با سلام
با توجه به معنی آیه 75 سوره نسا آیا بر هر مسلمان واجب خواهد بود در شرایطی مانند فلسطین یا مشابه آن اقدام به جهاد نموده و برای کمک به آن مردم وارد جنگ شود ؟
در صورت امکان در خصوص معنی این آیه کمی توضیح دهید
متشکرم
با سلام و تشكر از اين كه با اين مركز ارتباط برقرار نموديد:
آیه مورد نظر شما به شرح زیر است:
وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً؛
چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شدهاند، پيكار نمىكنيد؟! همان افراد (ستمديدهاى) كه مىگويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما!
این آیه خطاب به مسلمانان مدینه است ،بعد از این که هجوم های مکرر مشرکان قریش را دفع کردند و قدرت یافتند. در این هنگام که توان فریادرسی مستضعفان مظلوم را پیدا کردند، خداوند آنان را بر سستی در دفاع از مظلومان تحت ستم ، توبیخ می کند .
در سال سیزدهم بعثت ، هجرت مسلمانان از مکه شروع شد و هر کس از زن و مرد که توانست از آن شهر ظلم و ستم فرار کرد و به مدینه آمد، ولی تعدادی زن و مرد و کودک ضعیف و ناتوان در مکه ماندند و مورد ظلم و ستم مشرکان بودند.
در سال های اول هجرت ، خود مسلمانان مدینه نیز مورد هجوم و ستم بودند . باید با چنگ و دندان از موجودیت خود دفاع می کردند. در این دفاع ها با پیروزی ها و شکست هایی مواجه شدند تا بالاخره با پیروزی در جنگ احزاب ، به صورت قدرتی در حجاز ظهور یافتند.
در سال ششم هجرت صلح حدیبیه منعقد شد و مسلمانان توانستند از فرصت پیش آمده استفاده کرده و با سرکوب یهود خیبر و فدک حاکمیت خود را محکم سازند. از این زمان به بعد بود که مسلمانان قدرت یافتند . فریادرسی مظلومان تحت ستم بر دوش آنان قرار گرفت . اقدام برای فتح مکه در سال هشتم ، اجابت دعوت قرآن و لبیک آنان به فریاد یاری طلبی مسلمانان مظلوم و تحت ستم مکه بود.
با توجه به این شرح ، به عنوان مسلمان موظفیم در حد توان به فریاد یاری طلبی مسلمانان تحت ستم در دیگر کشور ها در حد توان لبیک اجابت بگوییم. البته این کمک غالب اوقات به صورت نظامی و جنگ و لشکرکشی نیست ،بلکه راه های فراوانی برای اجابت و کمک به آن ها هست که غالبا از اقدام نظامی هم تأثیر بیش تر دارند ،ولی بالاخره ما به عنوان مسلمان نسبت به فریاد یاری طلبی مسلمانان تحت ستم مسؤولیت داریم.
این مسؤولیت امروز در جهان مساله ای منطقی و مورد قبول است . همه کشور ها با عنوان "دفاع از حقوق بشر" که یک مساله جهانی و فرامنطقه ای و فراملی است ، به دفاع از مظلومان و مستضعفان اقدام می کنند (یا اهداف خود را تحت این شعارهای انسانی و عدالت خواهانه دنبال می کنند) . ما مسلمانان به عنوان اولین مدافعان حقوق بشر که سابقه دیرینه تری از غرب در این زمینه داریم ، خود را موظف می دانیم به دفاع از همه مظلومان تحت ستم به خصوص مسلمانان تحت ستم اقدام کنیم و از حقوق آنان دفاع نماییم.
پس ما موظف به اجابت فریاد یاری طلبی مسلمانان مظلوم و مقهور و تحت ستم در تمام نقاط جهان هستیم ، ولی لازم نیست برای آن ها شمشیر کشیده و با دشمنان شان وارد جنگ نظامی شویم، مگر آن که شرایط برای این کار فراهم باشد، بلکه با رساندن فریاد آنان به دنیا و زنده نگه داشتن یاد آن ها و...که خود از بزرگ ترین کمک ها می باشد ،می توانیم انجام وظیفه کنیم .






