میدادند که ای وای،علی برخلاف سیاست عمر عمل میکند! نیز حضرت را متهم میکردند که غاصب است! حضرت با وجود چنین اوضاعی نمیتوانست فدک را پس بگیرد.(5) تا این موضوع مسایل مهم تر و اصلی تر جامعه اسلامی را تحت تأثیر منفی قرار ندهد.
پینوشتها:
1- نهج البلاغه، صبحی صالح، نامة 45.
2 - علل الشرایع صدوق، باب العلل التی من اجلها ترک فدکاً ،ج1 ،ص 155 ، ناشر، داوری .
3- ترجمة گویا و شرح فشرده نهج البلاغه،ج3، ص 445 و 446 ،محمد رضا اشتیانی ومحمد جعفر امامی ،قم، مطبوعاتی هدف .
4- نماز تراویح نمازی است که اهل سنت به عنوان نماز مستحبی در شبهای ماه رمضان به صورت جماعت به جا میآورند و این شیوه و سنتی است که از عمر، خلیفة دوم بر جای مانده است.
5- سلطان الواعظین شیرازی، شبهای پیشاور، ص 708 -710 ،تهران 1376 ق ،چاپ دوم .






