با سلام
من دختر 28ساله و کارمند یک اداره دولتی و دانشجوهم هستم ، و خانواده خیلی خوب و مهربونی دارم که خیلی دوسشون دارم الان3-4 ساله که با یکی از هم دانشگاهیام که خیلی پسره خوب و پاکی هست آشنا شدم و توو این مدت هیچ مشکلی باهم نداشتیم و اگه میگم پسره خوبی هست نه به دلیل اینکه دوست دارم چون همه جوره امتحانش کردم تمام همکارها و دوستانه اطراف بخوبی ایشون رو میشناسن حتی مادر خودم و واقعاً خیلی پسره خوب و بااخلاقی هستش ما خیلی بهم علاقه داریم نه کور کورانه و بچه گانه تا حالا سعی کردیم همه چی رو رعایت کنیم از هر جهت و خانواده هارو ناراحت نکنیم یه مشکلی سره راحمونه که نمی دونیم چیکار کنیم اونم تفاوت سنی هستش که من 5سال بزرگترم گرچه همه فکر میکنن بلعکسه و میخوام واسه ازدواج نکردن بهانه بیاریم چون من خیلی کوچیک و کم سنم و از لحاظه قیافه ام خدا واسم سنگ تموم گذاشته و اون اقام همین طور از هر لحاظ به هم میخورم حتی سطح خانوادگی تقریباً یکی هست اما متاسفانه پدر و مادرها خیلی خرافاتی ان و این زندگی ما رو خراب کرده.
مثلا چند وقت پیش مادر من یه فال قهوه ای رو دعوت کرد خونه فال گرفتیم واسه من خانومه گفت اگه ما باهم ازدواج کنیم مشکل به وجود میاد واسمون ، گفت من 2بخته ام و از اون روز مادر من الا بلا میگه باید از این پسره جدا بشی !!در حالی که حتی خوده اون آقا رو دیده و خیلی قبولش داشت و رو سرش قسم میخورد چون واقعاً ایشون خیلی پسره چشم پاک و با اخلاقی هست.
تورو خدا شما کمک کنین آخه من بیام زندگیم رو حرف یه فالگیر بنا کنم ؟ مگه میشه به خاطره یه فال زندگیم و خراب کنم !! در حالی که من فعلاً نمی خوام ازداوج کنم .
از شما میخوام کمکم کنین.
با سلام و تشكر از اين كه با اين مركز ارتباط برقرار نموديد:
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. آنچه مسلم است این است که ازدواج حق شماست و این شما هستید که باید بر اساس واقعیت ها در مورد ازدواج خود تصمیم گیری کنید و ازدواج خود را به امور موهوم و خرافی مثل فال قهوه و انواع دیگر فالگیری، بنا نسازید. لازم است در این خصوص با مادرتان با نرمی و ملاطفت صحبت کنید و خرافی بودن این امور را به او گوشزد کنید و نیز می توانید با واسطه قرار دادن افراد صاحب نفوذ و عالم، تفکر غیر منطقی مادرتان را تغییر دهید.
2. اینکه می فرمایید: «من فعلاً نمی خواهم ازداوج کنم» مقصودتان از این جمله چیست؟ اگر واقعاً قصد ازدواج ندارید پس چرا دیگر موضوع ازدواج را پیش می کشید و عشق آن پسر را در این 3-4 سال در سر می پرورانید؟ اگر قصد ازدواج دارید، پس چرا این قدر تعلل می کنید و اجازه می دهید این قضیه کش پیدا بکند؟ به نظر ما به تأخیر انداختن ازدواج آن هم برای دختر 28ساله ای مثل شما امر مطلوبی به حساب نمی آید.
3. منظور شما از اینکه می فرامایید: «من خیلی کوچیک و کم سنم» گویا نیست. آیا با داشتن 28سال سن هنوز خود را کوچک می پندارید؟ یا اینکه سن خود را اشتباهاً 28سال ذکر کرده اید و ما از سن واقعی شما بی اطلاعیم، به هر حال ما متوجه منظور شما نشدیم که امیدواریم عذر ما را پذیرا باشید.
4. نکته اساسی که شما به آن اشاره کردید، فاصله سنی شما با فرد مورد نظر است آن هم به این صورت که شما پنج سال از او بزرگتر هستید. در این باره مطالبی را خدمتتان بیان می کنیم تا شما به تصمیم گیری مناسب و منطقی رهنمون گردید.
5. یکی از معیارهای ازدواج، تناسب و تطابق سنی زوجین می باشد با بررسي سن ازدواج در ميان قشرهاي مختلف و جوامع گوناگون در مي يابيم كه غالبا ًسن مردان در جريان ازدواج بيش از زنان است. آلن ژيرار مي نويسد: آگاهي هاي جمعيت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است و مي دانيم كه بيشتر اوقات، افرادي با هم پيوند زناشويي مي بندند كه از لحاظ سني به هم نزديك باشند. از اين رو تناسب سني را بايد به عنوان يك ضريب مهم همسان همسري كه در جامعه از اهميت والايي برخوردار است، در نظر بگيريم.
چنین به نظر می رسد که فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان 4 ـ 3 سال آن هم به صورتی که سن پسر بزرگتر از دختر باشد، در نظر گرفت. البته این بدان معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده و یا از آن کاسته شود، حتماً نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه ها و معیارهای دیگر بررسی شده باشد و مشکل خاصی در آنها دیده نشود، میزان همخوانی و تناسب در آنها بالا باشد در این صورت می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست، طبیعی است که اگر سایر شرایط و معیارها مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی تواند موفق باشد.
به هر حال رویه اغلب افراد نشان می دهد که مردان از همسران خویش بزرگتر هستند و راسل دیویس نیز در اثر خود می نویسد: «حدود 80 درصد شوهران مسن تر از همسران خود هستند.» در اینجا رویه غالب می تواند به عنوان ملاکی برای انتخاب همسر، مد نظر باشد.(1)
اكثر كارشناسان معتقدند كه در شرايط عادي لازم است سن پسر چند سالي بيشتر از دختر باشد تا اينكه زن هميشه براي شوهرش جذابيت داشته باشد اين مطلب مبناي فرهنگي نيز دارد و فرهنگ عمومي جامعه اقتضا مي كند سن پسر چند سالي بزرگتر باشد، زيرا مديريت خانواده معمولاً به عهده مرد است و نفقه زن نيز بر مرد واجب است اين مسائل را كه كنار هم بگذاريم بهتر است اين تفاوت سني باشد.
6. تفاوت سني بين پسر و دختر، خصوصاً اگر دختر بزرگتر از پسر بايد ممكن است مشكلاتي از اين قبيل را ايجاد كند:
1- تفاهم و درك متقابل را كاهش دهد.
2- به مرور زمان جذابيت زن براي مرد کمتر شده و رضامندي جنسي كاهش می یابد.
3- مديريت خانواده دچار مشكلاتي شود.
4- جنبه تکیه گاهی مرد برای همسرش، از بین برود
7. باید توجه داشت که معمولاً فاصله سنی زیاد دختر و پسر در ازدواج مشکل آفرین می باشد و در شرایط معمولی چنین ازدواج هایی توصیه نمی گردد. اما در مورد شما باید عرض کنیم که در موقعیت فعلی که پسر مورد علاقه تان پنچ سال از شما کوچکتر است به نظر می رسد این مقدار اختلاف سنی آسیب زا و مشکل آفرین است، از این روی اگر نتوانید فکری برای مقابله با مشکلات و راه حلی برای حل آن پیدا کنید، نمی توان این مقدار فاصله سنی را به دیده اغماض به آن نگریست. به همین خاطر توصیه می شود اولاً معیارها و ملاک های اساسی ازدواج را در نظر بگیرید و ببینید چقدر با فرد مورد نظر تطابق و تناسب دارید ثانیاً ببینید که با مشکلات فاصله سنی و کوچک بودن سن پسر چگونه می توانید کنار بیایید آیا واقعاً می توانید به فردی که از شما کوچکتر است تکیه کنید و مدیریت و نحوی اداره زندگی او را بپذیرید و امر و نهی او را بشنوید و از او اطاعت کند؟ آیا می توانید علی رغم تفاوت سنی، اشتباهات و بی تجربه گی او را نادیده بگیرید و دم فرو بندید؟ لطفاً صادقانه با خودتان خلوت کنید و جواب منطقی برای این پرسش ها بیابید می توانید در این خصوص از یک روان شناس با تجربه کمک بگیرید و در صورت صلاح دید ایشان و چاره اندیشی مناسب برای مشکلات آتی، در این صورت می توانید ازدواج موفقی را پایه ریزی نمایید.
موفق باشید.
پی نوشت ها
1. راسل دیویس، دیرک، درآمدی به آسیب شناسی روانی، ترجمه دکتر نصرت اللّه پورافکاری.






